رمضان؛ تمرین فاصله‌گیری آگاهانه برای نزدیکی به ساحت معنا

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجت الإسلام شیخ علی محتشم پناه کارشناس مذهبی در گفت‌وگوی اختصاصی با اشاره به اینکه در سنت اسلامی، روزه در قرآن، به‌ویژه در سوره بقره و آیات 183 به بعد، با غایت «تقوا» معرفی شده است، اظهار داشت: تقوا به معنای نوعی خودآگاهی اخلاقی ـ الهیاتی است. وی تأکید کرد روزه بدن را نفی نمی‌کند، بلکه آن را از «مرجعیت مطلق» ساقط می‌کند.

وی با بیان اینکه در انسان‌شناسی مادی‌گرایانه، بدن افق نهایی معنا تلقی می‌شود، گفت: میل، نیاز زیستی و بقا بنیان تبیین کنش‌های انسانی به شمار می‌روند. در مقابل، در سنت دینی و در اندیشه‌هایی چون آثار فلسفی ابن‌سینا و ملاصدرا، نفس انسانی مرتبه‌ای فراتر از بدن دارد و بدن ابزار و ظهور آن محسوب می‌شود، نه تعیین‌کننده نهایی وجود انسان.روزه در این چارچوب بدن را «مطلق» نمی‌بیند، بلکه آن را امانت می‌داند. روزه میل را حذف نمی‌کند، بلکه آن را تعلیق و تنظیم می‌کند و امکان فاصله گرفتن انسان از فوریت‌های زیستی را فراهم می‌سازد.

این کارشناس مذهبی تصریح کرد: تعبیر «عصیان علیه دیکتاتوری بیولوژیک» اگر به معنای نفی طبیعت انسانی نباشد و به معنای عدم تقلیل انسان به طبیعت تفسیر شود، تعبیر دقیقی به شمار می‌رود. روزه نوعی تعلیق اقتدار زیست‌شناختی است و نشان می‌دهد انسان صرفاً موجودی پاسخ‌دهنده به محرک‌های فیزیولوژیک نیست. وی تأکید کرد: رابطه نفس و بدن در فلسفه مادی‌گرایانه غالباً با هم‌ارزی یا این‌همانی تبیین می‌شود، اما روزه تفسیری تدرّجی و مراتبی از وجود انسان ارائه می‌دهد که در آن بدن ساحت نازل‌تر حقیقتی گسترده‌تر به نام نفس انسانی است.

حجت الإسلام محتشم‌پناه با اشاره به مفهوم «اپوخه» در فلسفه پدیدارشناسی نزد ادموند هوسرل بیان کرد: اپوخه به معنای تعلیق داوری طبیعی برای آشکار شدن ساختارهای آگاهی است. در رمضان نوعی اپوخه زیستی رخ می‌دهد؛ به این معنا که خوردن، آشامیدن و برخی لذت‌ها تعلیق می‌شوند، نه برای نابودی آن‌ها، بلکه برای آشکار شدن نحوه تعلق انسان به آن‌ها.

وی افزود: این تعلیق سبب افزایش خودحضور آگاهی می‌شود؛ به طوری که انسان گرسنگی را نه صرفاً یک داده فیزیولوژیک، بلکه تجربه‌ای معنادار درک می‌کند. همچنین روزه موجب کاهش شیءوارگی جهان می‌شود؛ زیرا در جهانی که همه چیز به مصرف و کارکرد تقلیل یافته، روزه وقفه‌ای ضد مصرف ایجاد می‌کند و اشیا را از کارکرد ابزاری صرف خارج می‌سازد.

این کارشناس مذهبی ادامه داد: پدیداری شدن معنا نیز از پیامدهای این تعلیق است؛ زیرا وقتی میل تعلیق می‌شود، جهان صرفاً میدان ارضای نیاز نیست و امکان ظهور معنا فراهم می‌شود و آگاهی از حالت واکنشی به حالت تأملی منتقل می‌شود.

حجت الإسلام محتشم‌پناه خاطرنشان کرد: رمضان با ایجاد خلأ عمدی، امکان آشکار شدن معنایی غیرابزاری از بودن را فراهم می‌سازد و این خلأ نوعی فضای تهی حاصل‌خیز و نه فقدان به شمار می‌رود. وی با اشاره به سنت فلسفه دین جدید و دیدگاه‌های پس از کانت در فلسفه غرب، بیان کرد: خودمختاری به معنای قانون‌گذاری عقل برای خویش اهمیت دارد. حتی در اندیشه ایمانوئل کانت نیز اطاعت از قانون اخلاقی، اطاعت از امر معقول درونی و نه تسلیم کورکورانه است.

حجت الإسلام محتشم پناه تأکید کرد: در دینداری آگاهانه، تعبد لزوماً ضدعقلانی نیست، بلکه می‌تواند بر پایه یک تصمیم عقلانی بنیادین شکل گیرد؛ به این معنا که عقل امکان وحی را می‌پذیرد، صدق پیامبری را احراز می‌کند و سپس در چارچوب اعتماد بنیادین، به احکام عمل می‌کند. این کارشناس مذهبی افزود: روزه به مثابه تکلیف، اگر در افق اعتماد عقلانی به امر قدسی فهم شود، با کرامت انسانی ناسازگار نیست و نوعی خودمحدودسازی آزادانه به شمار می‌رود؛ همان‌گونه که یک پژوهشگر برای حقیقت، لذت‌های آنی را تعلیق می‌کند و مؤمن نیز برای غایتی برتر، میل را تنظیم می‌سازد.

حجت الإسلام محتشم‌پناه اظهار داشت: مشکل زمانی پدید می‌آید که تکلیف بدون درک و انتخاب درونی تحمیل شود، اما در سطح فلسفی، تعبد می‌تواند صورت متعالی خودمختاری و انتخاب آگاهانه بندگی باشد. رنج تحمیلی تحقیرکننده است، اما رنج ارادی می‌تواند معنازا باشد. روزه نوعی هم‌سطح شدن اختیاری با وضعیت محرومان محسوب می‌شود. حجت الإسلام محتشم‌پناه با تفکیک میان فقر اجتماعی به معنای نبود منابع و فقر الی‌الله به معنای نیاز وجودی انسان به مبدأ هستی، اظهار داشت: تجربه گرسنگی ارادی به انسان یادآوری می‌کند که وابسته است و این تجربه وابستگی پلی میان فقر وجودی و فقر اجتماعی ایجاد می‌کند.

این کارشناس مذهبی تأکید کرد: همدردی صرفاً عاطفه نیست، بلکه نوعی درک وجودی از شکنندگی انسان به شمار می‌رود. وی گفت رمضان می‌تواند الگویی از اخلاق هم‌سرنوشتی ارائه دهد، زیرا تجربه مشترک گرسنگی نوعی حافظه بدنی مشترک ایجاد می‌کند که بنیان همبستگی انسانی است.

حجت الاسلام محتشم پناه با اشاره به مفهوم «زمان مقدس» در فلسفه دین اظهار داشت: ماه‌های عبادی نوعی گسست در تجربه زمان عادی ایجاد می‌کنند. وی افزود از منظر پدیدارشناسی زمان و به‌ویژه در اندیشه مارتین هایدگر، زندگی روزمره اغلب در وضعیت «سقوط در عادت» سپری می‌شود؛ به این معنا که انسان در تکرارهای روزمره، نسبت به پرسش بنیادین بودن و معنای وجودی خود غافل می‌ماند.

وی ادامه داد: ماه رمضان با تغییر در ریتم زندگی، امکان بازتنظیم تجربه زمان را فراهم می‌سازد. به گفته او، تغییر الگوی خواب و بیداری، دگرگونی در عادات خوردن و تقویت مناسک جمعی مانند افطار، سحر و نماز جماعت، زمینه شکل‌گیری «زمان کیفی» را ایجاد می‌کند؛ زمانی که صرفاً بر اساس معیارهای تقویمی و کمّی سنجیده نمی‌شود، بلکه حامل تجربه معناست.

حجت الإسلام محتشم‌پناه تصریح کرد: گسست از روال عادی زندگی در این ماه به بازسازی هویت دینی کمک می‌کند؛ زیرا مؤمن در ماه رمضان به صورت فشرده، روایت بنیادین ایمان را زیست می‌کند و به یادآوری غایت وجودی خود بازمی‌گردد. این کارشناس مذهبی خاطرنشان کرد: در جهانی که زمان تا حد بهره‌وری اقتصادی فروکاسته شده است، رمضان زمان را از سیطره کارکردی خارج می‌سازد و آن را به عرصه یادآوری غایت تبدیل می‌کند؛ زیرا معنا در تجربه انسانی نیازمند توقف، تأمل و بازگشت است.

حجت الاسلام محتشم پناه در ادامه با بیان دیدگاه‌های خود درباره رمضان در افق فلسفه دین اظهار داشت: رمضان بدن را نفی نمی‌کند، بلکه آن را از مطلق‌بودن خارج می‌سازد و میل را سرکوب نمی‌کند، بلکه آن را در حالت تعلیق و «پرانتز» قرار می‌دهد. وی افزود تعبد در این نگاه ضدعقلانی تلقی نمی‌شود، بلکه در افق اعتماد عقلانی نسبت به امر قدسی معنا می‌یابد.

حجت‌الاسلام محتشم‌پناه در پایان خاطرنشان کرد: روزه رنج را از تجربه‌ای تحقیرکننده به معنایی همدلانه و اخلاقی ارتقا می‌دهد و زمان را از سطح کمّی و تقویمی به سطح کیفی و معنایی منتقل می‌کند. رمضان تمرین «فاصله گرفتن» از میل، عادت، مصرف و خودبسندگی است تا امکان نزدیکی عمیق‌تر انسان به ساحت معنا فراهم شود.

انتهای پیام/