معادله ترامپ برای "کرانه باختری در برابر غزه" بهچهمعناست؟
- اخبار بین الملل
- اخبار آسیای غربی
- 05 اسفند 1404 - 12:54
بهگزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، بهدنبال اقدامات سریع و متوالی صهیونیستها برای سیطره کامل بر کرانه باختری و الحاق آن، آمریکا هیچ واکنشی حتی نامحسوس به آنچه رژیم صهیونیستی در کرانه باختری و قدس اشغالی انجام میدهد، نداشته است که این مسئله بیانگر تفاهم و هماهنگی آمریکاییها و صهیونیستها برای اشغال کامل کرانه باختری است.
چرا آمریکا در برابر تحرکات خطرناک اسرائیل در کرانه باختری ساکت است؟
تحلیلگران و ناظران امور، این سکوت آمریکا را چراغ سبزی برای کابینه بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر جهت ادامه تحرکات خود برای غصب کامل کرانه باختری و آوارگی فلسطینیها از آنجا میدانند و تأکید دارند؛ پروژهای که آمریکا و اسرائیل برای کرانه باختری طراحی کردهاند، بسیار خطرناکتر از چیزی است که در نوار غزه اتفاق میافتد.
بهگزارش الجزیره، اینکه آمریکا نسبت به فعالیتهای شهرکسازی صهیونیستها در کرانه باختری و غصب اراضی فلسطینیان بیتفاوت است، جای تعجب ندارد؛ زیرا دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا هرگز درباره راهکار «دودولتی» برای حل درگیری فلسطینی ـ صهیونیستی صحبت نکرده است و طرح 20مادهای او برای آتشبس غزه هم یک مسیر طولانی، پیچیده و مشروط را برای فلسطینیها در نظر گرفته است که عملاً آنها را از حق طبیعی خود در تعیین سرنوشت و داشتن کشور مستقل محروم میکند،
در واقع ترامپ این طرح 20مادهای را هم در پاسخ به درخواستهای گروهی از متحدان عرب خود در گروه 8 انجام داد که سران آنها را در سپتامبر گذشته در نیویورک ملاقات کرد تا طرح خود را برای غزه که بهزودی به قطعنامه 2803 سازمان ملل تبدیل خواهد شد، نهایی کند،
علاوه بر آن، ترامپ در دوره اول ریاستجمهوری خود که همزمان با کابینه قبلی نتانیاهو بود، قدس را بهعنوان پایتخت رژیم صهیونیستی بهرسمیت شناخت و سفارت آمریکا را از تلآویو به قدس منتقل کرد. ترامپ همچنین در آن دوره تقریباً یکسوم کرانه باختری را در چارچوب پروژه ضدفلسطینی «معامله قرن» به صهیونیستها واگذار کرد.
امروز هم ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود به تلاش برای تضعیف هرگونه شانسی در ایجاد یک کشور مستقل و پایدار فلسطینی ادامه میدهد و به این منظور از پیامدهای جنگ غزه سوءاستفاده میکند.
حمایت آشکار واشنگتن از اشغال و الحاق کرانه باختری توسط صهیونیستها
آمریکا فعالیتهای شهرکسازی صهیونیستها در کرانه باختری و قدس اشغالی و گسترش بیقیدوشرط آنها را غیرقانونی و نقض قوانین بینالمللی نمیداند و سفرای این کشور در فلسطین اشغالی پیوسته بر درست بودن روایت ادعایی اسرائیل درباره حق حاکمیت این رژیم بر کرانه باختری تأکید کرده و آن را وعده خداوند دانستهاند!
اغلب سفرای آمریکا در فلسطین اشغالی از شهرکنشینان افراطی صهیونیست بودهاند و تحصیلات خود را در مدارس و مراکز حریدیها در اراضی اشغالی گذراندهاند. هر کسی که اظهارات مایک هاکبی، سفیر آمریکا در فلسطین اشغالی را دنبال کرده باشد، هیچ تفاوتی بین آنها و اظهارات بزالل اسموتریچ و ایتمار بن گویر، وزرای فاشیست صهیونیست نخواهد یافت و همین امر در مورد بسیاری از مقامات ارشد دولت ترامپ نیز صدق میکند.
اگر کابینه راست افراطی رژیم صهیونیستی به موضع آمریکا در حمایت از طرحهای استعماری این رژیم در قدس و کرانه باختری اعتماد نداشت، هرگز جرئت اتخاذ چنین تصمیمات گستاخانه و خطرناکی در کرانه باختری را پیدا نمیکرد.
از سوی دیگر، در حالی که رژیم صهیونیستی، ارتش این رژیم و شهرکنشینان آن، مناطق وسیعی از کرانه باختری بهویژه شمال آن و غور اردن را شبیه به ویرانههای غزه کردهاند، واشنگتن هیچ واکنشی نداشته و سکوت کرده است.
میان این تجاوزات و اشغالگریهای رژیم صهیونیستی در کرانه باختری، بیشترین خواسته واشنگتن از نتانیاهو این است که تا حد امکان از شرمسار کردن او خودداری کند تا بتواند همچنان با متحدان عرب خود در راستای منافع استراتژیک آمریکا ارتباط برقرار کند،
این بدن معناست که آمریکا هیچ مخالفتی با الحاق کرانه باختری ندارد؛ مشروط بر اینکه این کار بدون اعلام رسمی انجام بگیرد. پیام دولت ترامپ به نتانیاهو در این زمینه روشن است: تا جایی که بولدوزرهایتان میتوانند پیش بروید، اما ترامپ را در مقابل متحدان عرب خود که منافع زیادی برای آمریکا تأمین میکنند، تحت فشار نگذارید.
البته انفعال و سکوت رژیمهای عربی موجب شده است آمریکا و رژیم صهیونیستی برای اجرای پروژههای اشغالگرانه خود در فلسطین راحتتر عمل کنند.
معادله ترامپ برای "کرانه باختری در برابر غزه"
بهازای این فضای گستردهای که آمریکا در کرانه باختری در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داده است، از آن انتظار دارد که دستکم ظاهراً اجرای طرح ترامپ در غزه را تسهیل کند؛ ضمن اینکه منافع اسرائیل در غزه هم حفظ میشود، بهعبارت دیگر، ترامپ بهدنبال یک نمایش برای خود در برابر افکار عمومی دنیا با راضی کردن اسرائیل به اجرای طرح وی در غزه است.
معادله "کرانه باختری در برابر غزه" که بهنظر میرسد بر رفتار هر دو طرف آمریکایی و اسرائیلی در سرزمینهای اشغالی فلسطین حاکم است، به این معنی نیست که واشنگتن اولویتهای فوری تلآویو در غزه، بهویژه مسائل مربوط به سلاح و مدیریت را نادیده خواهد گرفت، بلکه، این امر افراطگراییهای اسرائیل را تا حدی تعدیل خواهد کرد.
همه اینها بدان معناست که تمام صحبتها در طرح ترامپ و قطعنامه سازمان ملل در مورد یک چشمانداز معنادار برای تشکیل کشور مستقل فلسطین، لفاظیهای پوچ هستند که تنها برای منحرف کردن افکار عمومی دنیا و دادن زمان لازم به اسرائیل جهت الحاق کرانه باختری و یهودیسازی قدس مطرح شدهاند.
آنچه واشنگتن بیش از همه از نتانیاهو میخواهد این است که تا حد امکان از ایجاد دردسر برای آمریکا خودداری کند تا این کشور بتواند همچنان از متحدان عرب خود خدمات دریافت کند و توافقهای عادیسازی را گسترش دهد.
در حالی که قبلاً صهیونیستها کرانه باختری را سرزمینهای مورد مناقشه یا قابل مذاکره مینامیدند، امروز این منطقه را از حوزه مذاکره و مناقشه خارج کرده و آن را کاملاً متعلق به اسرائیل دانستهاند و میگویند که چیزی بهاسم کرانه باختری وجود ندارد و نام این منطقه یهودا و سامره بوده و بخش جداییناپذیر از سرزمین موعود برای قوم برگزیده خداست.
نقشه آمریکا برای آینده فلسطین
این رویکرد افراطی صهیونیستها با حمایت آمریکا موجب شده است راهکار دودولتی برای همیشه دفن گردد و به توهم رژیمهای عربی در این زمینه هم پایان داده شود. کشورهای عربی که پیشتر اجرای راهکار دودولتی را شرط امضای توافق عادیسازی با رژیم صهیونیستی اعلام کرده بودند، امروز متوجه شدهاند که اساساً چنین راهکاری از ابتدا هم قرار نبوده اجرا شود.
صهیونیستها امروز با حمایت مستقیم آمریکا، همدستی جامعه بینالمللی و سکوت و انفعال اعراب، در حال گسترش اراضی تحتاشغال خود در فلسطین و حذف تدریجی آرمان آن هستند تا مردم فلسطین را مجبور به آوارگی اجباری از سرزمین خود، یا تسلیم شدن در برابر قوانین نژادپرستانه رژیم اشغالگر و زندگی در اراضی تحتاشغال این رژیم بهعنوان شهروند درجهچندم کنند،
در این میان تشکیلات خودگردان فلسطین که بعد از توافقهای اسلو راه را برای اشغالگری صهیونیستها در کرانه باختری هموار کرد، در وضعیت شکنندگی کامل قرار دارد و رو به انحلال میرود.
همه این اتفاقات زیر نظر آمریکا رخ میدهد که همچنان ادعا میکند غزه در اولویت آن قرار دارد. البته هیچکس نباید از این رفتار واشنگتن تعجب کند، نهتنها بهدلیل تعصب مطلق و کورکورانه آمریکا نسبت به اسرائیل که از یک دولت به دولت بعدی بهارث رسیده است، بلکه بهدلیل مطالعه دقیق طرح بیستمادهای ترامپ،
مطالعه دقیق این طرح نشان میدهد که هر آنچه برای غزه در نظر گرفته شده است، متناسب با این باریکه و مرزهای جغرافیایی آن نیست و صرفاً فریب بوده است؛ جایی که از یک سو بازسازی غزه را در هالهای از ابهام قرار میدهد و در مورد طرحهای رؤیایی همچون «ریویرا» صحبت میکند و از سوی دیگر خواستار اجرای شرط اسرائیل برای خلعسلاح کامل مقاومت فلسطین است؛ بهطوری که دیگر هیچ خطری این رژیم را تهدید نکند.
با بررسی نقشهها و تحرکات آمریکا و رژیم صهیونیستی در غزه و کرانه باختری میتوان این نتیجه را حاصل کرد که یک پروژه سازمانیافته برای حذف آرمان فلسطین و دفن همیشگی کشور فلسطین در حال اجراست.
در این شرایط مسئولیت تاریخی فلسطینیها حکم میکند که هیچ طرف خارجی در سرزمین فلسطین نمیتواند مشروعیت داشته باشد؛ چه آمریکایی باشد و چه صهیونیست. در طول تاریخ اشغالگری رژیم صهیونیستی در فلسطین، مردم این سرزمین موفق شدهاند هرگونه مشروعیتی را از این رژیم سلب نمایند و به همین دلیل است که اسرائیل با وجود حمایتهای نامحدود آمریکا و قدرتهای بینالمللی هنوز نتوانسته است خود را در سطح منطقه و جهان بهرسمیت بشناساند و به تلاشهای خود برای گسترش توافقهای عادیسازی با کشورهای مختلف ادامه میدهد.
انتهای پیام/+