ام‌المؤمنین تمدن‌ساز

به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حسین انجدانی، دانش‌آموخته حوزه علمیه در یادداشتی به‌مناسبت رحلت حضرت خدیجه سلام الله علیها نوشت: در صحنه‌های عظیم، معمولاً «قدرت آشکار» دیده می‌شود و «پشتوانه‌های پنهان» مغفول می‌ماند. روایت‌ها، قهرمانان صحنه را برجسته می‌کنند، اما سازوکارهایی را که امکان ایستادن آن قهرمانان را فراهم می‌کنند، به حاشیه می‌رانند. بعثت نبی‌اکرم صلّی‌اللّه‌علیه‌وآله نیز از این قاعده مستثنا نمانده است. ما از لحظه‌ نزول وحی بسیار گفته‌ایم، از مجاهدت‌های علنی سال‌های بعد بسیار نوشته‌ایم، اما کمتر پرسیده‌ایم؛ این دعوت نوپا، در نخستین سال‌های طوفانی خود، بر کدام بنیان اجتماعی و اقتصادی استوار شد و چه‌کسی هزینه امکان‌یافتن این دعوت را پرداخت؟ حضرت خدیجه کبری سلام‌الله‌علیها را غالباً در چارچوبی عاطفی معرفی کرده‌اند؛ «همسر فداکار پیامبر»، این تعبیر، با همه احترام ظاهری‌اش، واجد نوعی تقلیل است؛ زیرا نقش آن حضرت را از سطح «فاعل تاریخی» به سطح «حامی شخصی» فرو می‌کاهد. حال آنکه حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها یکی از ارکان شکل‌گیری اسلام به‌مثابه یک پروژه‌ی تاریخی و تمدنی است. بعثت، صرفاً یک تجربه‌ی درونی یا مکاشفه‌ی فردی نبود؛ بعثت، آغاز یک مواجهه‌ی تمام‌عیار با نظم مسلط اقتصادی، فرهنگی و اعتقادی مکه بود. چنین مواجهه‌ای، بدون پشتوانه‌ی اجتماعی، بدون امنیت نسبی، و بدون امکان بقا در فضای خصمانه‌ی قریش، اساساً مجال ظهور نمی‌یافت.

اسلام دوران مکه، پیش از آن‌که به قدرت سیاسی دست یابد، در معرض شدیدترین فشارهای اقتصادی، روانی و اجتماعی قرار داشت. قریش، به‌درستی دریافته بود که دعوت محمدی، صرفاً اصلاحی محدود نیست، بلکه بنیان‌های قدرت نمادین و اقتصادی آنان را تهدید می‌کند. در چنین فضایی، دوام‌آوردن یک دعوت نوپا، بدون پشتوانه‌ای مستحکم، تقریباً ناممکن می‌نمود. این‌جا است که خدیجه کبری، به‌مثابه «ضلع اقتصادی اجتماعی بعثت» ظاهر می‌شود. سرمایه‌ی خدیجه، صرفاً ثروتی انباشته نبود؛ قدرتی اجتماعی بود که می‌توانست امنیت نسبی ایجاد کند، امکان ارتباطات فراهم آورد و فشارهای اقتصادی تحمیل‌شده بر مسلمانان نخستین را کاهش دهد. اما آنچه این سرمایه را از یک دارایی معمولی متمایز می‌کند، نحوه‌ی به‌کارگیری آن است. خدیجه، دارایی خویش را در لحظه‌ای در اختیار پیامبر قرار داد که هنوز هیچ نشانه‌ای از پیروزی ظاهری در افق دیده نمی‌شد. این، «انفاق پس از تثبیت» نبود؛ «ریسک پیش از اطمینان» بود. ایمان او، نه محصول غلبه، بلکه مقدّم بر آن بود.

میان «بخشش فردی» و «حمایت تأسیسی» تفاوتی اساسی وجود دارد. در حمایت تأسیسی ورود آگاهانه به یک افق تاریخی نهفته است. خدیجه سلام‌الله‌علیها، با واگذاری همه‌ی دارایی خویش، در حقیقت در تأسیس اسلام مشارکت کرد. اگر خانه‌ی او نخستین پناهگاه دعوت شد و سرمایه‌اش پشتوانه‌ی مقاومت در شعب ابی‌طالب، این‌ها صرفاً نشانه‌های ظاهری یک حقیقت عمیق‌تر است: او بخشی از «شرایط امکان تحقق اسلام» بود. خدیجه کبری سلام‌الله‌علیها الگویی متمایز ارائه کرد؛ او بانویی بود صاحب تشخیص، برخوردار از استقلال اقتصادی، دارای نفوذ اجتماعی، و در عین حال، مؤمن به حقیقتی که هنوز در اقلیت مطلق قرار دارد. ایمان او، نه تقلیدی است و نه هیجانی؛ بلکه حاصل نوعی عقلانیت شهودی است که توانایی تشخیص «صدق» را پیش از تثبیت اجتماعی آن دارد. در جهانی که غالب انسان‌ها حقیقت را پس از غلبه‌اش می‌پذیرند، خدیجه حقیقت را در غربتش شناخت.

این‌جاست که مفهوم «امّ‌المؤمنین» معنایی فراتر از نسبت خانوادگی می‌یابد. مادری، صرفاً زایش زیستی نیست؛ ایجاد امکان حیات است. خدیجه، برای جامعه‌ی نوپای مؤمنان، امکان حیات فراهم کرد. او با ایمان، سرمایه و استقامت خویش، فضایی ساخت که در آن، ایمان می‌توانست از مرحله‌ی «باور فردی» به مرحله‌ی «هویت جمعی» گذر کند. به همین اعتبار، می‌توان گفت که اسلام، نه‌فقط بر شانه‌های پیامبر، بلکه بر صبر و تشخیص خدیجه نیز ایستاده است. اگر امروز از «تمدن اسلامی» سخن می‌گوییم، باید به یاد داشته باشیم که هر تمدنی، پیش از آن‌که در میدان سیاست و قدرت تجلی یابد، در ساحت ایمان و فداکاری شکل می‌گیرد. نخستین سرمایه‌ی این تمدن، در میدان جنگ فراهم نشد؛ در خانه‌ای در مکه و در تصمیم زنی مؤمن شکل گرفت. خدیجه‌ی کبری سلام‌الله‌علیها، نه فقط نخستین زن مسلمان، بلکه نخستین حامی تمدن توحیدی بود؛ زنی که ایمان را از سطح ادعا به سطح تاریخ ارتقا داد و نشان داد که گاه سرنوشت یک امت، به تشخیص و جرئت یک دل مؤمن گره می‌خورد. لذا خدیجه کبری سلام‌الله‌علیها، به‌سبب مادری یک تمدن، امّ‌المؤمنین است.

انتهای پیام/