کالبدشکافی یک ناکامی در پروژه فیبر نوری

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، طی ماه‌های گذشته، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به صورت مداوم اخبار و آمارهای متعددی از پیشرفت کلان‌پروژه فیبر نوری در استان‌های مختلف منتشر کرده است.

این جریان مداوم خبری، تصویری از یک عملیات عمرانی و توسعه‌ای وسیع در سراسر کشور را بازتاب می‌دهد؛ اما برای درک میزان موفقیت واقعی این طرح ملی و ارزیابی اثربخشی سرمایه‌گذاری‌های انجام شده، نیازمند عبور از لایه سطحی اخبار و واکاوی دقیق داده‌های میدانی هستیم.

در همین راستا، گزارش پیش رو با هدف اعتبارسنجی آمارهای رسمی و بررسی میزان تحقق اهداف نهایی پروژه، به صورت پایلوت وضعیت چهار استان کلیدی (تهران، اردبیل، خراسان رضوی و لرستان) را مورد پایش و تحلیل موشکافانه قرار داده است. انتخاب این چهار استان به دلیل تنوع جغرافیایی، جمعیتی و شرایط مدیریتی، نمایی جامع و قابل تعمیم از وضعیت کل کشور ارائه می‌دهد.

نمای کلی پروژه از دریچه  خبرهای رسمی استان‌ها

پیش از ورود به فاز تحلیل، نگاهی به چکیده آخرین گزارش‌های رسمی مدیران ارتباطات در چهار استان به صورت رندوم می‌اندازیم:

استان تهران: مدیرکل ارتباطات استان با اعلام اتصال بیش از 160 هزار مشترک تهرانی، تاکید کرده است که هدف‌گذاری وزارتخانه فراتر از تکالیف قانون برنامه هفتم (ایجاد 25 میلیون پوشش) بوده و تمرکز بر تحقق 20 میلیون «اتصال» است. وی عدم همکاری شهرداری در صدور مجوزها را مانع اصلی دانسته که با ورود شخص وزیر در حال پیگیری است.

استان اردبیل: علاوه بر ارائه آمارهای گسترده از توسعه سایت‌های روستایی، اعلام شده است که امکان اتصال 90 هزار خانوار به فیبر نوری در شهر اردبیل فراهم شده و 10 هزار مشترک فعالند. همچنین اجرای طرح ملی جایگزینی کابل مسی با فیبر (SWAP) توسط مخابرات در دستور کار است.

استان لرستان: با اعلام 16 هزار اتصال فعال شهری، 10 شهر استان تحت پوشش کامل قرار گرفته‌اند. پیشرفت در خرم‌آباد و بروجرد بالای 50 درصد است و هدف‌گذاری نهایی، پوشش 33 شهر و 360 هزار مشترک اعلام شده است.

استان خراسان رضوی: با برگزاری جلسات هفتگی در سطح استانداری برای رفع موانع، تاکنون 1292 کیلومتر حفاری در استان انجام شده و پیشرفت فیزیکی به 40 درصد رسیده است. بر این اساس، 20 هزار و 861 خانوار نیز با موفقیت به شبکه متصل شده‌اند.

کالبدشکافی یک کلان‌پروژه؛ تناقضات و چالش‌های پنهان

با عبور از پوسته ظاهری و کلماتِ پرطمطراق این اخبار، تحلیل شاخص‌های حیاتی و پنهان‌مانده نشان می‌دهد این کلان‌پروژه در سراسر کشور با چالش‌ها و ترفندهای آماری مشترکی دست‌وپنجه نرم می‌کند:

1. شکاف عمیق میان «پوشش» و «اتصال» (بحران تقاضا)

مهم‌ترین شاخص ارزیابی موفقیت در پروژه‌های ارتباطی، «نرخ تبدیل» (ضریب نفوذ) است؛ یعنی چند درصد مردمی که کابل از کوچه آن‌ها رد شده، حاضر به خرید سرویس شده‌اند؟

آمارها به شدت ناامیدکننده است. در لرستان از هدف‌گذاری 360 هزار مشترک، تنها 16 هزار اتصال (حدود 4.4 درصد) محقق شده است. در اردبیل از 90 هزار پوشش، تنها 10 هزار مشترک (حدود 11 درصد) جذب شده‌اند. در تهران نیز ادعای تبدیل 25 میلیون «پوشش» به 20 میلیون «اتصال» (نرخ تبدیل 80 درصدی) با توجه به هزینه‌های بالای مودم و کابل‌کشی داخلی، هدفی کاملاً خیالی و دور از واقعیت‌های اقتصادی خانوارهاست.

2. بن‌بست بوروکراتیک و اصطکاک با مدیریت شهری

توسعه فیبر نوری در کلان‌شهرها عملاً قفل شده است. در تهران، کار به جایی رسیده که وزیر ارتباطات باید شخصاً برای گرفتن مجوز حفاری با شهرداری وارد مذاکره شود. در مشهد، ابعاد بحران صدور مجوزها به حدی است که نیازمند جلسات هفتگیِ شخص استاندار است. در مقابل، پیشرفت‌های فیزیکی صرفاً در شهرهای کوچک (مانند 10 شهر کوچک لرستان) با سرعت در حال انجام است؛ چرا که مقاومت شهرداری‌ها در آنجا کمتر است.

3. ترفندهای آماری و ابهام در هویت مشترکین

اپراتورها و مدیران استانی برای پر کردن کارنامه خود دست به مانورهای آماری می‌زنند. به عنوان مثال:

اجرای طرح سواپ (Swap): در اردبیل اعتراف شده که آمارها متکی بر جایگزینی کابل‌های پوسیده مسیِ مخابرات با فیبر نوری است. این یعنی بخش عظیمی از مشترکین، اصلاً «مشتری جدید» نیستند، بلکه مشترک قدیمیِ بالاجبار ارتقایافته‌اند.

پنهان‌کاری در ارائه مخرج کسر: در خراسان رضوی آمار 20 هزار «اتصال» اعلام می‌شود، اما از بیان میزان «پوشش» خودداری می‌گردد تا ضریب نفوذِ فاجعه‌بارِ (زیر 1 درصدی) در این استان چندمیلیونی پنهان بماند.

عدم تفکیک مشتریان: در آمار تهران و لرستان (160 هزار و 16 هزار اتصال)، مشخص نیست چه تعداد از این اتصالات متعلق به سازمان‌های دولتی، بانک‌ها و ادارات است و چه تعداد واقعاً توسط مردم و خانواده‌ها خریداری شده است.

4. تقلیل پروژه فناوری به «عملیات خاک‌برداری»

گزارش‌های دولتی بیش از آنکه کاربرمحور باشند، پیمانکارمحور هستند. افتخارِ مدیرکل خراسان رضوی به «1292 کیلومتر حفاری» نشان می‌دهد که نگاه حاکم، سنجش پیشرفت بر اساس متراژِ آسفالت‌شکافی است، نه میزان بهره‌مندی مردم. در اردبیل نیز مدیرکل برای پر کردن زمانِ مصاحبهِ مربوط به فیبر نوری، به ارائه آمارهای سایت‌های روستایی (USO) پناه می‌برد که نشان از خالی بودن دست مدیران در دستاوردهای ملموس شهری دارد.

بررسی تجمیعی وضعیت چهار استان پایلوت یک حقیقت ساختاری و تلخ را نمایان می‌سازد: پروژه ملی فیبر نوری در فاز «تجاری‌سازی و جذب مخاطب» با یک بحران جدی مواجه است. 

علی‌رغم پیشرفت‌های فیزیکی در لایه حفاری و داکت‌گذاری، «نرخ اتصال فعال» در تمامی این استان‌ها به شدت پایین و اغلب زیر 5 درصد از ظرفیت نهایی است. این شکاف عمیق نشان می‌دهد که این طرح ملی تاکنون بیشتر ماهیت یک «پروژه سنگین عمرانی» را داشته تا یک تحول فناورانه؛ پروژه‌ای که توانسته کابل‌ها را با صرف هزینه‌های گزاف به پشت درب خانه‌ها برساند، اما در ورود به منازل مردم و روشن کردن پورت‌ها ناکام مانده است.

ریشه این توقف، ترکیبی از بن‌بست‌های بوروکراتیک در کلان‌شهرها، ترفندهای آماری برای سرپوش گذاشتن بر عدم استقبال عمومی و مهم‌تر از همه، «مدل اقتصادی ناکارآمد» برای مصرف‌کننده نهایی است. هزینه‌های بالای راه‌اندازی و خرید مودم در کنار عدم احساس نیاز مبرم کاربران خانگی، سد راه اصلی این توسعه است. 

تا زمانی که سیاست‌گذار از رویکرد «گزارش‌دهی کیلومتریِ حفاری» به سمت سیاست‌های «تحریک تقاضا» (از طریق تخصیص یارانه تجهیزات، تقسیط هزینه‌ها روی قبوض و ارائه بسته‌های جذاب) تغییر مسیر ندهد، این سرمایه‌گذاری عظیم ملی خطر تبدیل شدن به شبکه‌ای از لوله‌های خالی و تاریک در زیر خیابان‌های شهر را به همراه خواهد داشت.

انتهای پیام/