رمضان و انقلاب خاموش علیه مصرف
- اخبار فرهنگی
- اخبار دین ، قرآن و اندیشه
- 04 اسفند 1404 - 07:11
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، آغاز ماه مبارک رمضان را معمولاً با واژگانی چون «ضیافت»، «تزکیه» و «عبادت» توصیف میکنند؛ اما در ژرفای این رخداد آیینی، حقیقتی نهفته است که کمتر بدان اندیشیدهایم. رمضان در روزگار ما بیش از آن که صرفاً یک فریضه دینی باشد، کنشی تمدنی و مقاومتی آگاهانه در برابر منطق جهان تکنولوژیک و مصرفمحور است. جهانی که در آن، انسان پیش از آن که «باشد»، باید «مصرف کند»؛ پیش از آن که بیندیشد، باید بخواهد و پیش از آنکه معنا بجوید، باید لذت را تجربه کند. انسان معاصر در شبکهای از میلهای تحریکشده زیست میکند. فناوریهای نوین، اقتصاد بازار و رسانههای بیوقفه، ساختاری را پدید آوردهاند که در آن خواستن به موتور محرک هویت بدل شده است و در چنین فضایی، بدن دیگر صرفاً زیستبدن نیست؛ بلکه عرصهای برای پاسخگویی فوری به امیال انسانی است. تأخیر، تعلیق و امساک، به مفاهیمی نامأنوس تبدیل شدهاند و همهچیز باید فوری، در دسترس و بیدرنگ باشد و زمان به اکنون ممتد مصرف فروکاسته شده است. در این بستر، ماه مبارک رمضان رخدادی خلاف جریان است. روزه گرفتن نخستین ضربه را به بداهت مصرف وارد میکند و آن چه همواره مباح و در دسترس بوده، ناگهان به حوزه تعلیق درمیآید. خوردن، آشامیدن و حتی برخی عادات روزمره از سطح ناخودآگاه به سطح آگاهی منتقل میشوند در این جا انسان درمییابد که میتواند نخواهد، میتواند به تعویق اندازد، میتواند میان میل و پاسخ، فاصلهای آگاهانه بیافریند و این فاصله، همان شکاف نجاتبخش میان انگیختگی و انتخاباست؛ جایی که شأن انسانی سر برمیآورد.
ماه رمضان رمضان و روزه گرفتن بدن را از خودکار بودن خارج میکند چرا که در جهان تکنولوژیک، بدن در خدمت کارایی و لذت سازماندهی شده است اما در روزه، بدن به صحنه تأمل بدل میشود و گرسنگی دیگر صرفاً فقدان غذا نیست؛ بلکه حضوری است که انسان را متوجه وابستگیهایش میکند و تشنگی، یادآور بودن وجود است. این تجربه، نوعی آگاهی سلبی میآفریند، آگاهی از این که انسان صرفاً مجموعهای از نیازهای پاسخدادهشده نیست و او میتواند نیاز را تحمل کند و در همین تحمل، معنایی تازه بیابد.
اگر تکنولوژی، انسان را به کاربر پیوسته متصل بدل کرده است، رمضان او را به من منفصل از جریان تبدیل میکند چرا که در لحظهای که دیگران در شتاب مصرف روزانه غوطهورند، روزهدار در حال تمرین مکث است. مکث، مفهومی فراموششده در تمدن سرعت است و این مکث، نه انفعال است و نه انزوا بلکه بازپسگیری اختیار از سازوکارهای بیرونی است که ریتم زندگی را تحمیل میکنند و ماه رمضان به انسان میآموزد که ریتم زیستن را میتوان آگاهانه انتخاب کرد، نه صرفاً تبعیت نمود. از این منظر ماه رمضان نوعی بازسازی رابطه انسان با زمان است زیرا در جهان دیجیتال، زمان به توالی بیپایان اعلانها، پیامها و محرکها تجزیه شده است. تمرکز، قربانی تکثر شده و تجربه، سطحی و گسیخته گشته است، اما روزه زمان را به تجربهای کشدار و حضوری بدل میکند. ساعات طولانی امساک، انسان را با امتداد زمان روبهرو میسازد واو دیگر نمیتواند با انبوه محرکها، خلأ درون را پر کند و باید با خویش بماند و این ماندن با خود، تمرینی است برای بازیابی وحدت درونی در برابر پراکندگی مدرن می باشد.
نکته اساسی آن است که رمضان صرفاً مهار میل نیست بلکه تربیت آن است. جهان مصرف، میل را بیوقفه تحریک میکند تا چرخه تولید و مصرف استمرار یابد و در چنین چرخهای، میل هرگز به آرامش نمیرسد زیرا آرامش، توقف گردش اقتصادی است اما در روزه، میل به سکوت دعوت میشود و انسان درمییابد که میل میتواند از سطح زیستی به سطح معنوی ارتقا یابد و گرسنگی میتواند اشتیاق به معنا را بیدار کند، تشنگی میتواند یادآور عطش عدالت و همدلی باشد و بدینسان، میل از کالایی برای مصرف، به نیرویی برای تعالی بدل میشود.
از سوی دیگر ماه مبارک رمضان نوعی بازتعریف نسبت انسان با قدرت است. در جهان تکنولوژیک، قدرت در توانایی دسترسی فوری و تسلط بر منابع تعریف میشود و هرچه سریعتر و بیشتر در اختیار داشته باشی، قدرتمندتر هستید. اما فرد روزهدار با چشمپوشی داوطلبانه از دسترسی، تعریف دیگری از قدرت عرضه میکند و آن قدرت در توانایی نخواستن است و گفتنی ست این قدرت، درونی و غیرنمایشی است و نیازی به نمایش در شبکههای اجتماعی ندارد و در آمار تولید و مصرف ثبت نمیشود اما همین قدرت خاموش، بنیان کرامت انسانی را شکل میدهد.
آغاز رمضان، در حقیقت، آغاز بازاندیشی در این پرسش بنیادین است که انسان کیست؟ آیا او صرفاً مصرفکنندهایی پیشرفته در شبکهای پیچیده از نیازهاست، یا موجودی است که میتواند میان خواستن و نخواستن انتخاب کند؟ روزه، پاسخی عملی به این پرسش است. این پاسخ نه در قالب نظریه، بلکه در قالب تجربه زیسته عرضه میشود. هر روز امساک، گواهی است بر اینکه انسان میتواند بر امیال خویش احاطه یابد، بیآن که آن ها را انکار کند.
رمضان هر سال بازمیگردد، اما پرسش آن همواره تازه است، آیا ما آمادهایم که از کاربر منفعل جهان مصرف، به کنشگر آگاه زندگی خویش بدل شویم؟ اگر پاسخ مثبت باشد، آن گاه آغاز رمضان تنها شروع یک ماه قمری نیست؛ آغاز احیای انسانی است که میخواهد در دل تمدن تکنولوژیک، همچنان انسان بماند.
در نهایت، رمضان را میتوان مدرسهای فشرده برای بازسازی شأن انسانی دانست؛ شأنی که در هیاهوی تکنولوژی و مصرف، در معرض فرسایش است. این ماه، نه گریزی از جهان، بلکه شیوهای دیگر از بودن در جهان را پیشنهاد میکند. بودن آگاهانه، انتخابگر و مسئولانه است و در این بودن، انسان نه دشمن بدن است و نه ستیزگر لذت؛ بلکه ساماندهنده و معنابخش آن است.
یادداشت از: مصطفی شجاعی
انتهایپیام/