گزارش | عشق خاص لبنانیها به امام خامنهای
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 11 اسفند 1404 - 09:04
خبرگزاری تسنیم؛ مقاومت حزبالله لبنان و مردمی که سالهاست در برابر غاصبان رژیم صهیونیستی ایستادهاند، داستانی است که رنگ نمیبازد و با شهادت رهبران و سردمداران مقاومت، همچنان زنده و پایدار است. در بیروت و ضاحیه و در گوشه گوشه لبنان، روایتهایی از ایستادگی و مقاومت دیده و شنیده میشود و این بار همراه شدهایم با سه تن از مبلغین و حوزویان جهادی که در کنار روحیه مقاومت، با حضور در لبنان و با اقدامات جهادی و بشردوستانه، روزهای پرخاطرهای را سپری کردهاند و امروز، راویان زیباییهای مقاومت و ایستادگی مردم لبنان در منطقه هستند، راویان مردم خوب ایرانی که در آن روزها، با همدلی همنوعان خود را در جبهه مقاومت تنها نگذاشتند. مروری داریم بر این روایتهای خواندنی.
به گزارش خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حجتالاسلام والمسلمین محمدتقی وکیل پور، مدیرمؤسسه تخصصی خطابه امیر بیان، با بیان خاطراتی از حضور خود در لبنان در سپتامبر 2024 مصادف با مهرماه 1403 میگوید و اینگونه تعریف میکند: فردای شهادت سید حسن نصرالله بود که برای اولینبار، پای ما به ضاحیه جنوبی باز شد، نقطهای که واقعا فضای جنگی به خود گرفته بود و همان روزهای اول، عطر و بوی شهادت در همه کوچه پس کوچههای ضاحیه مقدسه پیچیده بود، ما با پرواز هوایی از کربلا به آنجا رفتیم، وقتی به ضاحیه رسیدیم، در جنوب بیروت به نقطهای رفتیم که محدوده اطراف محل شهادت سید بود و چه جای عجیبی بهنظر میرسید تصاویر عجیبی میدیدیم، به دوستان میگفتم چند تُن برای یک تَن، مواد منفجره ریختهاند، وقتی وارد قتلگاه شدیم آنجا عطر و بوی عجیبی در فضا به مشام میرسید، مثل شلمچه و طلاییه و مثل فکه سرشار از بوی شهادت بود. در بیروت بانوان و آقایان غیر شیعه به آنجا میآمدند و در اطراف قتلگاه، گل پرتاب میکردند و حتی افراد مسیحی را میدیدم که با پیشانیبندهایی چون «حزبالله هم الغالبون» و یا با فریاد «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» حضور داشتند و در اینباره کلیپی نیز از یک بانوی لبنانی که گل را به سمت مقتل پرت میکرد توسط دوستان ضبط شد که بسیار پربازدید شد.
وی در اینباره با ذکر خاطراتی افزود: در آن روز هنوز پیکر سید تشییع نشده بود وقتی وارد منطقه جنگی میشدیم خود به خود متوجه خونی که روی زمین ریخته میشود بودیم و قدمها و نفسها چیز دیگری بود. یاد حاج قاسم میافتادیم که چقدر در این کوچهها و پسکوچهها قدم زده بود؛ ایشان خاطرهای دارد که با عنوان در میانه آتش و تنها مصاحبه حاج قاسم با سایت خامنهای داتآیآر منتشر شده و در آن میگوید چون احتمال میدادیم ساختمان را بزنند من و سید حسن نصرالله وحاج عماد در کوچههای ضاحیه حضور داشتیم و پهپاد بالای سرمان بود و ما نیز وقتی آن جا حضور داشتیم، همان فضای جنگی قابل درک بود.
وکیل پور در مورد آن روزها اینگونه بیان کرد: ورود ما به ضاحیه همراه با عطر شهادت و بوی جهاد بود در کنار خانوادههایی که در آن شرایط مانده بودند و در ساختمانهای خالی اسکان داشتند، سبک و سیاق ما در کمک رسانیهایی که انجام میدادیم سبک و سیاق آن اوایل پتو و شیر خشک بود و این کمک بخشی از زمان ما را پر میکرد، اما گروههای جهادی نیاز داشتند کارهایی الگویی شکل بگیرد و اینگونه کار را شروع کردند. همینطور در مرحله نخست دید و بازدید از خانواده شهدا را در برنامه داشتیم. مردم هم دوست داشتند در این کارهای جهادی شرکت کنند. رهبری فرموده بودند که بگذارید گروههای مردمی هم در این کمکرسانیها باشند و سردار قانی گفته بودند فقط باید یک نظم و نظامی به گروههای مردمی داده شود و این اولین باری بود که ما در قالب گروه جهادی در خارج از کشور بودیم.
وی در اینباره گفت: ما به صورت خودجوش در آنجا حاضر شدیم و هر یک برای رفتن، شخصا مبالغی را از فروش موتور و یا پس انداز و یا رهن خانه با خود برده بودیم، در آن دوران جهادی خدمت میکردیم و حضورمان سازماندهی شده نبود، چون پولهایی که مردم میدادند نیتشان این بود دست مردم برسد و برکت هم داشت و حتی اینگونه نبود نامهای بزنیم که بخشی از پول را خرج ستاد کنیم. دستور رهبری نیز این بود که گروههای مردمی بروند، برای اولینبار بود در خارج از کشور گروههای جهادی حضور داشتند؛ شرایط اینگونه بود باید مردمی میرفتیم.
مدیر مؤسسه تخصصی خطابه امیر بیان در اینباره عنوان کرد: کمکم پای ما به خانههای شهیدان باز شد و مگر میشد کاری کرد و با شهدا کاری نداشت، اگر بخواهیم شهدا ما را ببینند باید هوای هم محلی و خانوادههای شهدا را داشته باشیم، از میان حرفهای آنها سخنان نابی شنیده میشد و نام امام خمینی(ره) را پررنگ میشنیدیم؛ در کنار تبلیغ بینالملل کارهای جهادی را ادامه میدادیم، برخی از رفقا تجربه سه تا پنج بار سفر داشتند.
وی در این خصوص روایت کرد: برخی از شهدا، هنوز پیکرشان از میان آوار بیرون نیامده بود و ما در منطقه به آنها سری میزدیم، کسانی بودند که پس از سیدحسن نصرالله و سیدهاشم صفی الدین به شهادت رسیده بودند، من حتی رفیقی داشتیم که ما را همراهی میکرد و اخیرا به شهادت رسید و دائم آنجا شهید میدهند، و حتی شرایطی داشتند که پیکر عزیزانشان دفن نمیشد، اما شهدا راه را برای ما باز میکردند و ما کلیپهایی داریم که تولید محتوا از این خانواده شهدا داشتیم و روایتها را ثبت میکردیم و چون فضا امنیتی بود همه کارها با تلفن همراه بود.
وکیل پور در این روایتگویی ادامه داد: ما به سراغ مادری رفتیم که 4 فرزند شهید داشت، به منزلشان رفتیم بسیار ما را تکریم کردند، با خود مترجم بردیم، میگفتند ایرانی یعنی قدرت و برکت و واقعا هیچ مطالبهای نداشتند و ما را همچون حاج قاسم میدانستند و فقط ما را به جمهوری اسلامی و شهید سلیمانی و سید قائد و برخی از شهدای ایرانی میشناختند، حتی ما را با کفش به منزل میبردند در حالی که خود روی زمین مینشستند، مردم لبنان به مادران شهید، جبل به معنای کوه میگفتند و واقعا هم همچون کوه صبور و شکیبا بودند. به یاد داریم یکی از هدایا که انگشتر طلا و کمک مردمی بود را به ایشان اهدا کردیم. این مادر شهید میگفت من نمیتوانم این انگشتر را بفروشم و یادگار نگه میدارم در حالی که نیاز داشت. مادری که حس میکرد ما فرزندان شهیدش هستیم و چقدر این حس زیبا بود.
وی افزود: حتی وقتی چفیهای از سوی حضرت آقا برای خانواده شهدا میبردیم؛ ما را با کفش داخل خانه میبردند و اصرار میکردند کفشها را از پا بیرون نیاوریم.در حالی که بسیار به کفش داخل منزل حساس بودند، اما به گفته همراهانشان، چون ما را نماینده رهبری میدانستند میگفتند کفش، تبرک است، آنها علاقه خاصی به رهبری دارند و حتی میدیدم چفیه رهبری را داخل شیشه قرار داده بودند، یکبار نیز تابلو فرش امام رضا(ع) را برای یکی از خانوادهها بردیم، خیلی با اینها حس میگرفتند و دوست داشتند.
این مبلغ دینی و فعال امور جهادی بیان کرد: به یاد دارم به منزل مادر شهیدی رفتیم که پدر خانواده 30 سال قبل شهید شده بود و دو پسر داشت که شهید شده بودند و در جنگ اخیر ایشان گفت من روز قیامت شرمنده حضرت زینب(س) هستم؛ یعنی مادری که حتی تشییع فرزندان خود را ندیده بود چنین میگفت، چرا که بر این باور بود حضرت زینب(س) همه هستی خود را از دست داده و او هنوز به چنین مرحلهای نرسیده و شرمنده ایشان است.
وی ادامه داد: مردم لبنان، علاقه بسیار زیادی به سیدحسن نصرالله داشتند؛ ایشان همواره جلسات زیادی با نخبگان و رزمندگان و نیروهای مقاومت داشتند و در طول 6 ماهی که محاصره شدند با قدرتی که در شیوههای تبلیغی و تربیتی داشتند، ایستادگی و دیگران را به صبر و مقاومت دعوت کردند و جنبههای تبلیغی و تربیتی ایشان، میدانی بود؛ من توصیه میکنم مبلغین بروند مناطقی از جبهه مقاومت را ببینند، اتو کشیده هم نروند، ما کسانی را داریم که وصیتنامه خود را نوشتهاند و خود را در این راه وقف میکنند و همه سختیها را تحمل میکنند و مخلصانه قدم برمیدارند.
وکیل پور با روایت برخی از رویدادها در سفر به لبنان عنوان کرد: باید بتوانیم خانواده مقاوم را تکثیر کنیم؛ باید دید مادران لبنانی با چه تفکراتی، اینگونه مقاوماند و چنین فرزندانی را تربیت میکنند، بسیاری از جوانان لبنان آن سِیر تربیتی سیدحسن نصرالله را به خوبی درک کرده و از محضر ایشان یاد گرفتند که مرد میدان باشند و مادرانی که اینگونه فرزندان را برای شهادت تربیت میکنند.
وی خاطرنشان کرد: سیدحسن نصرالله شخصیتی است که از خود عبور کرده و مرد میدان است؛ وی میگفت جمهوری اسلامی عمود و وسط خیمه است و حضرت آقا ستون است و ارادت خاصی به رهبری داشت، رهبر انقلاب نیز بر این باور است که جمهوری اسلامی ایران در دستان امام عصر(عج) است، ما در این سفر عنایاتی را از شهدا دیدیم که همچون سید حسن نصرالله خالصانه در میدان حضور داشتند و اینها قابل توصیف نیست و باید این فرهنگ شهادت و ایثار را در بین جوانان خود تبیین کنیم.
این راوی و مبلغ دینی تصریح کرد: در میان حملات، گاهی ساختمانها را در لبنان میزدند و من میدیدم جوانان شروع به نوشتن وصیت میکنند؛ حتی گاهی جای راحتی برای خواب نداشتیم و برخی از اوقات، پاتوق بچهها، گلزار شهدا بود و ارتباط زیادی با شهیدان داشتند، و همه تلاش خود را داشتیم تا نکات تبلیغی را نیز تبیین کنیم، جوانی بود در سوریه که با یک سرباز روسیه ارتباط گرفته بود و وقتی شهید میشود، سرباز روی تانک، عکس شهید را قرار میدهد و مقام شهیدی را گرامی میدارد و حرکتهای نمادین به پاس مقام شهید را میبینیم و این مسیر هدایتگری است که باید روایت شود.
وی گفت: این مسیر تربیتی هم از حوزه میگذرد و هم از میدان؛ و باید این دو به هم متصل باشد، در لبنان، تربیت فرزندان در میدان است، ما در کشور خودمان نیز جوانهایی داریم که عاشق شهادت هستند، و مادرانی که فرزندان خود را در این راه تربیت کردهاند و این فرهنگ ارزشمند است، در لبنان، خانوادههایی با کمترین امکانات زندگی میکنند و مادرانی هستند برای شهادت فرزندان دعا میکنند و حضرت زینب(س) و حضرت فاطمه(س) را الگوی خود میدانند، و چه خوب است که ما نیز در مسیر تبلیغی و تربیتی، چنین فرهنگی را تبیین کنیم.
مدل گفتمانی سیدحسن نصرالله، حضور در میدان بود
حجتالاسلام والمسلمین حمید قدیری، استاد حوزه علمیه، جانشین ستاد این مؤسسه تخصصی امیر بیان نیز در این گفتوگو به روایتگری پرداخت و گفت: به یاد دارم شهید محمدحسن دهقانی که در سوریه شهید شد و از رفقای بنده بود یک شب خواب دیدم از وی حاجتی میخواهم و میگوید به شرطی دعا میکنم که به پدر و مادر من سری بزنید، همین احترام به خانواده شهداست که شهیدان حوالههای ما را امضا میکنند.
وی در ادامه در خصوص خاطراتی از مردم لبنان اینگونه عنوان کرد: در لبنان حتی مادران شهید برای فرزندان و عزیزان خود گریه نمیکردند و بسیار صبور و علاقهمند به آرمانها بودند و اصلا افسرده و غمگین نبودند ما با دیدن خانواده شهدا در لبنان انرژی میگرفتیم، ما از مادری شهید پرسیدیم چطور راضی میشدید فرزندتان شهید شود، میگفت من فرزندم را برای شهادت تربیت کردهام. و میگفت اگر همه فرزندانمان شهید نشوند حلالشان نمیکنم و این شوخی نیست و از این مادرها زیاد هستند.
این استاد حوزه علمیه بیان کرد: مبنای اینکه خانواده توحیدی تکثیر میشود این است که در سیر مقاومت بزرگ میشوند، اینها را میدان میسازد وگرنه فرصتی ندارند که دوره تربیتی بگذارند،آنها خدا را در میدان میبینند و بیشترین جمله را که میگفتند این بود که خدا در میدان است، مدل گفتمانی حسن نصرالله نیز میدان بود.
وی گفت: ما وقتی سوغات میآوردیم عکس شهدا را میآوردیم، آن هم شهدایی که در آنها اهل تسنن و مسیحیان بودند، اما هر کس آمده بود علاقهای به سیدحسن نصرالله داشته است، آنها برای خدا و حفظ وطن میجنگند و مقاومت میکنند و شهید میشوند.
مردم لبنان، هزینه سازش را بیشتر از مقاومت میدانند
در این روایتگری حجتالاسلام والمسلمین مجید دهقان، مسئول تولید محتوای مؤسسه امیر بیان نیز بیان کرد: من امید زیادی نداشتم به لبنان بروم، چون مادرم حساس است و اجازه نمیداد سفر خارج از کشور بروم، مادرم دو فرزند دارد و پدرم نیز از دنیا رفته و از این رو مادر نسبت به دوری ما حساس است؛ زمانی که گفتم میخواهم به لبنان بروم کمی فکر کرد و گفت باید استخاره بگیرم و با این همه حساسیت خواست استخاره بگیرد و گفت برو.
وی ادامه داد: خیلی از سفر به لبنان خوشحال شدم؛ واقعا تجربهای جذاب بود، من توصیه میکنم، مبلغین بروند و فضای حزب الله و جبهه مقاومت را ببینند که در رأس آن لبنان است،یه یاد دارم زمانی که وارد لبنان شدیم توفیق نشد به زیارت سیدحسن نصرالله بروم و به روضه الحورا و روضة الشهدا و گلزار شهدا رفتم و مقتل سیدحسن نصرالله را میدیدم، در آن حوالی به درخت معروفی رسیدیم، همان درختی که حاج قاسم در جنگ 33 روزه برای رهایی از شناسایی پهپادها حرارتی به آن پناه برد و دشمن نتوانست ایشان را شناسایی کند، با حضور در آنجا، همه این رویدادها برایم مجسم و زنده شد و بسیار جذاب بود.
این مبلغ دینی و فعال گروه جهادی عنوان کرد: حال و هوای لبنان بسیار خاص و ویژه است، در جاهایی اصلا احساس غربت نداشتیم و مثل خانه خودمان بود و در سراسر لبنان عکسی از حاج قاسم و امام خمینی(ره) و رهبری را میدیدم و نام جهادی حسین فهمیده را در تابلویی به تصویر کشیده بودند و یا عکس شهید رئیسی را در خیابانها میدیدیم، آنها بسیار به فرهنگ شهادت ایمان دارند و این فرهنگ غنی از ایران به لبنان صادر شد و از شهیدان ما الگو میگرفتند.
وی بیان میکرد: ما با شهدایی آشنا شدیم که در دوران حیات خود عقد اخوت بسته بودند و بسیار روحیه معنوی داشتند و حتی شهدایی در مساجد بودند که در اعتکاف به مقام شهادت رسیدند، عروس خاورمیانه را ببینیم که دشمن چه بر سر آن آورده است، با این حال آنها فهمیدهاند هزینه سازش بیشتر از مقاومت است و از این رو همه در ادیان مختلف مقاومت میکنند، در این حملات، بزرگان زیادی شهید شدند و باز هم ایستادهاند و به آرمانها فکر میکنند، گاهی باید از جوانان درس معرفت بگیریم و این وابسته به تربیت خانوادگی است که فرزندان را این گونه معنوی تربیت میکنند، این عشق به شهادت هیجانی و زودگذر نیست بلکه بنیه فکری و تربیتی دارد.
حجتالاسلام والمسلمین مجید دهقان خاطرنشان کرد: ما نباید شهدا را برای نسل جوان ماورایی و دست نیافتنی کنیم، بسیاری از آنها همانند ما زندگی میکنند، باید جوانان را با زندگی این جوانان آشنا کنیم، در لبنان وقتی فرزندی شهید میشد لبیک یا حسین میگفتند که فرزند را در راه خدا دادهاند و گاهی به ما میگفتند ما هر چه داریم از شما روحانیت و علماست؛ تربیت در میدان اتفاق میافتد، شهیدی نبود که کمک به فقرا و رسیدگی به ایتام را در زندگیاش نداشته باشد، پس انداز برای آنها معنا ندارد و هر چه اضافه بیاید برای فقراست، ما با شهید ابوهادی آشنا شدیم که بنا بود و از فقرا پولی دریافت نمیکرد و یا شهیدی بود که در آخرین توصیهاش، رسیدگی به خانواده شهدا را مورد تأکید قرار داده بود، همه اینها درس است.
خبرنگار: حمیده زند
انتهای پیام/