حضرت خدیجه؛ سرمایه‌ی مادی، سود معنوی

خبرگزاری تسنیم ـ علیعسگری*؛ ثروتمند کیست؟ کسی است که نیاز دیگران را نردبانی برای سودآوری خود قرار می‌دهد یا ثروت را بیش از آنکه مال‌التجاره در دنیا پندارد، آن را مستمسک هدایت مردم و سعادت اخروی خویش قلمداد می‌کند؟

وقتی جان‌لاک نظریه‌ی مالکیت خصوصی را طرح کرد و سرمایه‌داران اروپا، خود را برای انباشت سودهای هنگفت آماده می‌کردند، افرادی در ایران حضور داشتند که دست‌گیری و انفاق برای مستمندان را رمز و راز زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ی خود می‌دانستند. کاسبانی که با بسم‌الله دکان را به روی مشتریان باز می‌کردند و حبیب خدا خوانده می‌شدند.

برای مردم ایران که فرهنگ اسلامی را در شریان‌های زندگی روزانه‌ی خود جاری ساخته‌بودند، تجارت پیش از آنکه وسیله‌ی امرار معاش باشد، راست و ریس کردن کار خلق الله بود. مردمی که بازار را پناهگاهی برای سفره‌هایشان می‌دانستند و اهل کسبی که آبروی مؤمنین را نگهبانی می‌کردند.

این مرام و اعتقاد در غرب جای خود را به اندیشه‌هایی داده‌بود که کسب و کار را بهانه‌ای برای زنده ماندن در میان گرگ‌ها تبدیل کرده‌بودند. هابز انسان را گرگ انسان می‌خواند و لاک برای آنکه انسان‌ها گریبان یکدیگر را چاک ندهند، سعی داشت تا بازار و تجارت را محلی برای رقابت و تنازع بقای سرمایه‌داران قرار دهد. ماجرا از این قرار بود: هر که سودش بیش، امکانات و رفاهش بیشتر.

در این نگاه کرامت انسانی و انفاق شوخی بود؛ چراکه وقتی انسان به درنده‌خویی متهم می‌شود، چگونه می‌تواند همچون بخشندگان، اهل گذشت باشد، وقتی رسم بازار غربی، مرگ او را رقم خواهد زد و او را از چرخه‌ی حیات اقتصادی و اجتماعی دور می‌کند؟!

کار در اندیشه‌ی غرب، اهرم فشاری شد تا آرام آرام رقابت آزاد در انحصار تعداد محدودی از سرمایه‌سالاران قرار گیرد و سایر مردم، مانند بردگان‌ی مطیع هر آنچه را که اربابان می‌خواستند، پذیرا باشند. اگر تورم بود اطاعت کنند و اگر فقر و بی‌خانمانی بود سر تسلیم فرود آورند.

اما در اسلام، قضیه کاملاً متفاوت است. سرمایه و تجارت نه برای تنازع بقا، بلکه وسیله جهت حفظ خانواده، تربیت، انسجام اجتماعی و رشد هویت انسان است. پول با هر شکل و شمایلی، یک قرارداد اجتماعی میان خریدار و فروشنده نیست؛ پول اعتبار شده است تا تعهد مسلمانان به یکدیگر در قبال حفظ اموال‌شان افزایش یابد و این مهم، عین انسان‌سازی است.

بازار در اسلام سودآوری دارد، ولی نه با نگاه انحصاری لاک، بلکه جنس سودآوری در بازار، توأم با حفظ کرامت انسان و فراهم سازی رفاه نسبی برای بی‌بضاعت‌هایی است که علت فقرشان نه تنبلی که بی‌عدالتی و افزایش فاصله‌ی طبقاتی است.

به همین منظور باید اظهار داشت، الگوی تجارت در اسلام، زنی است که مال خود را جمع کرد، اما نه برای رفاه شخصی‌اش! او مال‌اش را برای تربیت انسان‌هایی مبذول داشت که مسئولیت‌های سنگینی را در راه جهانی‌شدن اسلام برعهده گرفته‌بودند. همان اسلامی که باید بی‌عدالتی، تبعیض و فساد را از بین می‌برد تا زندگی آدم‌ها، مال‌التجاره‌ی سرمایه‌داران نگردد. حال ابوسفیان باشد یا صهیونیست‌های متجاوز!

حضرت خدیجه(س) از ثروتمندانی بود که سرمایه را در راه حیات اسلام داد. این عبارت اگرچه کلیشه‌ای است، اما حقیقتی است که می‌تواند در سبک زندگی امروزه‌ی ایرانیان مؤثر بیفتد. سبکی که با تجمل عجین شده و ساده‌زیستی از سفره‌هایش رخت بسته‌است.

سرمایه‌ی حضرت خدیجه(س)، آن‌هم در شرایطی که مسلمانان در سخت‌ترین شرایط و در پناه شعب ابی‌طالب صبح را به شب می‌رساندند، بهترین و سودآور‌ترین سرمایه‌گذاری در تاریخ بود. سودی که در هیچ‌یک از چرتکه‌های غرب قابل محاسبه نیست و تنها اهل ایثار ارزش آن را درک می‌کنند.

سرمایه‌ی مادی مادر مؤمنان، سرمایه‌ی معنوی امروز ما مسلمانان شد. به‌راستی اگر ایثار خدیجه(س) نبود، امروز چگونه می‌توانستیم بی‌عدالتی و بربریت غرب مدرن را فریاد زنیم وقتی قرار بود بردگان‌شان شویم! از کجا معلوم که بدون ایثار او، امروز همچون دیگران، قربانی جانیان جزیره‌ی اپستین نمی‌شدیم؟

اگر ثروت او نبود چگونه عدالت علوی را مصداق سیاست اسلامی می‌خواندیم و از استقامت امام‌ حسین(ع)، سلاح ایمان در برابر استکبار می‌ساختیم؟!

به‌راستی انقلاب و هویت اسلامی خودمان را مدیون مادری هستیم، که سرمایه‌اش دنیا و آخرتمان را کفایت می‌کند، کافی است هوشیار باشم.

*پژوهشگر علوم‌اجتماعی

انتهای پیام/