اصول ترجمه قرآن کریم
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 04 اسفند 1404 - 17:58
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، چنان که در تعریف ترجمه آمده، یک متن خاص، در پذیرش یا عدم پذیرش یک اصل دخالتی ندارد، ولی در چگونگی تحقق آن دخیل است. توضیح اینکه اصول کلی ترجمه بین زبانی، فارغ از توجه به متنی خاص، عبارت است از: تسلط بر زبان مبدأ، تسلط بر زبان مقصد، امانتداری و رعایت فضای فکری و فرهنگی مخاطب در ترجمه.
مقصود ما از تسلط فراتر از آشنایی است؛ زیرا آشنایی صرف نمیتواند جوابگوی یک ترجمه موفق و مطمئن باشد. امانتداری نیز مراتبی دارد که حفظ پیامهای متن مبدأ و انتقال دقیق آنها و تحریف نکردن نظریات صاحب متن مبدأ جزء ابتداییترین مراحل آن است.
اصل اول: تسلط بر زبان مبدأ و درک صحیح آن
کلیت این اصل بدیهی و بینیاز از توضیح است، ولی ممکن است در دامنه آن غفلتهایی رخ دهد. مقصود از آشنایی با زبان مبدأ (زبان عربی) و تسلط بر آن تنها قاعدهدانی و مانند اینها نیست؛ چرا که معانی درست بسیاری از واژهها، خواه قاموسی و خواه اشتقاقی و نیز بسیاری از الگوهای نحوی و بلاغی تنها در عبارات به دست میآیند، بلکه مراد «عربیت» است که ما در زبان فارسی از معادل آن با «شمّ زبانی» یاد میکنیم.
مترجمی که عربیت او کامل نباشد، بهقطع در درک صحیح متن دچار اشکال میشود و چنان که در ابهامشناسی خواهیم گفت، اساساً یکی از عوامل مهم بروز ابهام ساختاری در متن مبدأ، ضعف عربیت است؛ بنابراین مترجمی که ترجمه حرفه اوست، نباید تنها به دانستن قواعد اکتفا کند و هیچگاه نباید از زبان مبدأ دور افتد و همواره باید انس خود را با زبان مبدأ حفظ کند.
آنچه گذشت، درباره متون عربی بهطور کلی بود؛ اما در خصوص متن مقدس قرآن به دلیل ویژگیهای منحصربهفرد آن، افزون به فهم عرفی، به راهکارهای ویژهای نیاز است که کارشناسان آنها را با عنوان «اصول تفسیر» و عنوانهایی از این دست مطرح میکنند. در اصول تفسیر، پیشفرضها، پیشنیازها و ابزار تفسیر و شرایط مفسر و مسائلی دیگر طرح میشوند تا مفسر آگاهانه وارد تفسیر شود و از خطا در برداشتهای تفسیری مصون بماند.
در اینباره از گذشته تاکنون، به اجمال و تفصیل نوشتارهایی عرضه شدهاند که به باور نگارنده، مناسبترین آنها روششناسی تفسیر قرآن، نوشته حجتالاسلام علیاکبر بابایی و دیگران است که از سوی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و انتشارات سمت انتشار یافته است.
در ضمن، این کتاب به صورت درسنامه تلخیص و با عنوان مناسبتر روش تفسیر قرآن کریم، از سوی همان ناشران منتشر شده است. همچنین مهمترین فصول کتاب که در حقیقت فرایند تفسیر را گزارش می کند، پس از تکمیل و بازنویسی در قالب جدیدی با عنوان قواعد تفسیر قرآن از سوی همان نویسنده و همان ناشران عرضه شده است.
کتابهای یاد شده چهار محور «قواعد تفسیر»، «منابع تفسیر»، «علوم مورد نیاز مفسر» و «شرایط مفسر» را به بحث گذاشتهاند و مبانی تفسیر و شیوهها و گرایشهای تفسیری و دیگر مسائل ضروری را میتوان در منابعی دیگر مانند التمهید فی علوم القرآن، تفسیر و مفسران، نوشته استاد معرفت مکاتب تفسیری، از استاد بابایی و جز اینها یافت.
اصل دوم: آشنایی کامل با زبان مقصد
در تراز بالاتری از نیازمندی نسبت به زبان مبدأ، زبان مقصد جای گرفته که تسلط کافی مترجم را میطلبد. در مورد زبان فارسی باید دانست که کثرت مطالعه در آثار فاخر معاصر و کهن در مترجم ملکهای ایجاد میکند که بتواند فراتر از قواعد حرکت کند. ملکه یادشده را «شمّ ادبی» مینامند. شمّ ادبی، نقشی بسیار مهم در درستنویسی و زیبانویسی ایفا میکند و هر گونه خلل در آن ممکن است به تنزل و بسا خطای ادبی بینجامد.
برای مثال، ما عبارتهای «این خانه از چشمانداز بدی برخوردار است»، «سند عدهای از روایات...»، «پارهای از انسانها...»، و مانند اینها را به دلیل شمّ ادبی خود که از انس با ادبیات فارسی حاصل شده، نادرست میدانیم، در حالی که برای چنین تشخیصی قاعده و نظامی مشخص وجود ندارد، البته ضرورت آگاهی کافی از زبان و ادبیات فارسی به همینجا ختم نمیشود و نیاز به سطوح مختلف آن در ابعاد و مراحل مختلف ترجمه احساس میشود؛ برای مثال، آشنایی کافی با دستور تاریخی این امکان را برای مترجم فراهم میآورد که بتواند واژهها و الگوهای غیرمعیار را شناسایی کند و نیز آشنایی کافی با روش دستور توصیفی، دست او را در ارائه ترجمهای کاملاً منطبق با زبان معیار باز میکند. بنابراین تسلط مترجم به زبان مقصد باید همهجانبه باشد و به هر میزان کاستی در این خصوص، تنزلی در رتبه ترجمه، نتیجه منطقی آن است.
اصل سوم: امانتداری در ترجمه
یکی از مباحث مهم حوزه ترجمه، بررسی جوانب امانتداری مترجم است. پرسشهایی ذیل تا حدی حوزه بحث را روشن میکند:
_ مترجم در ترجمه واژههایی که برابر ندارند، چه وظیفهای دارد؟
_ وظیفه مترجم در برابر ابهامهای گوناگون موجود در متن مبدأ چیست؟
_ آیا مترجم میتواند آرا و نظریات خود را در ترجمه القا کند، راهکار آن چیست؟
_ آیا وظیفه امانتداری تنها در ترجمه واژگان و انتقال پیامهای متن مبدأ است یا به سبک و بلاغت و مانند آن نیز گسترش مییابد؟
پرسشهایی از این دست، همواره ذهن کارشناسان ترجمه را به خود مشغول داشته و به ارائه نظریههای گوناگونی انجامیده است. ما در این مجال کوتاه عنوان کلی امانتداری مترجم را تحت سه عنوان به بحث خواهیم گذاشت.
اصل چهارم: امانتداری در ترجمه واژههای متشابه و خاص
مقصود از «متشابه» در گفتار ما، اعم از «متشابه» در آیه 7 سوره آلعمران است: «... مِنْهُ آیاتٌ مُّحْکمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ...». شماری از کلمات قرآن متشابهاند؛ مانند لوح محفوظ و کتاب مبین؛ برخی نیز به دلیل وجود تفسیرهای متعدد و گاه متناقض و روایات متعارض و مشکلات دیگر تفسیری، چهره متشابه به خود گرفته، برابریابی برای آنها عملاً ناممکن گردیده است؛ مانند: صمد، عرش، کرسی، تأویل، و... .
شماری از واژگان قرآنی نیز اساساً برابری ندارند. واژههای «رحمان»، «رحیم»، «لطیف»، «شهادت»، «تیمم» و... را میتوان از این دسته برشمرد. مترجم، در ترجمه این گونه واژهها گاه ناگزیر است که آنها را عیناً به ترجمه منتقل کند و در ترجمه اگر لازم باشد، توضیح یا تفسیری کوتاه بین دو قلاب بیاورد؛ برای مثال، «غیب» و «شهود» در آیه 9 سوره رعد: «عَالِمُ الْغَیبِ وَالشَّهَادَةِ الْکبِیرُ الْمُتَعَالِ». مکارم شیرازی: «او از غیب و شهود آگاه و بزرگ و متعالی است»؛ فولادوند: «دانای نهان و آشکار [و] بزرگ بلندمرتبه است»؛ مشکینی: «دانای نهان و آشکار است و...».
غیب و شهود- که در معرض اختلاف نظر مفسران بوده و جزو معانی نسبی به شمار میروند: براساس گستردگی معانی، شامل اعیان و غیر اعیان میشوند و ترجمه آنها به «نهان» و «آشکار» و یا «پیدا» و «ناپیدا» که بیشتر در اعیان به کار میروند، نمیتواند راهگشا باشد.
مفسران در واژه «مشهود» در آیه 78 سوره اسراء: «أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوک الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُودًا» نیز اختلاف کردهاند و از اینرو، شماری از مترجمان «مشهود» را عیناً نقل کردهاند:
_ مشکینی: «... همانا قرآن صبح مشهود [فرشتگان شب و روز برای نوشتن آن] است»؛
_ مکارم شیرازی: «... چرا که قرآن فجر مشهود [فرشتگان شب و روز] است»؛
_ الهی قمشهای: «... به حقیقت مشهود [نظر فرشتگان شب و فرشتگان روز] است».
ولی برخی مترجمان، با جانبداری از تفسیری خاص، آن را به «حضور» (فولادوند) و «گواهی» (کرمی) ترجمه کردهاند. «قرآن فجر» نیز در همین آیه، از این موارد است و برخی آن را به «نماز بامدادی» و «نماز صبح» ترجمه کردهاند و برخی که آن را عیناً نقل کرده، «نماز صبح» و مانند آن را برای توضیح بدان افزودهاند.
در هر صورت، با صرف نظر از مثالهای یادشده، مترجم، هر جا که خود را ناگزیر از ترجمه تفسیری ببیند، باید آرای تفسیری خود را بین دو قلاب و در توضیح واژه یا عبارت بیاورد، تا مجال گستردهتری را برای مخاطبان خود فراهم سازد.
امانتداری در ترجمه تنها در معنا خلاصه نمیشود، بلکه گاه واژه ای، افزون بر معنا، بار معنوی و ارزشی خاصی را به همراه دارد و در جایگزینی، بار معنویاش از بین میرود؛ مانند: ایمان، تقوا، زهد، جهاد، و مانند آنها.
گذشته از واژگان قرآنی، حفظ واژههای ارزشی در جامعه اسلامی تا جایی که مقدور باشد، ضروری است؛ مانند واژههای پیشگفته و نیز: ایثار، شهید و شهادت، ولیّ و ولایت، انفاق، امام و... .
یادداشت از: حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمدحسن جواهری، استاد حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/