اصول ترجمه قرآن کریم

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، چنان که در تعریف ترجمه آمده، یک متن خاص، در پذیرش یا عدم پذیرش یک اصل دخالتی ندارد، ولی در چگونگی تحقق آن دخیل است. توضیح اینکه اصول کلی ترجمه بین ‏زبانی، فارغ از توجه به متنی خاص، عبارت است از: تسلط بر زبان مبدأ، تسلط بر زبان مقصد، امانت‌داری و رعایت فضای فکری و فرهنگی مخاطب در ترجمه.

مقصود ما از تسلط فراتر از آشنایی است؛ زیرا آشنایی صرف نمی‌‏تواند جوابگوی یک ترجمه موفق و مطمئن باشد. امانتداری نیز مراتبی دارد که حفظ پیام‏‌های متن مبدأ و انتقال دقیق آنها و تحریف نکردن نظریات صاحب متن مبدأ جزء ابتدایی‏‌ترین مراحل آن است.

اصل اول: تسلط بر زبان مبدأ و درک صحیح آن

کلیت این اصل بدیهی و بی‏‌نیاز از توضیح است، ولی ممکن است در دامنه آن غفلت‏‌هایی رخ دهد. مقصود از آشنایی با زبان مبدأ (زبان عربی) و تسلط بر آن تنها قاعده‌دانی و مانند اینها نیست؛ چرا که معانی درست بسیاری از واژه‌ها، خواه قاموسی و خواه اشتقاقی و نیز بسیاری از الگوهای نحوی و بلاغی تنها در عبارات به دست می‌آیند، بلکه مراد «عربیت» است که ما در زبان فارسی از معادل آن با «شمّ زبانی» یاد می‌‏کنیم.

مترجمی که عربیت او کامل نباشد، به‌قطع در درک صحیح متن دچار اشکال می‏شود و چنان که در ابهام‏‌شناسی خواهیم گفت، اساساً یکی از عوامل مهم بروز ابهام ساختاری در متن مبدأ، ضعف عربیت است؛ بنابراین مترجمی که ترجمه حرفه اوست، نباید تنها به دانستن قواعد اکتفا کند و هیچ‏‌گاه نباید از زبان مبدأ دور افتد و همواره باید انس خود را با زبان مبدأ حفظ کند.

آنچه گذشت، درباره متون عربی به‌طور کلی بود؛ اما در خصوص متن مقدس قرآن به دلیل ویژگی‏‌های منحصربه‌فرد آن، افزون به فهم عرفی، به راهکارهای ویژه‏‌ای نیاز است که کارشناسان آنها را با عنوان «اصول تفسیر» و عنوان‏‌هایی از این دست مطرح می‌‏کنند. در اصول تفسیر، پیش‏‌فرض‏‌ها، پیش‏‌نیازها و ابزار تفسیر و شرایط مفسر و مسائلی دیگر طرح می‏‌شوند تا مفسر آگاهانه وارد تفسیر شود و از خطا در برداشت‏‌های تفسیری مصون بماند.

در این‌باره از گذشته تاکنون، به اجمال و تفصیل نوشتارهایی عرضه شده‌اند که به باور نگارنده، مناسب‏ترین آنها روش‌‏شناسی تفسیر قرآن، نوشته حجت‌الاسلام علی‌‏اکبر بابایی و دیگران است که از سوی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و انتشارات سمت انتشار یافته است.

در ضمن، این کتاب به صورت درس‌نامه تلخیص و با عنوان مناسب‌تر روش تفسیر قرآن کریم، از سوی همان ناشران منتشر شده است. همچنین مهم‌ترین فصول کتاب که در حقیقت فرایند تفسیر را گزارش می کند، پس از تکمیل و بازنویسی در قالب جدیدی با عنوان قواعد تفسیر قرآن از سوی همان نویسنده و همان ناشران عرضه شده است.

کتاب‌های یاد شده چهار محور «قواعد تفسیر»، «منابع تفسیر»، «علوم مورد نیاز مفسر» و «شرایط مفسر» را به بحث گذاشته‌اند و مبانی تفسیر و شیوه‏‌ها و گرایش‌‏های تفسیری و دیگر مسائل ضروری را می‏‌توان در منابعی دیگر مانند التمهید فی علوم القرآن، تفسیر و مفسران، نوشته استاد معرفت مکاتب تفسیری، از استاد بابایی و جز اینها یافت.

اصل دوم: آشنایی کامل با زبان مقصد

در تراز بالاتری از نیازمندی نسبت به زبان مبدأ، زبان مقصد جای گرفته که تسلط کافی مترجم را می‌طلبد. در مورد زبان فارسی باید دانست که کثرت مطالعه در آثار فاخر معاصر و کهن در مترجم ملکه‌ای ایجاد می‌کند که بتواند فراتر از قواعد حرکت کند. ملکه یادشده را «شمّ ادبی» می‌نامند. شمّ ادبی، نقشی بسیار مهم در درست‌نویسی و زیبانویسی ایفا می‌کند و هر گونه خلل در آن ممکن است به تنزل و بسا خطای ادبی بینجامد.

برای مثال، ما عبارت‌های «این خانه از چشم‌‏انداز بدی برخوردار است»، «سند عده‏‌ای از روایات...»، «پاره‌‏ای از انسان‏‌ها...»، و مانند اینها را به دلیل شمّ ادبی خود که از انس با ادبیات فارسی حاصل شده، نادرست می‌دانیم، در حالی که برای چنین تشخیصی قاعده و نظامی مشخص وجود ندارد، البته ضرورت آگاهی کافی از زبان و ادبیات فارسی به همین‌جا ختم نمی‌شود و نیاز به سطوح مختلف آن در ابعاد و مراحل مختلف ترجمه احساس می‌شود؛ برای مثال، آشنایی کافی با دستور تاریخی این امکان را برای مترجم فراهم می‌آورد که بتواند واژه‌ها و الگوهای غیرمعیار را شناسایی کند و نیز آشنایی کافی با روش دستور توصیفی، دست او را در ارائه ترجمه‌ای کاملاً منطبق با زبان معیار باز می‌کند. بنابراین تسلط مترجم به زبان مقصد باید همه‌جانبه باشد و به هر میزان کاستی در این خصوص، تنزلی در رتبه ترجمه، نتیجه منطقی آن است.

اصل سوم: امانتداری در ترجمه

یکی از مباحث مهم حوزه ترجمه، بررسی جوانب امانتداری مترجم است. پرسش‏‌هایی ذیل تا حدی حوزه بحث را روشن می‌‏کند:

_ مترجم در ترجمه واژه‏‌هایی که برابر ندارند، چه وظیفه‏‌ای دارد؟

_ وظیفه مترجم در برابر ابهام‏‌های گوناگون موجود در متن مبدأ چیست؟

_ آیا مترجم می‏‌تواند آرا و نظریات خود را در ترجمه القا کند، راهکار آن چیست؟

_ آیا وظیفه امانتداری تنها در ترجمه واژگان و انتقال پیام‏‌های متن مبدأ است یا به سبک و بلاغت و مانند آن نیز گسترش می‌‏یابد؟

پرسش‌‏هایی از این دست، همواره ذهن کارشناسان ترجمه را به خود مشغول داشته و به ارائه نظریه‌‏های گوناگونی انجامیده است. ما در این مجال کوتاه عنوان کلی امانتداری مترجم را تحت سه عنوان به بحث خواهیم گذاشت.

اصل چهارم: امانتداری در ترجمه واژه‏‌های متشابه و خاص

مقصود از «متشابه» در گفتار ما، اعم از «متشابه» در آیه 7 سوره آل‌عمران است: «... مِنْهُ آیاتٌ مُّحْکمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ...». شماری از کلمات قرآن متشابه‌اند؛ مانند لوح محفوظ و کتاب مبین؛ برخی نیز به دلیل وجود تفسیرهای متعدد و گاه متناقض و روایات متعارض و مشکلات دیگر تفسیری، چهره متشابه به خود گرفته، برابریابی برای آنها عملاً ناممکن گردیده است؛ مانند: صمد، عرش، کرسی، تأویل، و... .

شماری از واژگان قرآنی نیز اساساً برابری ندارند. واژه‏‌های «رحمان»، «رحیم»، «لطیف»، «شهادت»، «تیمم» و... را می‏‌توان از این دسته برشمرد. مترجم، در ترجمه این‏ گونه واژه‏‌ها گاه ناگزیر است که آنها را عیناً به ترجمه منتقل کند و در ترجمه اگر لازم باشد، توضیح یا تفسیری کوتاه بین دو قلاب بیاورد؛ برای مثال، «غیب» و «شهود» در آیه 9 سوره رعد: «عَالِمُ الْغَیبِ وَالشَّهَادَةِ الْکبِیرُ الْمُتَعَالِ». مکارم شیرازی: «او از غیب و شهود آگاه و بزرگ و متعالی است»؛ فولادوند: «دانای نهان و آشکار [و] بزرگ بلندمرتبه است»؛ مشکینی: «دانای نهان و آشکار است و...».

غیب و شهود- که در معرض اختلاف نظر مفسران بوده و جزو معانی نسبی به شمار می‌روند: براساس گستردگی معانی، شامل اعیان و غیر اعیان می‏‌شوند و ترجمه آنها به «نهان» و «آشکار» و یا «پیدا» و «ناپیدا» که بیشتر در اعیان به ‏کار می‌‏روند، نمی‌‏تواند راهگشا باشد.

مفسران در واژه «مشهود» در آیه 78 سوره اسراء: «أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوک الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُودًا» نیز اختلاف کرده‌‏اند و از این‏رو، شماری از مترجمان «مشهود» را عیناً نقل کرده‏‌اند:

_ مشکینی: «... همانا قرآن صبح مشهود [فرشتگان شب و روز برای نوشتن آن] است»؛

_ مکارم شیرازی: «... چرا که قرآن فجر مشهود [فرشتگان شب و روز] است»؛

_ الهی قمشه‏‌ای: «... به حقیقت مشهود [نظر فرشتگان شب و فرشتگان روز] است».

ولی برخی مترجمان، با جانبداری از تفسیری خاص، آن را به «حضور» (فولادوند) و «گواهی» (کرمی) ترجمه کرده‌‏اند. «قرآن فجر» نیز در همین آیه، از این موارد است و برخی آن را به «نماز بامدادی» و «نماز صبح» ترجمه کرده‌‏اند و برخی که آن را عیناً نقل کرده‏، «نماز صبح» و مانند آن را برای توضیح بدان افزوده‌‏اند.

در هر صورت، با صرف نظر از مثال‌‏های یادشده، مترجم، هر جا که خود را ناگزیر از ترجمه تفسیری ببیند، باید آرای تفسیری خود را بین دو قلاب و در توضیح واژه یا عبارت بیاورد، تا مجال گسترده‏‌تری را برای مخاطبان خود فراهم سازد.

امانتداری در ترجمه تنها در معنا خلاصه نمی‏‌شود، بلکه گاه واژه ‏ای، افزون بر معنا، بار معنوی و ارزشی خاصی را به همراه دارد و در جایگزینی، بار معنوی‌‏اش از بین می‏‌رود؛ مانند: ایمان، تقوا، زهد، جهاد، و مانند آنها.

گذشته از واژگان قرآنی، حفظ واژه‌‏های ارزشی در جامعه اسلامی تا جایی که مقدور باشد، ضروری است؛ مانند واژه‌‏های پیش‌گفته و نیز: ایثار، شهید و شهادت، ولیّ و ولایت، انفاق، امام و... .

یادداشت از: حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدحسن جواهری، استاد حوزه و دانشگاه

انتهای پیام/