الزامات سیاستی کاهش سهم مازوت در سبد سوخت نیروگاهها
- اخبار استانها
- اخبار خراسان رضوی
- 06 اسفند 1404 - 14:02
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد،ناترازی گاز در شمالشرق کشور، امروز صرفاً یک چالش فنی در حوزه انرژی نیست، بلکه به متغیری اثرگذار بر امنیت انرژی، کیفیت محیطزیست و پایداری اقتصادی تولید برق در استان خراسان رضوی تبدیل شده است. افزایش سهم مازوت در سبد سوخت نیروگاه طوس را باید در چارچوب این ناترازی ساختاری تحلیل کرد؛ پدیدهای که ریشه در عدم توازن پایدار میان عرضه و تقاضای گاز طبیعی در مقیاس منطقهای و ملی دارد.
ناترازی گاز؛ از مسئله منطقهای تا چالش ملی
شمالشرق کشور بهطور ذاتی منطقهای کمبرخوردار از منابع تولید گاز است. در مقابل، بخش عمده تولید گاز کشور در جنوب و بهویژه در میدان عظیم پارس جنوبی متمرکز شده است. این تمرکز جغرافیایی سبب شده تأمین پایدار گاز برای استانهای شرقی وابسته به عملکرد شبکه سراسری انتقال و تداوم فشار در مخازن جنوبی باشد.
در ماههای سرد سال، رشد جهشی مصرف خانگی و تجاری که در ایران اولویت نخست تخصیص سوخت را دارد – موجب کاهش فشار در خطوط انتقال و محدود شدن گاز تحویلی به نیروگاهها میشود. در چنین شرایطی، نیروگاهها نخستین بخشهایی هستند که با محدودیت سوخت گاز مواجه میشوند و ناگزیر به استفاده از سوختهای جایگزین میگردند. بنابراین، مازوتسوزی در نیروگاه طوس را باید پیامد مستقیم اولویتبندی مصرف در شرایط کمبود دانست، نه یک انتخاب مستقل مدیریتی در سطح نیروگاه.
جایگاه نیروگاه طوس در سبد تولید برق منطقه
نیروگاه طوس با چهار واحد بخار 150 مگاواتی، از نیروگاههای بخاری مهم شمالشرق کشور محسوب میشود و در تأمین بار پایه شبکه برق استان نقش دارد. تولید برق در کشور بهصورت متمرکز و تحت مدیریت دیسپاچینگ ملی انجام میشود؛ از این رو، نیروگاه طوس در خصوص میزان تولید و نوع سوخت مصرفی تابع دستورات بهرهبرداری ملی است.
بر اساس دادههای سالهای 1403، راندمان متوسط نیروگاههای استانهای خراسان حدود 36.3 درصد گزارش شده که کمتر از میانگین کشوری (حدود 43 درصد) است در واحدهای بخاری، استفاده از گاز طبیعی به دلیل ارزش حرارتی مناسب، احتراق تمیزتر و کاهش رسوب و خوردگی، معمولاً راندمان بالاتری نسبت به سوختهای مایع سنگین ایجاد میکند. تغییر سوخت به مازوت، علاوه بر کاهش نسبی بازده حرارتی، موجب افزایش استهلاک تجهیزات، تشدید خوردگی بویلرها و افزایش هزینههای تعمیر و نگهداری میشود. به بیان دیگر، مازوتسوزی نهتنها یک چالش زیستمحیطی، بلکه یک مسئله اقتصادی برای صنعت برق است که در قالب افزایش هزینه تمامشده تولید نمود مییابد.
پیامدهای زیستمحیطی و بهداشتی
مازوت بهعنوان یک سوخت سنگین، دارای درصد بالاتری از گوگرد و ناخالصیهاست. احتراق این سوخت منجر به انتشار مقادیر قابل توجهی دیاکسید گوگرد (SO₂)، اکسیدهای نیتروژن (NOx)، ذرات معلق (PM) و ترکیبات فلزی میشود. در کلانشهری مانند مشهد که در فصول سرد با پدیده وارونگی دما مواجه است، افزایش این آلایندهها میتواند به تشدید اپیزودهای آلودگی هوا و افزایش شاخص AQI منجر شود. در این چارچوب، ناترازی گاز بهطور غیرمستقیم به مسئله سلامت عمومی پیوند میخورد و هزینههای اجتماعی قابلتوجهی ایجاد میکند؛ هزینههایی که در ترازنامه مالی صنعت انرژی منعکس نمیشوند اما در نظام سلامت و بهرهوری نیروی انسانی نمود مییابند.
تحلیل سناریوهای سیاستی برای کاهش وابستگی به مازوت
پنج مسیر اصلی برای مواجهه با ناترازی گاز در شمالشرق کشور قابل طرح است که میتوان آنها را در دو محور «تقویت عرضه» و «مدیریت تقاضا» دستهبندی کرد.
1. توسعه ذخیرهسازی گاز طبیعی:
ایجاد و توسعه مخازن ذخیرهسازی زیرزمینی گاز، امکان تزریق مازاد تولید در فصول گرم و برداشت در اوج مصرف زمستانی را فراهم میکند. برای منطقه شمالشرق، توسعه ظرفیت ذخیرهسازی میتواند نقش ضربهگیر شبکه را ایفا کند و احتمال قطع یا محدودیت گاز نیروگاهها را کاهش دهد.
2. توسعه میادین جدید و افزایش ضریب بازیافت:
بخش قابلتوجهی از مخازن گازی کشور وارد نیمه دوم عمر خود شدهاند و با افت فشار طبیعی مواجهاند. افزایش ضریب برداشت از طریق سرمایهگذاری در فناوریهای تقویت فشار و توسعه میادین جدید، نیازمند تأمین منابع مالی و حمایتهای ملی است. با این حال، این راهکار زمانبر و سرمایهبر است و در کوتاهمدت نمیتواند پاسخ کامل به بحران فصلی باشد.
3. واردات گاز از ترکمنستان:
ترکمنستان از ذخایر گازی قابل توجهی برخوردار است و در گذشته نیز تأمینکننده بخشی از نیاز شمال کشور بوده است. واردات گاز – چه بهصورت گاز شیرین و چه گاز ترش با اتکا به ظرفیت پالایش، میتواند بهعنوان یک ابزار تکمیلی در مدیریت ناترازی به کار گرفته شود. با این حال، پایداری این گزینه وابسته به توافقات بلندمدت، ملاحظات ژئوپلیتیک و ثبات روابط دوجانبه است.
4. افزایش بهرهوری در برداشت و انتقال:
کاهش تلفات شبکه انتقال و بهینهسازی بهرهبرداری از خطوط، میتواند بخشی از کمبود را جبران کند. هر درصد کاهش تلفات، معادل حجم قابل توجهی گاز قابل عرضه در روزهای اوج مصرف است.
5. مدیریت و بهینهسازی مصرف:
در میان همه گزینهها، اصلاح الگوی مصرف اهمیت بنیادینتری دارد. شدت انرژی در ایران بالاتر از متوسط جهانی است و بخش خانگی سهم بالایی از مصرف گاز را به خود اختصاص میدهد. اصلاح نظام تعرفهگذاری، بهبود استانداردهای ساختمان، توسعه تجهیزات کممصرف و اجرای سیاستهای تقاضامحور میتواند فشار بر شبکه را کاهش دهد. هر مترمکعب گاز صرفهجوییشده در زمستان، به معنای کاهش احتمال مازوتسوزی در نیروگاههاست.
ضرورت اجماع نهادی برای حل مسئله مازوتسوزی نیروگاه طوس
تجربه استانهای دیگر نشان داده است که بدون شکلگیری اجماع نهادی میان دستگاههای اجرایی، قانونگذاران و بخش خصوصی، راهکارهای فنی به نتیجه پایدار نمیرسند. در خراسان رضوی نیز لازم است میان استانداری، دستگاههای تابعه وزارت نفت و نیرو، نمایندگان مجلس و نهادهایی مانند شورای گفتوگو، همگرایی عملی شکل گیرد. ارتقای اولویت تخصیص گاز از رینگ ملی انتقال به شمالشرق، کاهش سهم مازوت در سبد سوخت نیروگاهها و تثبیت تأمین سوخت جایگزین کمآلاینده، اهدافی هستند که تنها از مسیر اجماع و پیگیری مستمر قابل تحققاند.
مازوتسوزی در نیروگاه طوس، نشانهای از ناترازی ساختاری درنظام تخصیص انرژی کشور است؛ ناترازیای که حاصل رشد مصرف، افت تدریجی توان تولید مخازن و تأخیر در اصلاحات ساختاری است. تداوم این وضعیت، هر سال در فصل سرد تکرار خواهد شد و پیامدهای آن در قالب افزایش هزینه تولید برق و فرسودگی زیرساختها، تشدید آلودگی هوا و تحمیل هزینههای اجتماعی آشکار میشود.
راهحل پایدار در ترکیب اقدامات کوتاهمدت برای مدیریت بحران فصلی با اصلاحات بلندمدت در سمت عرضه و تقاضا نهفته است. توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نیز در این چارچوب معنا مییابد؛ زیرا هر مگاوات ظرفیت تجدیدپذیر در روزهای اوج مصرف میتواند بخشی از تقاضای گاز در نیروگاههای حرارتی را آزاد کند و وابستگی به سوختهای سنگین را کاهش دهد.در نهایت، مدیریت ناترازی گاز تنها یک ضرورت فنی نیست، بلکه پیششرط پایداری محیط زیستی و امنیت انرژی منطقه شمالشرق کشور است.
یادداشت از امیرحسین یوسف زاده، تحلیلگر خانه همافزایی انرژی و آب استان خراسان رضوی
انتهای پیام/282