چرا سهم ایران از بازار گردشگری منطقه ناچیز است؟
- اخبار استانها
- اخبار اصفهان
- 06 اسفند 1404 - 13:49
به گزارش خبرگزاری تسنیم، هر سال میلیونها گردشگر راهی کشورهای همسایه ایران میشوند؛ پول خرج میکنند، هتلها را پر میکنند، خرید میکنند و به اقتصاد آن کشورها جان میدهند. در همین منطقهای که ما زندگی میکنیم، گردشگری تبدیل به یکی از منابع اصلی درآمد شده است. اما سؤال اینجاست: چرا با وجود تاریخ، طبیعت و فرهنگ غنی، سهم ایران از این بازار بزرگ هنوز ناچیز است؟
برای فهم این فاصله، کافی است به اطرافمان نگاه کنیم. بعضی از همین همسایهها در سالهای اخیر گردشگری را جدی گرفتهاند و آن را به یک صنعت واقعی تبدیل کردهاند؛ صنعتی که برایش برنامه دارند، بودجه میگذارند و تصویر جهانی میسازند.
ترکیه یکی از نمونههای روشن است. این کشور سالهاست روی جذب گردشگر خارجی تمرکز کرده؛ از تبلیغات گسترده در رسانههای بینالمللی گرفته تا ساخت هتلهای استاندارد، توسعه فرودگاهها و آسان کردن صدور ویزا. شهرهایی مثل استانبول و آنتالیا فقط یک مقصد سفر نیستند؛ تبدیل به برند شدهاند. ترکیه فهمیده گردشگر فقط برای دیدن آثار تاریخی نمیآید، بلکه بهدنبال تجربه خوب، خدمات باکیفیت و حس امنیت است.
در سوی دیگر، امارات متحده عربی قرار دارد؛ کشوری که شاید قدمت تاریخی ایران را نداشته باشد، اما با سرمایهگذاری سنگین در زیرساختها و تبلیغات جهانی، خودش را به یکی از قطبهای گردشگری منطقه تبدیل کرده است. دبی و ابوظبی با برگزاری نمایشگاهها، رویدادهای بینالمللی و ساخت جاذبههای مدرن، تصویری جذاب و امن از خود ساختهاند. امارات نشان داده اگر برنامهریزی دقیق باشد، حتی در مدت کوتاه هم میتوان سهم بزرگی از بازار گرفت.
عربستان سعودی هم در سالهای اخیر مسیر تازهای را شروع کرده است. این کشور که پیشتر گردشگری محدودی داشت، حالا با پروژههای بزرگ و برگزاری رویدادهای ورزشی و فرهنگی جهانی، در تلاش است اقتصاد خود را متنوع کند و گردشگر خارجی جذب کند. یعنی رقابت در منطقه هر روز جدیتر میشود.
حالا برگردیم به ایران. ما چه کم داریم؟ از نظر جاذبههای طبیعی و تاریخی، تقریباً هیچ کمبودی وجود ندارد. از اصفهان و شیراز گرفته تا کویرهای مرکزی، جنگلهای شمال و سواحل جنوب؛ هر گوشه کشور میتواند برای یک گردشگر خارجی جذاب باشد. مشکل اصلی جای دیگری است.
نخستین ضعف، در تبلیغات جهانی است. تصویر ایران در بسیاری از رسانههای بینالمللی با واقعیت زندگی روزمره مردم فاصله دارد. در حالی که رقبای منطقهای با کمپینهای حرفهای، چهرهای جذاب از خود نشان میدهند، حضور ایران در بازار جهانی گردشگری کمرنگ و پراکنده است. وقتی دیده نشویم، انتخاب هم نمیشویم.
دومین مسئله، زیرساختهاست. فرودگاههایی که باید بهروز شوند، ناوگان هوایی محدود، کمبود هتلهای استاندارد بینالمللی و مشکلاتی مثل پرداخت ارزی برای گردشگران خارجی، تجربه سفر را سخت میکند. گردشگر پیش از انتخاب مقصد، به راحتی سفر، کیفیت خدمات و امنیت توجه میکند. اگر این سه عامل کامل نباشد، گزینه دیگری را انتخاب میکند.
مسئله بعدی، نبود یک سیاست پایدار و بلندمدت در حوزه گردشگری است. سرمایهگذار داخلی و خارجی زمانی وارد این حوزه میشود که بداند قوانین ثابت است و چشمانداز روشنی وجود دارد.
تصمیمهای مقطعی و تغییرات ناگهانی، اعتماد را کاهش میدهد و سرمایه را فراری میکند.
با این حال، هنوز دیر نشده است. ایران میتواند با یک برنامه ملی منسجم، سهم خود را از بازار گردشگری منطقه افزایش دهد. تسهیل صدور ویزا، حمایت از سرمایهگذاری بخش خصوصی، بهبود زیرساختهای حملونقل و هتلداری، و مهمتر از همه، راهاندازی کمپینهای حرفهای تبلیغاتی در سطح جهانی میتواند نقطه شروع باشد. همچنین برگزاری جشنوارههای فرهنگی، هنری و ورزشی بینالمللی میتواند تصویر تازهای از ایران به جهان نشان دهد.
گردشگری فقط سفر نیست؛ یک صنعت درآمدزا و اشتغالآفرین است. در منطقهای که رقبا با سرعت در حال پیشروی هستند، تعلل یعنی از دست دادن فرصتها. پرسش ساده اما مهم این است: آیا میخواهیم همچنان تماشاگر رشد گردشگری همسایگان باشیم، یا وقت آن رسیده سهم واقعی ایران از این بازار بزرگ را جدی بگیریم؟
یادداشت از: زهرا سلیمی، فعال رسانهای و خبرنگار
انتهای پیام/