قفقاز جنوبی پس از قرهباغ؛ روسیه انحصار امنیتی خود را از دست میدهد؟
- اخبار بین الملل
- اخبار ترکیه و اوراسیا
- 07 اسفند 1404 - 09:44
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، تحولات سالهای 2023 تا 2025 در قفقاز جنوبی را میتوان نقطه عطفی در نظم امنیتی پساشوروی دانست؛ نظمی که طی سه دهه با محوریت روسیه و ابزارهایی چون پایگاه نظامی، نیروهای حافظ صلح و سازوکارهای پیمانی شکل گرفته است.
اکنون اما مجموعهای از دادههای میدانی، تحولات نهادی و روندهای ژئوپلیتیکی نشان میدهد که «انحصار امنیتی» مسکو در این منطقه با چالش جدی روبهرو شده است. پرسش کلیدی این است آیا با یک عقبنشینی مقطعی مواجهیم یا با گذار به نظمی چندلایه که در آن روسیه تنها یکی از بازیگران است؟
1. خروج زودهنگام صلحبانان؛ شاخص نمادین تغییر
پس از جنگ 44 روزه 2020، حدود 1960 نیروی حافظ صلح روس با 90 خودروی زرهی و صدها دستگاه تجهیزات پشتیبانی در منطقه قرهباغ مستقر شدند؛ مأموریتی پنجساله که قرار بود تا نوامبر 2025 ادامه یابد. اما در آوریل و مه 2024، روند خروج کامل این نیروها آغاز و عملاً پیش از موعد مقرر تکمیل شد.
این خروج زودهنگام، صرفاً یک جابهجایی نظامی نبود؛ بلکه نشانهای از تغییر موازنه سیاسی در منطقه بود. در سپتامبر 2023 و پس از عملیات برقآسای جمهوری آذربایجان، ساختار سیاسی ارامنه قرهباغ منحل شد و بر اساس آمار رسمی، بیش از 100 هزار نفر از جمعیت ارمنی منطقه به سمت ارمنستان مهاجرت کردند. این رخداد عملاً یکی از مهمترین پروندههای امنیتی تحت مدیریت روسیه را مختومه کرد؛ آن هم بدون آنکه سازوکار حافظ صلح بتواند مانع تغییر وضعیت میدانی شود.
از منظر نظریههای روابط بینالملل، زمانی که «بازدارندگی میدانی» کارایی خود را از دست میدهد، مشروعیت نظم امنیتی نیز تضعیف میشود.
2. شکاف در سازمان پیمان امنیت جمعی
ارمنستان طی سه دهه، یکی از متحدان اصلی روسیه در چارچوب سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) بوده است. با این حال، از 2022 به بعد، ایروان عملاً مشارکت فعال خود را تعلیق کرد و در رزمایشهای این سازمان حضور نیافت.
دولت ارمنستان در سال 2024 اعلام کرد که کمک نظامی مؤثری از این سازمان دریافت نکرده است. از منظر دادههای بودجهای نیز شکاف قابل مشاهده است.
طبق گزارش مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS)، بودجه نظامی آذربایجان در سال 2023 به بیش از 3 میلیارد دلار رسید، در حالی که بودجه نظامی ارمنستان حدود 1.4 میلیارد دلار بود. این عدم توازن، همراه با تغییر آرایش تسلیحاتی و خرید تجهیزات جدید از بازیگران غیرروسی، نشاندهنده کاهش انحصار تسلیحاتی مسکو در بازار منطقه است.
3. جنگ اوکراین و محدودیت منابع راهبردی روسیه
ادامه جنگ در اوکراین، فشار کمسابقهای بر منابع انسانی و نظامی روسیه وارد کرده است. طبق برآوردهای مراکز پژوهشی غربی، روسیه از سال 2022 تاکنون صدها هزار نیروی نظامی را در جبهه اوکراین بهکار گرفته و بخش مهمی از تجهیزات خود را مصرف کرده است. این تمرکز راهبردی، ظرفیت مداخله فعال در مناطق پیرامونی را کاهش داده است.
از منظر اقتصادی نیز، اگرچه روسیه توانسته بخشی از صادرات انرژی خود را به شرق منتقل کند، اما تحریمهای گسترده غرب هزینههای مالی و لجستیکی قابل توجهی ایجاد کرده است. تولید ناخالص داخلی روسیه در سال 2023 حدود 2.2 تریلیون دلار برآورد شده است؛ اما ساختار این اقتصاد بهطور فزایندهای نظامیشده و وابسته به صادرات انرژی است. در چنین شرایطی، اولویتبندی منابع به نفع جبهه اصلی، یعنی اوکراین، منطقی به نظر میرسد.
4. ورود بازیگران جدید؛ از آنکارا تا بروکسل
خلأ نسبی روسیه، فرصت را برای دیگر بازیگران فراهم کرده است. ترکیه طی سالهای اخیر همکاری نظامی و اقتصادی خود با آذربایجان را تعمیق کرده است. رزمایشهای مشترک، آموزش نظامی و توسعه زیرساختهای حملونقل، پیوند راهبردی آنکارا–باکو را تقویت کرده است. حجم تجارت دوجانبه دو کشور در سال 2023 به بیش از 7 میلیارد دلار رسید و هدفگذاری برای افزایش آن ادامه دارد.
در سوی دیگر، اتحادیه اروپا نیز نقش میانجی فعالتری در گفتوگوهای صلح ایفا کرده است. مأموریت ناظران اتحادیه اروپا در مرز ارمنستان، حضوری نمادین اما معنادار ایجاد کرده که پیشتر در انحصار روسیه بوده است. این تغییر نشان میدهد که قفقاز جنوبی در حال گذار از نظم «تکضامن امنیتی» به نظمی با چند مرکز ثقل است.
5. بازتعریف مفهوم امنیت؛ از نظامی به ترانزیتی
یکی از نوآوریهای تحلیلی در بررسی تحولات قفقاز، توجه به «امنیت اقتصادی و ترانزیتی» است. پروژههای کریدوری نظیر مسیرهای اتصال دریای خزر به مدیترانه یا طرحهای مرتبط با کریدور شمال–جنوب، اهمیت ژئوپلیتیکی منطقه را افزایش دادهاند.
در چنین فضایی، بازیگران منطقهای به دنبال تضمین دسترسی به مسیرهای تجاری هستند؛ نه صرفاً برتری نظامی. برای ایران، ثبات مرزها و جلوگیری از تغییرات ژئوپلیتیکی ناخواسته اهمیت راهبردی دارد. از این منظر، هرگونه ترتیبات جدید باید با حفظ تمامیت ارضی کشورها و احترام به مرزهای بینالمللی همراه باشد؛ اصلی که در سیاست رسمی تهران بارها مورد تأکید قرار گرفته است.
6. آیا روسیه کاملاً کنار رفته است؟
با وجود کاهش نفوذ، روسیه همچنان بازیگری تعیینکننده باقی مانده است. پایگاه نظامی روسیه در گیومری ارمنستان فعال است و پیوندهای اقتصادی و انرژی میان مسکو و ایروان پابرجاست.
همچنین روسیه در حوزه حملونقل و انرژی منطقه سهم مهمی دارد. بنابراین، سخن گفتن از «خروج کامل» دقیق نیست؛ آنچه رخ داده، گذار از انحصار به رقابت است. از منظر نظری، میتوان وضعیت کنونی را با مفهوم «چندقطبی منطقهای محدود» توضیح داد؛ نظمی که در آن یک قدرت بزرگ (روسیه) همچنان نقش مهم دارد، اما دیگر قادر به تعیین یکجانبه قواعد بازی نیست. این وضعیت میتواند هم فرصت همکاریهای چندجانبه را افزایش دهد و هم خطر رقابتهای نیابتی را بالا ببرد.
7. سناریوهای پیشرو
سه سناریو برای آینده قفقاز جنوبی قابل تصور است:
نخست؛ تثبیت نظم چندجانبه متوازن: همکاری روسیه، ترکیه و اتحادیه اروپا در قالب سازوکارهای مشترک؛ سناریویی کمهزینه اما نیازمند اراده سیاسی بالا است.
دوم؛ رقابت کنترلشده: حفظ وضع موجود با تنشهای محدود و مدیریتشده.
سوم؛ بازگشت بیثباتی: در صورت تشدید رقابت قدرتهای بزرگ یا تغییرات ناگهانی میدانی مواجه خواهیم بود.
با توجه به روندهای کنونی، سناریوی دوم محتملتر به نظر میرسد؛ هرچند پویاییهای منطقه میتواند مسیر را تغییر دهد.
به طور کلی تحولات قفقاز جنوبی پس از بحران قرهباغ نشان میدهد که انحصار امنیتی روسیه بهطور معناداری تضعیف شده است.
خروج زودهنگام صلحبانان، فاصلهگیری ارمنستان از سازوکارهای امنیتی روسمحور، افزایش نقش ترکیه و اتحادیه اروپا و تأثیرات جنگ اوکراین همگی مؤید این روند هستند. با این حال، روسیه همچنان بخشی از معادله امنیتی منطقه باقی خواهد ماند.
نکته کلیدی آن است که منطقه وارد مرحلهای از «سیالیت راهبردی» شده است؛ مرحلهای که در آن مدیریت هوشمندانه روابط و حفظ توازن میان بازیگران، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
قفقاز دیگر حیاط خلوت یک قدرت نیست، بلکه صحنه رقابت و تعامل چندلایهای است که آینده آن نه با یک تصمیم، بلکه با مجموعهای از روندهای همزمان رقم خواهد خورد.
نویسنده: معصومه محمدی، کارشناس مسائل اورآسیا
انتهای پیام/