گوشه‌ای از فضایل حضرت خدیجه کبری(س)

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، مطابق آنچه در آیه ششم سوره احزاب آمده، خداوند متعال همسران پیامبر را مادر مؤمنان معرفی کرده است: «النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ». بر این اساس بر تمامی مؤمنان لازم بوده و هست که برخی از احکام و وظایف فقهی و اخلاقی را که فرزند در مقابل مادر خود دارد، در ارتباط با همسران پیامبر رعایت کنند و این ویژگی مشترک تمامی همسران پیامبر است، اما این جایگاه و ویژگی زنان پیامبر نسبت به دیگر زنان، نه صرفاً به سبب همسری پیامبر، بلکه به دلیل ایمان و رعایت تقوا و پرهیزگاری است.

چنانچه در آیه سی‌ودوم همین سوره آمده: «یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ ...» و این شرافت تا هنگامی برای این زنان باقی است که در اطاعت و تسلیم امر پروردگار باشند و به گناه آلوده نشوند. اما همان طور که در هر یک از عرصه‌های حیات برخی بر دیگران برتری دارند، در میان همسران پیامبر نیز می‌‌توان گفت برخی بر دیگران برتری دارند، برتری‌‌هایی که تنها ناشی از تفاوت در ویژگی‌‌های اعتقادی، عاطفی و رفتاری آن‌هاست.

برای مثال حضرت خدیجه پیش از ازدواج با حضرت محمد(ص) از حنفاء مکه بودند و از شدت پاکدامنی به «طاهره» شهرت داشتند. در رسیدگی به فقرا و ایتام چنان کوشا بودند که به «ام‌‌الایتام» و «ام‌‌الصعالیک» (مادر بینوایان) ملقب گردیدند. در صداقت چنان شهره خاص و عام بودند که به «صدیقه» معروف گردیدند و چنان اهل خیر و برکت رساندن به دیگران بودند که به ایشان «مبارکه» می‌‌گفتند.

حضرت خدیجه چنان موقعیت اجتماعی و اقتصادی ممتازی در مکه داشتند که به «سرور زنان قریش» لقب یافته، و تمامی اشراف و بزرگان مکه خواستار ازدواج با ایشان بودند اما حضرت خدیجه به دلیل اعتقادات دینی، آگاهی‌‌های اجتماعی و شناختی که از باورها، حالات و رفتارهای خواستگاران خود داشتند، به تمامی آن‌ها پاسخ منفی داده و از روی شناخت و آگاهی کامل، که حاصل زیر نظر گرفتن چندین ساله حضرت محمد بود، ایشان را به همسری خود انتخاب کردند.

به گفتة پیامبر در تفسیر آیه «وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا» حضرت خدیجه و دخترشان حضرت فاطمه (س)، به همراه حضرت علی (ع) و یازده امام دیگر، همگی مایة روشنی چشم پیامبر و پیشوا و حجت بر خلق بودند. علی‌‌رغم اینکه داشتن چند همسر برای اعراب مکه امری رایج و عادی قلمداد می‌‌شد، اما پیامبر اسلام در طول بیست‌وپنج سال زندگی مشترک با حضرت خدیجه(س)، هیچ همسر دیگری اختیار نکردند که این نشان از کفویت کامل پیامبر و حضرت خدیجه دارد.

به واسطه شناختی که حضرت خدیجه(س) از حضرت محمد(ص) داشتند، بلافاصله پس از ازدواج، تمام ثروت خود را در اختیار ایشان قرار دادند تا از آن در راه خدا و آزادی و رفاه بندگان خدا استفاده شود. ابن‌‌ عباس که در تفسیر قرآن شاگرد پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) بوده در تفسیر آیه «وَ وَجَدَکَ عائِلًا فَأَغْنی» می‌‌گوید خداوند به واسطة حضرت خدیجه (س)، پیامبر اسلام (ص) را به لحاظ اقتصادی در مکه غنی کرد و در حقیقت باید گفت دست خدا از آستین حضرت خدیجه (س) درآمده و پیامبر (ص) را ثروتمند و بی‌‌نیاز ساخته است.

با بعثت پیامبر اکرم(ص)، حضرت خدیجه (س) پیش از دیگران ایمان آورند. ایشان اولین مسلمان و اولین کسی بودند که با پیامبر (ص) به نماز ایستادند. حضرت خدیجه (س) مادر فاطمه زهرا(س) سیده نساء العالمین و دوازده امام هستند. از آغاز بعثت تا زمان رحلت شهادت‌‌گونة حضرت خدیجه، به‌خصوص در سه سال محاصرة مسلمانان در شعب ‌‌ابوطالب، ایشان تقریباً تمامی دارایی خود را در راه بقا و گسترش اسلام هزینه کردند و مصداق کامل کسانی شدند که خداوند دربارة آن‌‌ها می‌‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُولئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ».

به جز سوده (دختر زمعه بن قیس) که دو سال و چند ماه پس از درگذشت حضرت خدیجه (س)، یعنی چند ماه قبل از هجرت به ازدواج ایشان درآمد، دیگر همسران پیامبر در مدینه، و در زمانی که مسلمان‌‌ها اکثریت جمعیت مدینه را تشکیل می‌‌دادند، با پیامبر اسلام (ص) ازدواج کردند و در نتیجه هیچ کدام از آن‌ها با سختی‌‌هایی که در راه گسترش اسلام متوجه حضرت خدیجه(س) شد، مواجه نگشتند.

این ویژگی‌‌ها گواهی است بر اینکه تنها حضرت خدیجه(س) در ویژگی‌‌های عقیدتی، حالات رفتاری و سلوک رفتاری کفو، همتا و همانند پیامبر بودند و این امر دلالت بر فضیلت حضرت خدیجه (س) نسبت به دیگر همسران پیامبر اکرم (ص) دارد. با توجه به این ویژگی‌‌های ممتاز، به‌خوبی این بیان مقام معظم رهبری معنادار می‌‌شود که «همسری پیامبر(ص) ارزشی مضاعف برای حضرت خدیجه (س) است».

علمای شیعه و بسیاری از دانشمندان اهل سنت نیز بر فضیلت حضرت خدیجه (س) نسبت به دیگر همسران پیامبر تأکید‌‌ دارند. برای مثال ابن حجر عسقلانی (773-852 ه. ق)، به عنوان یکی از بزرگان علمای اهل سنت به استناد چندین روایت، از جمله اینکه «خداوند، حضرت خدیجه (س) را بر زنان امت اسلام برتری داد» یا «برترین زنان بهشت، خدیجه و فاطمه و مریم و آسیه هستند»، بر این عقیده است که این نصوص در برتری حضرت خدیجه(س) صریح است و احتمال هیچ گونه تأویلی در آن‌ها نیست. همچنین نقل شده است که روزی هاله (خواهر حضرت خدیجه) از پیامبر اسلام (ص) اجازه خواست تا نزد ایشان بیاید.

پیامبر(ص) از شنیدن این خبر خوشحال شدند و فرمودند: «بار خدایا! خواهر خدیجه آمده است!» عایشه از خوشحالی پیامبر ناراحت شد و به ایشان گفت: «برای چه هنوز از پیرزنی که موهایش سفید بود یاد می‌‏کنید، در حالی‌که او از دنیا رفته و خداوند بهتر از آن را به شما داده است؟!» و پیامبر در پاسخ او فرمودند: «خداوند هرگز بهتر از او را به من نداده است» 

در اینجا مناسب می‌‌بینم با الهام از بخش پایانی کتاب فاطمه فاطمه است این چنین بنویسم: «خواستم بگویم خدیجه(س) همسر پیامبر(ص)، مادر فاطمه(س) و دوازده امام(ع) است، اما می‌‌بینم که خدیجه(س)، همه این‌ها هست و این ‌همه خدیجه نیست. پس ناگزیرم بگویم که خدیجه خدیجه است.» آری! فضیلت حضرت خدیجه(س) تنها در نسبت با او با پیامبر اسلام (ص) و فاطمه زهرا (س) و دوازده امام (ع) خلاصه نمی‌‌شود، خدیجه را باید ام­‌‌الفضایل نامید و ویژگی‌‌های خاص، شخصی و مستقل ایشان را هم دید و بازگو کرد.

با توجه به موقعیت ممتاز حضرت خدیجه (س) در میان شیعیان و اهل سنت، این پرسش قابل طرح است که چرا شخصیت ایشان چنان‌که شایسته و بایسته بوده و هست برای جامعه و به‌خصوص برای زنان مؤمن و علاقه‌مند به فعالیت در عرصه‌‌های اجتماعی و اقتصادی ناشناخته مانده است؟

 در یک بررسی اولیه عوامل متعددی را در این زمینه ‌می‌‌‌توان مطرح کرد: تا قبل از بعثت پیامبر (ص) حضرت خدیجه (س) به عنوان یک زن پاکدامن، ثروتمند، سخاوتمند، خیّر، اندیشمند، نیک‌‌اندیش، راستگو و درستکار شناخته می‌‌شدند، اما جاهلیتِ حاکم بر فضای شبه جزیرة عربستان که نگاه انسانی به دختران و زنان نداشت، مانع از آن شده بود که حتی زنانی مانند خدیجه (س) به‌خوبی معرفی شوند.

 پس از بعثت، نه‌تنها شخصیت حضرت خدیجه (س) تحت‌الشعاع رسالت پیامبر (ص) قرار گرفت، بلکه عوامل متعددی موجب شد که تلاش‌‌ها و از خودگذشتگی‌‌های حضرت خدیجه (س) در راه گسترش اسلام چندان دیده و بازگو نشود و در خاطره‌‌ها ثبت و ضبط نگردد، عواملی چون: جمعیت اندک مسلمانان در سه سال آغاز اسلام، سخت‌‌گیری‌‌های مشرکان مکه نسبت به ارتباط تازه مسلمان‌‌ها با هم پس از دعوت علنی اسلام، هجرت بیش از هشتاد نفر از مسلمانان به حبشه در سال پنجم بعثت و کاهش شدید جمعیت مسلمانان مکه، سه سال محاصرة شدید اجتماعی و اقتصادی در شعب ابوطالب و در نهایت، رحلت شهادت‌گونة حضرت خدیجه (س) در سال دهم بعثت.

 از سوی دیگر این فرضیه را نیز می‌‌توان مطرح کرد که رویکرد مردسالارانه برخی مورخان و برتری‌جویی‌‌های مذکرانه برخی فلاسفه و صاحبان فتوا باعث شده تا از زندگی زنان ممتاز و برجسته در طول تاریخ و از جمله زنان بافضیلت پیامبر(ص) مانند حضرت خدیجه یا ام‌‌سلمه که به تعبیر امام صادق (ع) پس از خدیجه(س)، بافضیلت‌‌ترین زن پیامبر(ص) بوده است، اطلاعات چندانی در تاریخ یافت نشود.

یادداشت از: سید محمدتقی موحدابطحی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

انتهایی پیام/