نوآوری خواجه نصیرالدین طوسی در کلام شیعی
- اخبار ویژه نامهها
- اخبار حوزه و روحانیت
- 04 اسفند 1404 - 16:39
خبرگزاری تسنیم ـ محمدمهدی فریدونی*؛ در میان چهرههای برجستهی تمدن اسلامی، نام خواجه نصیرالدین طوسی با ترکیبی از دانش و تدبیر گره خوردهاست. ابوجعفر محمد بن محمد بن حسن طوسی (579–672 ه-ق) اندیشمندی ایرانی که دامنهی دانش او از ریاضیات و نجوم گرفته تا فلسفه و کلام و اخلاق و حتی معماری گستردهاست. اندیشمندان اسلامی و اسلام شناسان غربی از او با القابی همچون: «استاد البشر»، «سلطان المحققین»، «أفضل المتأخرین العلامه الطوسی»، «فخر الحکما و مؤیّد الفضلا»، «نصیر الملّة و الدّین»، «محقق مدقق طوسی»، «حکیم عظیم قُدّوسی»، «افضل المتأخرین و اَکْمَلُ المُتَقدِّمین»؛ یاد کردهاند.
توصیفات بزرگان دربارهی او صرفاً ستایش نیست، بلکه بازتابی از جایگاه بیبدیل او در تاریخ تفکر اسلامی است. آثار مکتوب بر جای مانده از مرحوم خواجهنصیر خود گواه بر این مطلب است. همتا دانستن این عالم شیعی با بزرگانی همچون ابنسینا، حکایت از عظمت و بزرگی اوست. ایشان در علوم مختلفی همچون فلسفه، کلام، نجوم، ریاضی و طب سرآمد بوده بهگونهای که هنوز برخی آثار ایشان منبعی ارزشمند در این علوم بهشمار میروند. تبیین جایگاه او در هر یک از این علوم نیازمند یاداشتهای جداگانه و مفصلی است.
خواجه نصیر را علاوه بر اینکه احیاگر فلسفه میدانند؛ مؤسس روش فلسفی در دانش کلام نیز هست. در قرنهای اولیه عصر غیبت کلام شیعه عمدتاً در چارچوب نصگرایی حرکت میکرد؛ یعنی تکیه بر نصوص دینی که از اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بهدست شیعیان رسیدهبود. این رویکرد اگرچه دارای محتوای غنی و بی نظیری بود اما کارکردی محدود و عمدتاً درون مذهبی داشت؛ زیرا اغلب بحثها به روشی نص گرایانه ارائه میشد نه بهروش عقلی که زبان مشترک بین همه ادیان و فرق و مذاهب بود. از عصر شیخ مفید نیز گرچه عقلگرایی هم در میان متکلمان شیعه و هم در میان متکلمان اهل سنت جایگاه بیشتری یافت، اما در عمل بهشکل جدلی جلوه کرد و در جهت تعامل و همگرایی توفیق چندانی نیافت بلکه وارد بحثهای جدلی بی پایان شد.
بهرهگیری از مبانی فلسفی در کلام هرچند قبل از خواجه نصیرالدین طوسی نیز تا حدودی سابقه داشت و افرادی همچون فخر رازی از علمای اهل سنت این روش را در پیش گرفتهبودند اما نقیصهی عمده آنان نیز بهرهگیری جدلی از فلسفه در کلام بود بر همین اساس فخر رازی در تخریب دانش فلسفه سنگ تمام گذاشت. اما خواجه نصیرالدین طوسی با درک شرایط موجود و ایمان عمیق به دانش فلسفه بر آن شد راهی برای پایان دادن به این جدلهای بی پایان بیابد؛ بنابراین با بهرهگیری از ذهن ریاضی، مبانی فلسفی را بهصورت سازمان یافته و نظاممند به خدمت دانش کلام درآورده و برای اولین بار کلام را از روش جدلی بهروش برهانی ارتقا داد. برهانی کردن کلام توسط خواجه نصیر نه به این معنا که قبل از ایشان از برهان بهره گرفته نمیشد بلکه به این معناست که برخلاف عقلگرایان جدلی، متکلم در روش کلام فلسفی تا جایی که برهان کارایی داشت از برهان بهره میگرفت و در عمل خود را مقید بهروش برهانی میدانست. در نتیجه تحول بنیادین در این مسیر با خواجهنصیر رقم خورد. در نگاه او، کلام نه عرصهی مناظرهی پیروزیمحور، بلکه حوزهای معرفتزا بر اساس مبانی فلسفی و بدیهیأت عقلی است. نتیجهی این تحول در اثر سترگ او، تجرید الاعتقاد، تجسم یافت.
نتیجهی بنیادین بهکارگیری روش برهانی در حوزهی کلام، ابتنای دانش کلام بر بدیهیات بود؛ از اینرو بدیهیات معیاری برای پایان دادن به جدالهای بیپایان شد. این روش ابتکاری خواجه باعث شد که کلام شیعه که تا قبل از این در میان اهل سنت جایگاه لازم را نداشت برای اولینبار اهل سنت نیز بر کتاب تجرید الاعتقاد ایشان شرح و حاشیه زده و بیش از پیش کلام شیعه جای خود را در میان کلام اهل سنت پیدا کند.
اثربخشیِ بنیادین روش برهانی خواجه نصیرالدین طوسی بهگونهای بود که شهرت و تأثیر «تجرید الاعتقاد» صرفاً به مکتب کلام شیعه محدود نماند. ملا علی قوشچی از بزرگان اهل سنت شرحی بر این کتاب مینویسد و علیرغم وجود دیدگاههای انتقادی وی اما توجه عمیق علمای اهل سنت را برانگیخت. پس از شرح برجستهی ملاعلی قوشچی، سنت حاشیهنویسی و تعلیقه بر «تجرید الاعتقاد» از سوی متکلمان شیعه و سنی استمرار یافت، که این امر گواه بر تبدیل شدن این اثر به یک مرجع محوری در حوزهی کلام اسلامی است. این کتاب همچنان یکی از منابع معتبر کلامی و فلسفی بوده و هنوز بهعنوان کتاب درسی در حوزههای علمیه تدریس میشود. همچنین امروزه پس از گذشت قرنها، روش کلام فلسفی که خواجه نصیر ابداع کرد همچنان روش غالب در بحثهای کلامی بود و در برابر شبهات روز افزونی که هر لحظه بر کمیت و کیفیت آنها افزود میشود، کارآمدتر است.
*عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد تهران
انتهای پیام/