رزق امروز|چه کنیم که محبوب خدا شویم؟
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 10 اسفند 1404 - 07:14
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حضرت ختمیمرتبت پیامبر گرامی خداوند(ص) برای هر روز از ماه رمضان دعایی ذکر فرمودهاند و دعای روز یازدهم این ماه مبارک بهشرح زیر است:
بسماللّهالرّحمنالرّحیم
اللَّهُمَّ حَبِّبْ إِلَیَّ فِیهِ الْإِحْسَانَ وَ کَرِّهْ إِلَیَّ فِیهِ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیَانَ وَ حَرِّمْ عَلَیَّ فِیهِ السَّخَطَ وَ النِّیرَانَ بِعَوْنِکَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ
اى خدا در این روز احسان و نیکویى را محبوب من و فسق و معاصى را ناپسند من قرار ده و در این روز خشم و آتش قهرت را بر من حرام گردان بهیارى خود، اى فریادرس فریادخواهان.
آیت الله مجتهدی تهرانی(ره) دعای یازدهمین روز ماه رمضان را این گونه شرح میداد: «اللَّهُمَّ حَبِّبْ إِلَیَّ فِیهِ الْإِحْسَانَ» یعنی خدایا کاری کن که خوبیها را دوست داشته باشم و از بدیها بدم بیاید و عبادت و انجام هر کار خوبی نزد من محبوب باشد.
این دعای خیلی خوبی است که انسان طوری باشد از کار خوب لذت برد. اگر خواستی کار خوبی انجام بدهی، مخفیانه انجام بده و قصد قربت کن. اگر باخبری که همسایهات تنگدست است، خیرات و صدقات خود را به شخص ناشناسی بده، بگو؛ "این قالی را برو بده در خانه فلانی"، تا خداینخواسته همسایهات خجل نشود. طوری زندگی کنید که آبروی کسی را نریزید. در احسان، اهل ریاکاری نباشید، که اگر این گونه بودید در قیامت برای شما اجر و پاداش نیست.
اجناس خوب و اعلا صدقه بدهید
جنس خوب هم صدقه بدهید، اگر متمکن هستی جنس اعلا را برای صدقه و خیرات کنار بگذار. شخص متمکنی میگفت؛ "برای زکات فطریه جو میشود داد؟"، به او گفتم؛ "مگر خودت نان جو میخوری؟ تو که وضعت خوب است برنج اعلای آستانه اشرفیه بده؛ چرا جو میدهی؟ تازه، وقتی هم به درب منزل مستحق بردی نگو این فطریه است، تو چهکار داری بگویی این برنجی که آوردهام فطریه است؟ بگو؛ "به منزلتان میآمدم خواستم دستخالی نیایم."، بگو؛ "عیدی است و… ."، کاری نکن که فامیل فقیرت یا همسایه تنگدستت خجالت بکشد.
بهترین خوبیها این است که آدمی به فامیل فقیر کمک کند. بعضیها به فامیل کمک نمیکنند، حتی مرحوم آیتالله العظمی بروجردی رحمة الله علیه احتیاط میکردند و میگفتند؛ "اگر در شهرتان مستحق وجود دارد، اشکال دارد که فطریه را به شهرهای دیگر بفرستید".
پس اگر شما اهل تهران باشید و پول فطریه را فرستادی اصفهان، اگر این پول بین راه تلف شد، شما ضامن هستی و باید یک مرتبه دیگر این پول را بدهی. پس دعا دعای خیلی خوبی است؛ از خدا بخواهیم که احسان را نزد ما محبوب کند.
اهمیت غذادادن به مردم بهنیت اموات
در حدیث وارد شده است؛ «خَیرُکُم مَن اَطعَم الطَعام» بهترین شما کسانی هستند که اطعام طعام میکنند؛ غذا درست میکنند و به دیگران اطعام میدهند.
در قدیم رسم بود کسی که مردهای داشت در شبهای جمعه همان غذایی که میت ایشان دوست داشت میپختند و خیرات میکردند، مثلاً اگر پدر مرحوم کسی، قیمهپلو دوست داشت، شب جمعه آن را تهیه میکردند و خیرات میکردند.
در روایت آمده است؛ ارواح مردگان مؤمنین در شبهای جمعه بالای پشتبام منازل اقارب و خویشان سر میزنند و میگویند: "آن لقمههایی که جلوی سگان میاندازید بهنیت ما خیرات کنید؛ ما محتاج هستیم."، التماس میکنند.
والدین باید بعد از مرگ هم از ما راضی باشند
بهیاد دارم زمانی که بچهسال بودم و در مغازه پدرم کار میکردم، بعضیها سوار بر گاری، سیب قندی آورده بودند و داد میزدند؛ «خیرات مردهها»، شما هم برای اموات خیرات داشته باشید، اما متأسفانه الآن کسی به فکر مردگان نیست، آنوقت میگویند؛ "آقا، کار من پیچیده است و گره در زندگی دارم؛ باید چهکار کنم؟"، وقتی پدرت از تو راضی نیست، همین میشود،
اگر هم بگویی؛ "پدرم تا زنده بود از من راضی بود."، آن مربوط به زمان حیات اوست، نه حالا که او را فراموش کردهای، الآن که دست او از دنیا کوتاه شده است و تو برای او کار خیری نمیکنی، از تو ناراضی است.
در روایت آمده است؛ بعضی از افراد هستند که در زمان حیات، والدین آنها از ایشان راضی بودند و بعد از مرگ از فرزندان خود ناراضی هستند.
شخصی در خواب دید که ارواح مؤمنین بهسرعت بهسوی بهشت در حرکت هستند و بین ایشان شخصی بود که لنگلنگان بهسوی بهشت قدم،برمیداشت. از او سؤال کرد؛ "علت اینکه شما بهآهستگی در حال حرکت بهسوی بهشت هستید، چیست؟"،
مرد جواب داد؛ "آن ارواح مؤمنینی که بهسرعت حرکت میکنند بهخاطر این است که اولاد آنها نسبت به اموات خود، اهل خیرات بودهاند، اما فرزند من برای پدرش کار خیری انجام نمیدهد و سیر و حرکت من بهسوی بهشت آهسته و کند است."، مرد گفت؛ "آدرس منزل فرزند شما کجاست تا به او اطلاع بدهم؟"، روح آن مؤمن گفت؛ "پسرم رختشویی دارد و در فلان منطقه ساکن است."، این شخص از خواب بیدار میشود و فرزند آن مرحوم را پیدا میکند و شرح واقعه میکند و میگوید؛ "فلانی، پدرت از تو ناراضی است و در عالم خواب از تو گله کرد و از تو میخواست که برای او خیراتی داشته باشی".
پسر آن مرحوم که وضع مالی مناسبی نداشت و کمی عصبانی بود، دست زیر آب دریا کرد و مشتی آب بیرون ریخت و گفت؛ "این مشت آب هم خیرات پدرم."، فرداشب در خواب دید که پدر این شخص با تندی حرکت میکند و تعجب کرد، پرسید؛ "داستان ازچهقرار است؟"، جواب داد؛ "آن زمانی که پسرم با عصبانیت آن مشت آب را از دریا بیرون ریخت، کنار ساحل دریا ماهی ریز و کوچکی در حال مردن بود و به خشکی افتاده بود، وقتی پسرم آن مشت آب را به بیرون دریا ریخت و گفت: «این هم خیرات پدرم.»، آن مشت آب بهروی آن ماهی ریخت و او هم جانی گرفت و به داخل دریا پرید، و زنده ماند، بهبرکت همان یک عمل این گونه شد".
یک کار خوب سبب نجات یک نفر میشود، لذا در حدیث آمده است؛ «خَیرُکُم مَن اَطعَم الطعامَ و اَفشاء السّلام وَ صَلَّی وَ الناسُ نیام»، بهترین شما کسی هست که اطعام کند و بلند سلام کند و اهل نماز شب باشد در زمانی که مردم در خواب هستند.
البته انسان باید خودش را از همه بدتر بداند و موقع نماز شب بهیاد این حدیث نباشد که؛ "بله، من از همه بهتر هستم."؛ و دچار عُجب شود.
پرهیز از عُجب
حضرت امام سجاد علیه السّلام در حدیث ابوحمزه ثمالی به ما یاد دادهاند و فرمودهاند؛ «خدایا، آیا بین بندگانت از من بدتر وجود دارد؛ فَمن یَکونُ اسوءَ حالٍ منی؟»، با اینکه ایشان معصوم است، ولی اینگونه خودش را کوچک میبیند، بهخاطر همین هیچ وقت نگویید؛ "من خوب هستم."، ولو حدیث میگوید شما خوب هستید و اهل اطعام طعام و خیرات و نماز شب هستید، همیشه بین خوف و رجاء باشید.
راز عصمت معصوم
«وَ کَرِّهْ إِلَیَّ فِیهِ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیَانَ»؛ خدایا من را طوری قرار بده که از فسق و معصیت بیزار شوم و از گناه کردن بدم بیاید. اگر گناه در نظر شما بهشکل نجاست تمثل پیدا کند، هرگز گناه نمیکنی. اگر معصوم اهل گناه نیست بهخاطر این است که ایشان باطن و حقیقت گناه را میبینند و در منظر ایشان گناه زشت جلوه میکند.
«وَ حَرِّمْ عَلَیَّ فِیهِ السَّخَطَ وَ النِّیرَانَ»؛ خدایا؛ غضب و آتش خودت را بر من حرام کن.
حضرت امام صادق علیه السّلام فرمودهاند؛ "شما ایمانتان را با خودتان بیاورید، ما از شما دستگیری و شفاعت میکنیم". آیاتی که در قرآن درباره شفاعت آمده است مربوط به کسانی است که با ایمان از دنیا میروند، آیات دو نوع هستند، بعضی آیات گفتهاند؛ «وَ لایُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ» و بعضی آیات این گونه است؛ «مَنْ ذَا الَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ» یعنی شفاعت نیست، پس جمع بین این دو دسته از آیات به این است که شفاعت نیست برای مردودین و شفاعت هست برای تجدیدیها.
قبولیها هم شفاعت دارند، منتها برای افزایش درجه، اما نوع ما از گروه دوم هستیم؛ یعنی جزو تجدیدیها هستیم و انشاءالله با ولای اهلبیت(ع) ما را شفاعت میکنند و تجدیدی ما را درست میکنند، فقط اولیای الهی از گروه قبولیها هستند ولی خدا نکند که ما جزو مردودین باشیم.
«بِعَوْنِکَ»؛ خدایا، همه این دعاها را از تو خواستم ولی تا خودت کمک نکنی، من نمیتوانم به این امور متخلّق بشوم و بدون یاری تو این مسائل محقق نمیشوند.
شما باید یک قدم بردارید تا خدا هم شما را کمک کند، در روایت آمده است؛ "اگر شما یک قدم بهسوی او برداری، خداوند هرولهکنان بهسوی تو میدود."، لذا ناامید هم نباش، ولی باید یک قدم بهسوی او برداری تا امدادهای الهی را ببینی.
«یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِین» یعنی ای خدایی که هر کسی که به تو بگوید؛ "الهی پناهم بده، تو پناهش میدهی".
انتهای پیام/+