از شارستان تا شهر بی‌نام؛ گسست هویت در مهندسی معاصر

خبرگزاری تسنیم- مهندسی در ایران همواره با شهر، شهروندی و مفهوم «شارستان» پیوندی عمیق و ناگسستنی داشته است. در تاریخ این سرزمین، از شکوه دوران هخامنشی و ساسانی تا بالندگی ادوار اسلامی، ذوق و هنر ایرانی در هندسه، ریاضیات، معماری و سازه، نه صرفاً به‌عنوان فن، بلکه به‌مثابه دانشی تمدن‌ساز جلوه‌گر بوده است. ساختار دقیق شهرها، نظام هوشمندانه آبرسانی، قنات‌ها، کاروانسراها، میدان‌ها و بازارها، همه گواه آن است که مهندسی ایرانی در خدمت «زیست انسانی» تعریف می‌شد؛ زیستی که در آن عدالت فضایی، همبستگی اجتماعی و هویت فرهنگی معنا داشت.

تمدن‌سازان این مرز و بوم میراثی گران‌سنگ برای آیندگان برجای نهادند؛ میراثی که در آن، شهر نه فقط مجموعه‌ای از ساختمان‌ها، بلکه بستری برای رشد اخلاق، فرهنگ و اقتصاد بود. در شهر ایرانشهری، انسان در متن قرار داشت و معماری و مهندسی، ابزار تعالی زندگی محسوب می‌شد.

اما پرسش اساسی امروز این است: آیا مهندسان معاصر به‌راستی وارثان شایسته آن سرمایه ارزشمند هستند؟ آیا نظام مهندسی و شهرسازی کنونی توانسته است پیوند میان فن، فرهنگ و هویت را حفظ کند؟ در جهان پرآشوب و پررقابت امروز، که شهرها به کانون چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی بدل شده‌اند، ناگزیریم با تکیه بر اندیشه‌ای برخاسته از خاستگاه تاریخی خویش، برای ساختن شهری انسانی‌تر و زیستی سربلندانه‌تر تلاش کنیم.

اگر جامعه مهندسی دغدغه احیا و بازآفرینی شهرها بر پایه فرهنگ و اندیشه ایرانی را نداشته باشد، نتیجه‌ای جز فرسایش سرمایه‌های انسانی، تخریب محیط‌زیست، گسترش نابرابری فضایی و اضمحلال میراث فرهنگی در پی نخواهد داشت؛ همان‌گونه که نشانه‌های آن در دهه‌های اخیر آشکار شده است. رشد بی‌ضابطه شهرها، تراکم‌فروشی، بی‌توجهی به تاب‌آوری زیرساخت‌ها، کاهش سرانه‌های خدماتی و کم‌رنگ شدن هویت محله‌ای، تنها بخشی از پیامدهای این گسست تاریخی است.

متأسفانه نظام شهرسازی و مهندسی امروز فاصله‌ای معنادار با دوران درخشان گذشته یافته است. بسیاری از شهرها، در اثر ندانم‌کاری‌های مدیریتی، تصمیمات کوتاه‌مدت و غلبه نگاه صرفاً اقتصادی بر برنامه‌ریزی فضایی، از حس تعلق و زیست‌پذیری تهی شده‌اند. شهروندان در برخی کلان‌شهرها بیش از آنکه «زندگی» کنند، صرفاً برای بقا تقلا می‌کنند؛ در فضایی که آلودگی هوا، ترافیک، کمبود فضاهای عمومی باکیفیت و نابرابری دسترسی به خدمات، کیفیت زندگی را کاهش داده است.

شهرهای ایرانشهری که روزگاری نماد ارزش‌ها، سنت‌ها و نظم اجتماعی بودند، اکنون در مواردی به فضاهایی بی‌هویت و مصرف‌ محور بدل شده‌اند؛ فضاهایی که کمتر نشانی از حقوق مدنی، شهروند محوری و عدالت فضایی در آن‌ها دیده می‌شود. این روند اگر اصلاح نشود، می‌تواند شکاف میان شهر و شهروند را عمیق‌تر کرده و سرمایه اجتماعی را فرسوده سازد.

برای نجات شهرهای میهن، به‌ویژه کلان‌شهرها، چاره‌ای جز بازنگری جدی در سیاست‌های کلان شهرسازی، اصلاح نظام تصمیم‌گیری و بازتعریف نقش مهندس به‌عنوان «مسئول اجتماعی» وجود ندارد. بازگشت به گذشته به معنای توقف در تاریخ نیست، بلکه بهره‌گیری هوشمندانه از تجربه‌های تمدنی برای پاسخ به نیازهای امروز است. مهندسی آینده ایران باید دانش‌بنیان، انسان‌محور، پایدار و هویت‌مدار باشد.

اکنون زمان آن رسیده تا جامعه مهندسی، دانشگاه‌ها، مدیران شهری و سیاست‌گذاران با نگاهی فراتر از پروژه‌های مقطعی به احیای روح ایرانشهری بیندیشند؛ روحی که در آن توسعه با عدالت، زیبایی و پایداری همراه است. با امید به آینده‌ای روشن و نوروزی نو، می‌توان در مسیر آبادانی و پیشرفت ایران ورجاوند، استوارتر از گذشته گام برداشت و به سهم خود وظیفه ملی در قبال میهن و ملت ایران را ادا کرد.

فرشید پورحاجت-دبیر کانون سراسری انبوه‌سازان

انتهای پیام/