حفظ مشارکت مردم؛ پیش‌نیاز تقویت سرمایه اجتماعی نظام سیاسی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، سرمایه اجتماعی به معنای اعتماد مردم به نظام سیاسی و انسجام و همکاری میان مردم و میان مردم و حاکمیت است. این عنصر مهم نه در ساختارها و نهادها و بودجه‌ها، بلکه در دلِ رابطه میان مردم و حاکمیت شکل می‌گیرد و خود را در میزان اعتماد و احساسی که مردم نسبت به اثرگذاری خود دارند و در باوری که به منصفانه بودن سازوکارها دارند نشان می دهد.

این اعتماد و احساس و باور در نتیجه فراهم شدن شرایط مشارکت سیاسی در جامعه پدید می آید؛ آن هم نه در مقطعی مشخص بلکه در فرایندی دائمی و مستمر تا مردم به احساسِ نقش‌آفرینی برسند و بدانند تنها تماشاگر صحنه اداره کشور نیستند، بلکه بازیگران اصلی آنند.

به عبارتی مشارکت باعث می‌شود مردم خود را صاحب کشور بدانند نه صرفاً مخاطب تصمیمات حکومتی. همان چیزی که امام خمینی(ره) می‌گفت و به آن ایمان و باور داشت: مردم ولی نعمت ما هستند یا می‌گفت من از عناوینی مثل فرماندار رئیس و مدیرکل خوشم نمی‌آید نباید این تلقی به مردم دست بدهد که سطحشان پایینتر از مسئولین است یا درجه دوم و صرفا مطیعند. سرمایه اجتماعی در چنین بستری رشد می‌کند.

ابتدای پیروزی انقلاب به ویژه در مجلس قانونگذاری دغدغه‌ای وجود داشت که رأی دادن تمام کاری نیست که مردم می توانند انجام دهند. رأی دادن تنها حمایت مردم از نظام سیاسی را نشان می‌دهد نه نقش‌آفرینی آنها را. به همین جهت روی بحث شوراها تاکید زیادی می‌شد که از کوچکترین واحد سیاسی یعنی روستا حضور و مشارکت مردم را ببینیم یا حتی شهید بهشتی تاکید می‌کرد که باید سیستم اقتصادی ما طوری چیده شود که مردم فراغت بحث و گفت‌وگو و آگاه شدن از امور کشور را داشته باشند. آنها واقعا به بحث مشارکت مردمی ایمان داشتند و برای آن تلاش می‌کردند.

اگر مشارکت و حضور مردم و در نتیجه سرمایه اجتماعی تقویت شود نه تنها شکاف‌های پدید آمده میان دولت و ملت کاهش می‌یابد بلکه شایعات و بی‌اعتمادی کمتر اثر می‌گذارد و تاب‌آوری اجتماعی در برابر بحران‌ها بالا می‌رود، اما شرط ایجاد اعتماد در مردم بعنوان حلقه واسط مشارکت و سرمایه اجتماعی این است که مردم عدالت و احقاق حقوق خود را در تمامی سازوکارها و رویه‌‌های اداره امور ببینند.

شفافیت وجود داشته باشد و مردم محرم دانسته شوند و صدای آن‌ها شنیده شود؛ به نقد قانونی و گفت‌وگو میان گروه‌ها و جریانات مختلف فضای مناسب داده شود، از نگاه امنیتی به شکل های مختلف مشارکت اجتماعی مردم پرهیز شود، امکان بیان دیدگاه و نقد سازنده وجود داشته باشد و مردم تاثیر حضور خود را در جامعه  ببینند، اعتماد شکل می‌گیرد. این اعتماد بزرگ‌ترین سرمایه برای عبور از بحران‌هاست. آن هم برای کشور ما که در شرایط دشوار اقتصادی، در مواجهه با فشارهای خارجی و با بحران‌های مختلف امنیتی، سیاسی و اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند.

هر نوع سستی در حفظ مشارکت و رضایت مردمی سبب گسترش بی‌تفاوتی سیاسی، رشد بی‌اعتمادی نهادی، افزایش شکاف دولت – ملت وقدرت گرفتن روایت‌های غیررسمی و بی‌اعتمادساز در جامعه می‌گردد.

امام خمینی(ره) با به‌کار بردن واژه خدمتگزار ملت، مردم را نامحرم و خود را برتر از مردم نمی‌دانست. انقلاب اسلامی با اعتماد به نفسی که امام به مردم داد کاملا به‌صورت مردمی شکل گرفت بدون مشارکت هیچ بیگانه‌ای و هیچ کمکی از سمت کشورهای خارجی. به همین شیوه نیز تداوم خواهد یافت. هنوز جریانی در جامعه نتوانسته چنین اتحاد و انسجامی میان مردم پدید آورد.

کم‌کاری‌ها، ناکارآمدی‌ها، تحریم و فساد و ... عامل نارضایتی مردم از عملکرد حکومت است نه نظام سیاسی که خودشان ساخته‌اند. برای اینکه این تفکیک همیشه باشد باید حکومت مسئولیت ناکارامدی های خود را بپذیرد و برای مردم توضیح دهد. مردم را با ابهام رها نسازد و باعث نشود شبکه‌ها و رسانه‌های خارج از کشور روایت‌سازی کنند. روایت باید دست حکومت خود ما باشد یا اگر کاری در جهت خدمت به مردم انجام می‌دهد اطلاع‌رسانی درستی داشته باشد. مردم مشکلات را می شنوند اما کارهایی که صورت می گیرد را خیر. این امر بی‌توجهی حکومت به افکار و احساسات و نظر مردم را می‌رساند.

حکومت باید پیگیر و استمرار بخش اموری باشد که آغاز می‌کند. کارها را ناتمام رها نسازد و با نظارت و پیگیری تا رسیدن به نتیجه ادامه دهد. از فکر و نظر تمامی صاحب‌نظران بهره ببرد و اگر فضای انجام گفت‌وگوهایی میان طیف‌های مختلف فکری در رسانه‌ها و صداوسیما فراهم می شود، تلاش شود این گفت‌وگوها به نتیجه برسد، اجماعی حاصل شود، به دستورالعمل و نتیجه مشخصی برای اداره کشور دست یابد و ناتمام رها نشود.

از سویی باید سرعت عمل در حل و فصل مشکلات را بیشتر نمود و مرتب از تداوم کار گزارش ارائه شود تا مردم به این اطمینان برسند که حکومت پیگیر امور است و به این باور مشخص برسند که در مسیر بهبود و گشایش و توسعه قرار داریم. تنها چیزی که می‌تواند افق گشایی کند و آینده ای روشن برای شهروندان تصویر کند اقدامات عاجل، شفاف، سریع و کارگشای حکومت است. اینها به معنای خدمتگزاری به مردم و محرم دانستن آنهاست.

انجام امور فوق صلح و محبت را در جامعه پدید می آورد. جمهوری اسلامی ایران نه با کمک و حضور کشورهای بیگانه بلکه با خواست و حضور میلیونی مردم شکل گرفته و با همین حضور نیز حفظ خواهد شد. این محبت است که دلها را به هم نزدیک می‌کند و انسجام و یکپارچگی و صلح را پدید می‌آورد نه خشم و نفرت و تهدید و کین‌ورزی. چگونه می‌توان بر طبل خشونت کوبید در دل‌ها کینه کاشت، اما مهرورزی درو نمود.

امام خمینی(ره) در وصیت‌نامه خود انگیزه الهی مردم را عامل شکل‌گیری، پیش‌برنده و حفظ جمهوری اسلامی ایران می‌داند. انگیزه الهی دل‌های مردم را نسبت به نظام سیاسی مشتاق و علاقمند و نسبت به همدیگر رئوف و مهربان ساخت. جلوه‌های برادری همدلی و همیاری در انقلاب اسلامی کم نیست. حکومت برای حفظ سرمایه اجتماعی مردمی، به دور از قدرت‌طلبی، منفعت‌جویی، مال‌اندوزی و انگیزه‌های مادی، باید این انگیزه الهی را در عملکردهای خود و رسیدگی به امور مردم داشته باشد.

یادداشت از: دکتر نجمه کیخا، استاد دانشگاه شهید بهشتی

انتهای پیام/