چرا حقیقت برای برخی سَم است؟
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 08 اسفند 1404 - 07:08
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر محمد کاشیزاده، استادیار و عضو هیئت علمی گروه کلام پژوهشکده حکمت و دینپژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفتگوی اختصاصی به بررسی ابعاد عمیق و لایههای پنهان پیوند میان سنت روزهداری و فضیلت حقگرایی پرداختهایم. دکتر کاشیزاده در ابتدای این واکاوی معتقد است که برای درک صحیح نسبت میان این دو مقوله، ابتدا باید دغدغه اصلی در حوزه جهاد تبیین را بازشناسی کرد. وی با مرزبندی میان جنگ نرم و جنگ سخت تأکید میکند که در نبردهای فیزیکی و سخت، هدف اصلی تسخیر تنها و افزایش جغرافیای تحت سلطه از طریق ابزار ارعاب و سلاح است تا افراد به اجبار تابع شوند، اما در کارزار نرم، اساسیترین تفاوت در عنصر اختیار نهفته است. در این ساحت، انسانها باید از روی اراده و گزینش درونی با یک جریان همراه شوند و هیچ اجبار بیرونی در کار نیست؛ از همین رو مأموریت تبیینگران در این فضا بسیار دشوارتر است، زیرا هدف نهایی رسیدن به اقناع و قانع کردن مخاطب است تا خودِ فرد پذیرای حقیقت باشد. ایشان با تمرکز بر شخصِ مخاطب در این جهاد، معتقد است همانگونه که تبیینگر نیازمند مهارتهای بیانی و استدلالی است، مخاطب یا همان «قابل تبیین» نیز باید واجد صفت حقپذیری باشد، چرا که در غیر این صورت، دقیقترین بحثهای نظری نیز به سرانجام نخواهد رسید.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با استناد به حدیث مشهور نبوی که ماه رمضان را بهار قرآن معرفی میکند، به طرح یک معمای معرفتی میپردازد. او میگوید اگر قرآن خود کتاب هدایت و احیاکننده حیات معنوی موجودات است، چگونه میتواند خود دارای بهار باشد؟ خاصیت بهار در طبیعت، زنده کردن موجودات بیجانی است که در زمستان خشکیدهاند؛ پس اگر رمضان بهار قرآن است، این پرسش مطرح میشود که مگر قرآن مرده است که نیاز به احیا در این ماه داشته باشد؟ پاسخ دکتر کاشیزاده به این معما در پیوند میان ظرفیت وجودی انسان و کلام وحی نهفته است. او با رجوع به فلسفه روزه در آیه 183 سوره بقره، روزه را بستری برای ایجاد تقوا معرفی میکند و سپس با پیوند زدن آن به آیه دوم همان سوره که قرآن را مایه هدایت برای متقین میداند، تبیین میکند که قرآن زمانی در وجود انسان شکوفا میشود و به هدف خود که همان هدایت است میرسد که در سرزمین جانِ مخاطب، تقوا پیشروی کرده باشد. در واقع، ماه رمضان با ابزار روزه، جانِ انسان را که بر اثر امیال دنیوی ممکن است دچار خشکی و عدم پذیرش شده باشد، دوباره حاصلخیز و آماده پذیرش بذر وحی میکند.
دکتر کاشیزاده در ادامه این تحلیل، به ساختار تقوا و نقش آن در جلوگیری از ضلالت میپردازد. او با اشاره به آیاتی که میفرماید قرآن ممکن است عدهای را گمراه و عدهای را هدایت کند، ملاک این تمایز را در «فسق» یا همان خروج از پوسته و انحراف میبیند. وی برای تبیین دقیقتر این مفهوم، روایتی از امام رضا (ع) را نقل میکند که میفرمایند کوچکترین چیزی که باعث خروج انسان از دایره ایمان میشود، این است که فرد به یک سنگریزه بگوید هسته خرما و بر این ادعای غلط خود پافشاری کرده و از مخالفش برائت بجوید. کاشیزاده از این روایت نتیجه میگیرد که در بسیاری از مواقع، دعوا بر سر نشناختن حقیقت نیست، بلکه بر سر «اثبات خویشتن» و پافشاری بر کیانِ خود است. به تعبیر ایشان، حقگرایی اساساً نیازمند یک نوع ازخودگذشتگی است؛ یعنی آدمی باید بتواند از میل به پیروزی در بحث و میل به اثبات حرف خود بگذرد تا به حق برسد. فسق در اینجا همان انحرافی است که ناشی از غلبه امیال شخصی بر حقیقتطلبی است.
استادیار گروه کلام معتقد است کارکرد اساسی روزه در این میان، تقویت قدرت «خویشتنداری» و تمرین برای غلبه بر میلهای درونی است. وقتی فردی در طول روز تشنه میشود و میل شدید به نوشیدن آب دارد، اما به فرمان الهی در برابر این میل میایستد، در واقع در حال تقویت عضلهی اراده و روح خود برای مخالفت با امیال است. این تجربه زیسته به انسان کمک میکند تا در دوراهیهای اخلاقی و فکری، زمانی که حقیقت برایش روشن شد اما پذیرش آن با منافع یا باورهای قبلیاش در تضاد بود، بتواند از خود بگذرد و حقگرا شود. از این منظر، ماه مبارک رمضان نه تنها ماه عبادت، بلکه ماه تمرینِ «حقپذیری» است. ایشان تأکید میکند که پیش از هر گفتگوی تبیینی با دیگران، باید زمینههای حقگرایی را در آنها افزایش داد و رمضان به دلیل همین فضای خویشتنداری، بهترین زمان برای عرضه کردن حق به جامعه است؛ چرا که روح افراد در این ماه به واسطه مخالفت با میلهای مادی، صیقل یافته و آماده پذیرش استدلالهای حقمدارانه شده است.
دکتر کاشیزاده در بخش پایانی گفتگو، بر این نکته پای میفشارد که اگرچه پایه دین بر تفکر و عقلانیت است، اما بستر گسترش آن اخلاق و نرمخویی است. او با استناد به رحمت الهی که باعث نرمیِ رفتار پیامبر (ص) با مردم شد، معتقد است که این لیّن بودنِ تبیینگر، در مخاطب نیز نرمی و آمادگی برای پذیرش ایجاد میکند. وی برای کسانی که در فضاهای غبارآلود و فتنه به دنبال یافتن مسیر حق هستند، دو شاخصه کلیدی را پیشنهاد میدهد؛ نخست اینکه دغدغه واقعی انسان باید خودِ «حق» باشد، نه پیروزی در منازعات، چرا که طبق وعده الهی اگر کسی صادقانه طالب حق باشد، حقیقت به او عرضه خواهد شد. دوم اینکه ملاک و ترازوی حقگرایی یک مسلمان باید همیشه قرآن باشد، زیرا این کتاب در تلاطمها نجاتبخش و نشاندهنده راه است. در جمعبندی این گفتگو، دکتر کاشیزاده ماه رمضان را فرصتی برای خلوت با خویش و تجربه زیسته خویشتنداری توصیف میکند که ثمره آن پیروزی در مبارزه درونی میان «من» و «حق» است. این فرآیند به مخاطب استدلال کمک میکند تا نه تنها بشنود و ببیند، بلکه قدرت انتخاب راه درست و حرکت به سوی حق را در خود بیابد و بدین ترتیب، قرآن در بهار جان او زنده و جاری شود.
انتهای پیام/