ایران در تله «لوپ نفتی» و برزخ «دوگانگی گفتمانی»

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست تخصصی «واکاوی ناآرامی‌های اجتماعی در ایران؛ پیوستگی عوامل بیرونی و زمینه‌های درونی» با حضور اساتید و صاحب‌نظران در دانشگاه تهران برگزار شد. در این نشست، علیرضا بلیغ، پژوهشگر اقتصاد سیاسی، با نگاهی تاریخی به پدیده ارز و جایگاه ایران در نظم جهانی، بر این نکته تأکید کرد که ریشه مشکلات امروز را باید در قرن‌ها پیش و زمان جابجایی قدرت از مسیرهای تجارت زمینی به مسیرهای دریایی توسط بریتانیا جستجو کرد.

تله ژئوپولیتیک و اقتصاد «اوپن‌لوپ»

بلیغ معتقد است که انقلاب صنعتی و سلطه قدرت‌های دریایی، ایران را با وجود موقعیت استراتژیک، در یک وابستگی ساختاری قرار داد. وی تشریح کرد: ایران در دو قرن گذشته در چرخه‌ای از صادرات مواد خام و واردات کالاهای مصرفی گرفتار شده است. حتی پس از انقلاب‌ها، اگرچه نیروهای سیاسی تغییر کردند، اما ساختار اقتصاد سیاسی کشور همچنان وابسته به درآمدهای نفتی باقی ماند.

وی با اشاره به نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم و مدیریت آمریکا از طریق نهادهایی چون صندوق بین‌المللی پول، افزود: این سیستم بین‌المللی، ایران را به صادرکننده مواد اولیه تبدیل کرد و مانع از شکل‌گیری زنجیره‌های ارزش داخلی شد. نتیجه این وضعیت، ایجاد یک «اقتصاد اوپن‌لوپ» (حلقه باز) است که در آن نوسانات نرخ ارز بلافاصله تمام ابعاد زندگی مردم را متأثر می‌کند، چرا که حتی مواد اولیه تولید نیز وابسته به واردات است.

نزاع معرفتی؛ بازرگان، بهشتی و تداوم یک دوقطبی

در بخش دیگری از این نشست، مهدی جمشیدی، کارشناس مسائل اجتماعی - فرهنگی، با زاویه‌ای متفاوت به تحلیل بحران پرداخت. او ریشه ناآرامی‌ها را نه فقط در اقتصاد، بلکه در یک «دوگانگی فرساینده» میان دو جریان فکری در ایران دانست که بیش از چهل سال است بر سر بدیهی‌ترین مسائل حکمرانی به اجماع نرسیده‌اند.

جمشیدی با اشاره به نامه تاریخی شهید بهشتی به امام خمینی (ره) به عنوان نقطه عزیمت فهم این شکاف، گفت: ما شاهد دو روایت کاملاً متفاوت از جامعه و حاکمیت هستیم. جریانی معتقد است که حاکمیت باید از «نامعقولیت‌های انقلابی» عبور کرده، تکثر را بپذیرد و از دخالت در سبک زندگی دست بردارد. در مقابل، نگاه دیگری وجود دارد که معتقد است حاکمیت نباید دچار گشاده‌دستی بی‌مبنا شود.

خطر «حیات برزخی» گفتمان‌ها

این کارشناس فرهنگی با نقد وضعیت فعلی، انتخابات در ایران را «ظاهراً رقابت سیاسی و باطناً جنگ ایدئولوژیک» توصیف کرد و افزود: مشکل اصلی اینجاست که هیچ گفتمانی در ایران به تمامیت و ثبات نمی‌رسد. با تغییر دولت‌ها، تنها بازیگران جابجا می‌شوند اما قواعد بازی همچنان مورد مناقشه است. قشر خاکستری جامعه نیز که در هر انتخابات نتیجه را رقم می‌زد، اکنون به دلیل این نوسانات دچار فرسودگی اعصاب شده است.

جمشیدی در پایان هشدار داد که ادامه این «حیات برزخی» و تعلیق گفتمانی، هزینه‌ای به مراتب سنگین‌تر از یک تصمیم شجاعانه برای اصلاح سیاست‌ها خواهد داشت. او تأکید کرد که اگر حاکمیت میان حوزه‌های خصوصی، عمومی و رسمی تفکیک قائل نشود و بنیان‌های سیاست کلان را برآمده از واقعیت‌های اجتماعی تنظیم نکند، همبستگی ملی در برابر تکانه‌های آتی به شدت آسیب‌پذیر خواهد بود.

انتهای پیام/