چهارمین سالروز جنگ اوکراین؛ فرسایش راهبردی، حمایت غرب و بنبست راهحل
- اخبار بین الملل
- اخبار اروپا
- 04 اسفند 1404 - 09:02
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، چهار سال از آغاز بحران اوکراین میگذرد؛ جنگی که برخلاف بسیاری از برآوردهای اولیه نه کوتاهمدت بود نه به نتیجه سیاسی سریع انجامید، بلکه تبدیل به یکی از پرهزینهترین و طولانیترین درگیریهای نظام بینالملل پس از جنگ سرد شده است.
این یادداشت تلاش میکند با بهرهگیری از دادههای معتبر بینالمللی، عوامل اصلی تبدیل این بحران به جنگ فرسایشی را تحلیل کند و نشان دهد چگونه پویشهای سیاسی و منافع راهبردی بازیگران خارجی در طول چهار سال، مسیر منازعه را تثبیت کرده است.
پیشبینی سرعت به جنگ فرسایشی
با آغاز تهاجم در 24 فوریه 2022، تحلیلگران غربی و غیرغربی پیشبینی کردند که عملیات روسیه میتواند طی چند هفته نتیجه تعیینکنندهای در میدان به همراه داشته باشد. اما مقاومت سازمانیافته اوکراین، انسجام نسبی نهادهای سیاسی و اجتماعی آن و پشتیبانی گسترده خارجی، همگی این فرض اولیه را تغییر داد و به تدریج شرایط معادله را پیچیدهتر کرد. این تکامل تنها یک فرآیند نظامی نبود؛ بلکه بازتابدهنده تعارضات راهبردی میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است که در سالهای اخیر شکل گرفته است.
بحران اوکراین را میتوان نمونهای از «معضل امنیت» دانست؛ جایی که اقدامات دفاعی یک طرف - بهویژه تلاش برای تقویت روابط امنیتی با غرب - از سوی طرف مقابل بهعنوان تهدید تلقی میشود و منجر به واکنش متقابل و افزایش بیاعتمادی میشود. از منظر مسکو، گسترش ناتو به شرق و احتمال عضویت اوکراین در این ائتلاف، امنیت راهبردی روسیه را بهطور یکطرفه تهدید کرده است.
از دید دولت اوکراین و حامیان غربی آن، استقلال در تعیین مسیر سیاسی و امنیتی حق ذاتی هر کشور است. این تضاد درکها، زمینه ساختاری شکلگیری بحران را فراهم و مرزهای گفتوگو را از همان آغاز محدود ساخت.
آمار و دادههای حمایتی؛ رقابت کمکهای خارجی به اوکراین
بر اساس دادههای پروژه Ukraine Support Tracker مؤسسه اقتصادی Kiel، حجم کلی کمکهای خارجی به اوکراین تا پایان سال 2025 بیش از 360 میلیارد دلار (حدود 309 میلیارد یورو) بوده است که از 41 کشور تامین شده است که شامل؛
کمک نظامی: حدود 149.26 میلیارد یورو
کمک مالی: حدود 139.34 میلیارد یورو
کمکهای بشردوستانه: حدود 21.04 میلیارد یورو
در این میان ایالات متحده آمریکا بزرگترین حمایتکننده بوده است و از آغاز جنگ تا ژوئن 2025 بیش از 114.64 میلیارد یورو کمک ارائه کرده است که شامل کمکهای نظامی، مالی و بشردوستانه میشود. همزمان، کمکهای اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی نیز قابل توجه بوده است.
مجموع کمکهای اتحادیه اروپا به اوکراین از آغاز بحران تاکنون بیش از 193.3 میلیارد یورو برآورد میشود که حدود 69.3 میلیارد یورو آن به حمایت مستقیم نظامی اختصاص دارد. پس از پایان پشتیبانی مستقیم آمریکا در بخش بزرگی از سال 2025، اروپا در سالهای اخیر نقش برجستهتری در ادامه کمکها ایفا کرده است، بهگونهای که در برخی دورهها مجموع کمکهای کشورهای اروپایی از ایالات متحده نیز پیشی گرفته است.
این دادهها نشان میدهند که حمایت خارجی نه تنها متوقف نشده، بلکه افزایش نقش اروپا در مدیریت نظامی و مالی بحران را نیز تأیید میکند. در اینجا این سوال چالشی مطرح می گردد که چرا کمکها جنگ را خاتمه نداده است؟ در پاسخ دو سطح تحلیل را باد در نظر داشت.
نخست؛ تناقض میان هدف و ابزار:
کمکهای خارجی علیرغم حجم بالا عمدتاً به گونهای طراحی شدهاند که از شکست کامل اوکراین جلوگیری کنند اما این نه به معنای حل سیاسی منازعه است این کمکها باعث شدهاند: نیروهای اوکراین توان ادامه مقاومت را داشته باشند، توازن نسبی در میدان حفظ شود و از فروپاشی سیاسی و نظامی اوکراین جلوگیری شود.
اما این کمکها بدون چارچوب راهحل سیاسی ملموس بودهاند؛ یعنی هیچکدام از بازیگران عمده نتوانسته یا نخواسته برنامهای عملیاتی برای مذاکره و پایان جنگ ارائه دهد که مورد پذیرش متقابل طرفین باشد. به همین دلیل است که جنگ نه به پیروزی قاطع یکطرفه انجامیده و نه به توافق سیاسی روشن منتهی شده است بلکه به فرسایش منابع، نیروی انسانی و توان اجتماعی هر دو طرف بدل شده است.
دوم؛ نقش ژئوپلیتیک غرب:
در بسیاری از تحلیلها بهویژه در حلقههای انتقادی مطرح شده است که ادامه حمایتهای غربی از اوکراین به دلایل ژئوپلیتیک فراتر از منافع صرف کییف است. یعنی؛ مهار و فرسایش قدرت روسیه بدون درگیری مستقیم ناتو؛ بازسازی انسجام درونی اروپا و ناتو پس از دههها چالش داخلی؛ تثبیت نقش آمریکا و متحدانش در نظم امنیتی اروپا و پیامدهای استراتژیک برای رقابت بلندمدت با بازیگران غیرغربی. این رویکرد، از یکسو به غرب اجازه داده است تا فشار علیه مسکو را حداکثر کند و از سوی دیگر از ورود مستقیم به جنگ و ائتلاف نظامی تمامعیار با اوکراین اجتناب نماید. وضعیتی که جنگ را در چارچوب یک درگیری فرسایشی با مدیریت خارجی حفظ کرده است.
عوامل ساختاری تداوم منازعه
چند عامل مهم به تبدیل این بحران به جنگ فرسایشی دامن زدهاند:
1. حداکثرگرایی اهداف سیاسی؛ هر دو طرف در مقاطعی اهدافی فراتر از مصالحه محدود مطرح کردند، از جمله کنترل کامل یا حفظ تمامیت ارضی تاریخی.
2. بازدارندگی هستهای و پیچیدگی نظامی؛ وجود سلاحهای هستهای در یک سوی منازعه و اینکه دخالت مستقیم ناتو میتوانست پیامدهای نامعلوم داشته باشد، سطح درگیری مستقیم را کنترل کرده اما استمرار جنگ نیابتی را تسهیل کرده است.
3. فقدان چارچوب امنیتی جامع قابل پذیرش؛ تا کنون طرحی رسمی برای تضمین امنیت همزمان روسیه و اوکراین طراحی نشده که توسط طرفین پذیرفته شود.
4. پایدارسازی مقاومت اوکراین بدون راهحل سیاسی؛ کمکهای خارجی قابلیت ادامه مقاومت را تقویت کرده، اما بهطور همزمان فشار لازم برای مصالحه را ایجاد نکرده است.
در چهار سال گذشته، روشن شده است که جنگ اوکراین دیگر تنها یک بحران منطقهای نیست؛ بلکه تبدیل به نقطهای از تقابل ساختاری در نظام بینالملل شده است. فرسایش قدرت، منابع و انسجام اجتماعی در هر دو طرف، به همراه حمایتهای ساختاری غرب، نه تنها «پایان سریع جنگ» را ناممکن کرده، بلکه چشمانداز رسیدن به راهحلی سیاسی را پیچیدهتر ساخته است.
تا زمانی که بازیگران عمده نتوانند چارچوبی راهبردی و پایدار برای امنیت اروپا تعریف کنند، جنگ اوکراین همچنان در قالب فرسایشی با هزینههای بالا ادامه خواهد یافت وضعیتی که بیش از هر چیز نمایانگر برآیند رقابتهای راهبردی فراگیر بین قدرتهای بزرگ در قرن بیستویکم است.
نویسنده: معصومه محمدی، کارشناس مسائل اورآسیا
انتهای پیام/