امتداد نظری منشور روحانیت در بیانات رهبر انقلاب
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 06 اسفند 1404 - 08:17
خبرگزاری تسنیم ـ محمدرضا آتشین صدف؛ سوم اسفند، سالروز صدور «منشور روحانیت» است؛ متنی که امامخمینی در واپسین ماههای عمر خود (1367) نگاشت و در آن، تصویری روشن از نقش تاریخی روحانیت و آینده حوزه ارائه کرد. منشور روحانیت را نمیتوان صرفاً سندی تاریخی دانست؛ این متن، «چارچوبی نظری» برای فهم نسبت دین و سیاست در اندیشه امام و نقشه راهی برای مصونسازی حوزه در برابر پروژهای استکباری است که دیرزمانیاست در جهان اسلام دنبال میشود: سکولاریزهکردن دین و حذف روحانیت از عرصه عمومی.
امام در این منشور، برخلاف انتظار، بیشترین هشدار را نه درباره دشمن خارجی، بلکه درباره آسیبهای درونی حوزه میدهد. او از «تحجر»، «مقدسمآبی»، «بیخبری از زمان» و «روحانینمایان بیسیاست» سخن میگوید و تصریح میکند که این جریانها میتوانند ضربههایی بزنند که «از هر دشمنی کاریتر» است. این گزاره، نقطه عزیمت مهمی برای تحلیل نسبت روحانیت و سیاست در اندیشه امام است.
امام در منشور مینویسد: «آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانینما ضربه خوردهاست، از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونهی بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین علیهالسلام که در تاریخ روشن است... ولی طلاب جوان باید بدانند که پروندهی تفکر این گروه همچنان باز است و شیوهی مقدسمآبی و دینفروشی عوض شدهاست. شکست خوردگان دیروز، سیاستبازان امروز شدهاند. آنها که به خود اجازهی ورود در امور سیاست را نمیدادند، پشتیبان کسانی شدند که تا براندازی نظام و کودتا جلو رفتهبودند.» (منشور روحانیت)
منشور روحانیت؛ نظریهای برای فهم نسبت دین و سیاست
در منشور، امامخمینی(ره) با صراحت اعلام میکند که «فقه تئوری واقعی و کامل اداره انسان و اجتماع از گهواره تا گور است». این جمله، نه شعاری سیاسی بلکه فشرده نظریهای جامع درباره جایگاه دین در عرصه عمومی است. از نگاه امام، دین بدون سیاست، ناقص و بیاثر است و سیاست بدون دین، سیاستی بیاخلاق و بیجهت. امام، دو جریان را بهعنوان عوامل اصلی انزوای دین معرفی میکند: یک. مقدسمآب ان بیسیاست، دو. استعمارگران و عوامل داخلی آنها. این دو جریان، با وجود تفاوت ظاهری، در یک نقطه مشترکاند: هر دو میخواهند دین از عرصه سیاست و مدیریت جامعه برکنار بماند.
اما چرا روحانیِ بیتفاوت به سیاست، خطرناکتر از دشمن بیرونی است؟ به چند علت:
یک؛ انفعال روحانیت، بستر تحریف دین است. وقتی روحانی از سیاست کنار میرود، دین به «امر فردی» تقلیل مییابد؛ این دقیقاً همان هدف پروژه جهانی سکولاریسم است: بیخاصیتسازی دین در عرصه عمومی.
دو؛ دشمن بیرونی آشکار است؛ اما انفعال درونی پنهان و فرساینده؛ دشمن بیرونی شناساییپذیر است؛ اما روحانیِ بیتحلیل، از درون حوزه «قدرت فهم سیاسی» را تضعیف میکند و نسل جدید طلاب را نسبت به مسائل جامعه بیاعتنا میسازد.
سه؛ خنثی بودن روحانیت، مردم را بیپناه میگذارد. امام در منشور مینویسد که روحانی باید «پناه محرومان و مستضعفان» باشد. این نقش بدون حضور اجتماعی و سیاسی ممکن نیست. وقتی روحانی از میدان کنار میرود، دست مرفهین بیدرد و سیاستبازان تشنه قدرت برای به یغما بردن سرمایههای ملی باز میشود.
امتداد نظری منشور امامخمینی(ره) در بیانات امام خامنهای
رهبر انقلاب در چهار دهه اخیر، بارها بر ضرورت «انقلابیماندن حوزه» تأکید کردهاند. این تعبیر، دقیقاً ادامه همان خطی است که امام در منشور در قالب محورهای سیاستفهمی، نه سیاستزدگی؛ زمانشناسی و شناخت جبههبندی جهانی؛ و مبارزه با تحجر و راحتطلبی ترسیم کرده بود.
حوزه انقلابی یعنی حوزهای که سیاست را میفهمد، اما سیاستزده نیست؛ در متن جامعه است، نه در حاشیه؛ نسبت به تحولات منطقه و جهان حساس است؛ در برابر تحجر و راحتطلبی میایستد و نقش تاریخی روحانیت در هدایت جامعه را حفظ میکند.
فرجام سخن اینکه اگر روحانیت در متن جامعه و سیاست نباشد، دین از متن جامعه حذف میشود. این پیام اصلی منشور روحانیت است؛ پیامی که امروز، بیش از هر زمان دیگری، به آن نیاز داریم؛ آموزهای که به روشنی در بیان امام خامنهای در منشور حوزه پیشرو و سرآمد آمده است: «حوزهی علمیه برای حفاظت از اعتبار معنوی و وفاداری به فلسفهی وجودیاش باید از مردم و جامعه و مسائل اساسی آن هرگز جدا نشود و جهاد را در همهی گونههایش در هنگام نیاز، وظیفهی قطعی خود بداند. این همان سخن مهمی است که امام بزرگوار بارها با حوزه و پیشکسوتها و بزرگان و به گونهی ویژه با طلاب و فضلای جوان آن در میان گذاشته و بر آن تأکید کردهاند.»
انتهای پیام/