کتابی که به عشق ایران خلق شد
- اخبار فرهنگی
- اخبار ادبیات و نشر
- 07 اسفند 1404 - 09:35
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، کمتر کسی را در میان حلقه ادبای معاصر میتوان یافت که همچون مرحوم علیاکبر دهخدا ذو وجه و صاحب سبک باشد. دهخدا که عموم مردم او را با لغتنامه میشناسند، میراثی از خود بر جا گذاشت که همچنان پس از گذشت 70 سال از درگذشت او، بسیاری خود را میراثخوار خوان معنی او میدانند.
دهخدا که در سال 1257 در محله سنگلج تهران به دنیا آمد، از کودکی تحت تربیت غلامحسین بروجردی، از نزدیکان خانوادگی و از مؤلفان آن دوره، قرار گرفت و "دروس قدیمه از علم صرف گرفته تا اصول فقه و کلام و حکمت را بمدت 10 سال از صبح تا شام" در نزد استاد تلمذ کرد. پس از آن، در سال 1278 در آزمون ورودی مدرسه علوم سیاسی شرکت کرد و پذیرفته شد؛ مدرسهای که زیر نظر وزارت خارجه وقت فعالیت میکرد و جزو نخستین نهادهای آموزش عالی نوین در ایران و نخستین دانشکده علوم انسانی به شمار میرفت، این نهاد بعدها به دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران تبدیل و محل آموزش بسیاری از اهل سیاست شد.
یکی از توفیقات دوره کودکی و جوانی دهخدا، بهرهمندی از حضور اساتید صاحبنامی چون ذکاءالملک اول(محمدحسین فروغی) و شیخ هادی نجمآبادی بود. دورهای از حیات او که مصادف شد با آشنایی با زبان فرانسه و ادبیات ملل و از نظر تاریخی، همزمان با دوره مشروطه.
دهخدای جوان در این دوره نقشی بسزا و غیر قابل انکار در تولد ژانر جدید در ادبیات ایران دارد؛ ادبیات سیاسی و انتقادی که ابتدا در روزنامه صوراسرافیل شکل گرفت و بعدها در اثر مستقلی با نام "چرند و پرند" منتشر شد. مقالات دهخدا در این اثر، طنزی اجتماعی سیاسی دارد که در قالبهای مختلفی مانند داستان کوتاه، یادداشت و ... نوشته شده است. توجه به طبقه فرودست جامعه و به کار بردن قلمی صریح، سبب شد تا برخی از موافقان استبداد، علیه او موضع گرفته و حتی تلاش کنند تا حکم تکفیر او نیز صادر شود.
پس از کودتای محمدعلی شاه، دهخدا به همراه شش نفر دیگر به کشورهای اروپایی تبعید میشود؛ ایامی که چندان بر او آسان نگذشت و گفته میشود به دلیل محدودیتهای مالی و سختی معاش و البته درد غربت، حتی به خودکشی نیز اندیشیده بود. با این حال و در چنین احوالاتی، دور دوم فعالیتهای صوراسرافیل در همین ایام شکل گرفت. نوشتههای دهخدا در این مرحله، تندتر از زمانی یود که او در ایران میزیست. شماره سوم صوراسرافیل در حالی در سوئیس منتشر شد که در خود مسمطی ماندگار از دهخدا را به یاد جهانگیرخان شیرازی داشت:"یادآور ز شمع مرده یاد آر".
پس از جنگ جهانی اول و همزمان با روی کار آمدن رضا شاه، دهخدا از امور سیاسی کنارهگیری کرد و به نگارش و تحقیق بر آثار علمی روی آورد. مقدمات نگارش لغتنامه در سال 1300 فراهم شد؛ اثری ماندگار که با 40 سال کار مسمتر و بیوقفه کار یادداشتبرداری و مطالعه ابتدایی آن به اتمام رسید. در این برهه، دهخدا دو میلیون برگ یادداشت خود را روی کاغذ سیگار مینوشت و جمعآوری میکرد.
پس از آن، تدوین لغتنامه با همکاری مرحوم دکتر محمد معین و استاد سیدجعفر شهیدی و 70 تن از صاحبنظران ادامه یافت تا در نهایت، تمامی مجلدات آن در سال 1359 منتشر شد. کار بر روی لغتنامه، با آن گستردگی، تنها از کسی برمیآمد که عشق به ایران در جانش به ودیعه گذاشته شده باشد.
مریم میرشمسی، مؤلف کتاب "دهخدا و لغتنامه" درباره چرایی تصمیم دهخدا برای تألیف چنین اثر بزرگی گفت: دهخدا تشخیص داده بود ایران برای پیشرفت علمی نیازمند ترجمۀ کتابهای فرنگی و لغات جدید است و زبان فارسی برای اینکه از بین نرود و بماند و بتواند این وظیفه را به انجام رساند، به کتاب لغت کامل و جامعی نیاز دارد که داشتههای آن یکجا گرد بیایند و در اختیار اهل زبان قرار گیرند. همکاران او نیز همین اندیشه و هدف را داشتند، اعتلا و ماندگاری زبان فارسی و فرهنگ ایرانی.
با وجود آنکه پس از لغتنامه، فرهنگهای متعددی منتشر شده اما چاپ هرکدام از آنها سبب نشده تا لغتنامه دهخدا از رونق بیفتد؛ تا جایی که محمدرضا شفیعی کدکنی درباره ارزش آن میگوید: "در روی کره زمین، در هیچ جای دنیا، در دقیقهای نیست که کسی به لغت نامه دهخدا مراجعه نکند".
میرشمسی درباره چرایی این ماندگاری به تسنیم گفت: من بارها گفتهام و باز هم میگویم که تمامی متون تصحیحشدۀ پس از دهۀ چهلِ سدۀ پیشین تا امروز وامدار لغتنامۀ دهخدا اند. لغتنامه دهخدا یک فرهنگ- دائرةالمعارف محسوب میشود. از این نظر فقط با فرهنگ فارسی معین تا حدی قابل قیاس است. چهار جلد فرهنگ معین لغت است و دو جلد آن اعلام. ولی تفاوتهای زیادی در هردو بخش دارند.
به گفته او؛ لغتنامه برای هر لغت یا ترکیب شواهد متعددی دارد. همچنین معانی فرهنگهای پیشین را در اختیار کاربر میگذارد و مترادفها و برابرهای عربی یک واژه را به دست میدهد. لغتنامه لغات عربی بسیاری دارد که در متون در دسترس مؤلف شاهدی برای آنها پیدا نشده ولی در فرهنگ ضبط شدهاند به این دلیل که کار برای مخاطب فارسیزبان آسان شود و معانی لغت از فرهنگهای عربی و عربی به فارسی ذکر شده و کاربر را از مراجعه به فرهنگهای عربی بینیاز کردهاست. این ویژگیها در فرهنگهای دیگر مشاهده نمیشود.
دهخدا لغتنامه را از سر ایراندوستی و مهر به زبان مادری نوشت؛ چنانکه خود در یادداستهایش تاکید کرده است: "مرا هیچ چیز از نام و نان به تحمل این تعب طویل جز مظلومیت مشرق در مقابل ظالمین و ستمکاران مغربی وانداشت، چه برای نان همۀ طرق به روی من باز بود، و با ابدیت زمان نام را نیز چون جاودانی نمیدیدم پایبند آن نبود، و میدیدم که مشرق باید به هر نحو شده است با اسلحۀ تمدن جدید مسلح گردد، نه اینکه این تمدن را خوب میشمردم، چه تمدنی که دنیا را هزاران سال اداره کرد مادی نبود".
دهخدا در هفتم اسفند 1334 چشم از جهان فرو بست، با میراثی که دانسته و ندانسته هرکدام از ما، از خوان آن بهرهای برده و حلاوت زبان فارسی را با آن چشیدهایم.
انتهای پیام/