سفارت اسرائیل در تهران چگونه تسخیر شد؟

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ـ ساختمان سفارت فلسطین در تهران، پیش از آن‌که نامش با «فلسطین» گره بخورد، یکی از نمادهای پنهان اما مهمِ رابطه‌ای بود که سال‌ها در سایه شکل گرفت و پیش رفت: رابطه ایرانِ دوران پهلوی با رژیم صهیونیستی؛ رابطه‌ای که در طول عمر 30ساله‌اش در پیش از انقلاب هیچ‌گاه رسمی نشد، پرچمی نداشت، و حتی نام «سفارت» را هم به خود نگرفت اما در عمل، همه کارکردهای یک سفارت را انجام می‌داد.

ایرانِ دوران پهلوی برای اسرائیلِ تازه‌تأسیس، فقط یک شریک یا یک دوست عادی نبود. اسرائیل از همان سال‌های نخست با بحران شدید مشروعیت روبه‌رو بود و هیچ کشور عربی و مسلمانی در منطقه موجودیتش را به‌رسمیت نمی‌شناخت، در چنین شرایطی، ایران یک فرصت طلایی بود: کشوری غیرعرب، قدرتمند، دارای منابع عظیم نفتی، با موقعیت ژئوپولیتیک حساس و مهم‌تر از همه، متحد آمریکا.

ایران اگرچه به‌لحاظ جغرافیایی همسایه فلسطین اشغالی نبود اما برای صهیونیستها یک فرصت طلایی در جهت شکستن سد عدم‌مشروعیت به حساب می‌آمد؛ موضوعی که حتی تا امروز هم به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین مسائل سیاست خارجی اسرائیل دنبال می‌شود و آنها تلاش دارند با طرح توافقنامه‌های مختلف این چالش مهم را حل کنند.

هدف از رابطه  با ایران تنها محدود به شکست سد این عدم‌مشروعیت نبود بلکه اسرائیلی‌ها به ایران به‌عنوان یک فرصت بزرگ تجاری و امنیتی هم نگاه می‌کردند. اسرائیل به نفت ایران، بازار ایران و از همه مهمتر به موقعیت ژئوپولیتیک ایران هم که آن را به یک فرصت امن اطلاعاتی و امنیتی تبدیل کرده بود، نیاز داشت.

وقتی اسرائیل در 24 اردیبهشت 1327 در سرزمین‌های اشغالی اعلام موجودیت کرد، 7 سال از به قدرت رسیدن محمدرضا پهلوی می‌گذشت. محمدرضا در آن مقطع شاهی جوان، بی‌تجربه، بی‌اراده و ضعیف بود و به رابطه با اسرائیل هم علاقه زیادی داشت اما دو چالش بزرگ اجازه نمی‌داد شاه این نیت خودش را علنی کند؛ یکی اینکه نمی‌خواست خودش را مقابل جهان اسلام و دنیای عرب قرار دهد و دیگر آنکه از فضای ضداسرائیلی داخل کشور هراس زیادی داشت،

با این حال حکومت پهلوی به‌شکل غیررسمی روابط با اسرائیل را آغاز کرد؛ روشی که در ادبیات سیاسی به آن «دوفاکتو» گفته می‌شود، یعنی در عمل روابط برقرار است اما این روابط هیچ‌گاه رسمی نمی‌شود.

نمایندگی اسرائیل ابتدا در مکانی دیگر و کاملاً غیررسمی مستقر بود؛ ساختمانی بی‌نام‌ونشان در خیابان حافظ، حتی وقتی بعدها نمایندگی اسرائیل به خیابان کاخ منتقل شد، باز هم همه‌چیز حساب‌شده و محتاطانه بود، پرچمی بالا نرفت، تابلویی نصب نشد و واژه «سفارت» همچنان به زبان نمی‌آمد، این خود بهترین نشانه از فضای حاکم بر جامعه ایران بود؛ فضایی که حکومت هم از آن واهمه داشت.

جامعه ایران، حتی دهه‌ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، نگاه مثبتی به اسرائیل نداشت. مسئله فلسطین برای مردم ایران مهم بود و اسرائیل، در ذهن مردم، نماد اشغال و تجاوز محسوب می‌شد. در ورزشگاه‌ها و مسابقات ورزشی و یا هرجای دیگر که نام یا نشانی از اسرائیل می‌آمد، فضای ضداسرائیلی فوران می‌کرد.

رابطه پنهان پهلوی و اسرائیل که در تمام سطوح اقتصادی، امنیتی، سیاسی و حتی نظامی برقرار بود، با پیروزی انقلاب اسلامی، به‌سرعت فرو ریخت.

در ماه‌های منتهی به بهمن 1357، نمایندگان اسرائیل، خیلی زود متوجه اتفاقات در ایران شدند و فهمیدند بلند شدن موج انقلاب در ایران، از همه بیشتر برای آنها خطرناک خواهد بود و برای همین خیلی زودتر از دیگران و حتی آمریکایی‌ها اقدام به خارج کردن اتباع خود از ایران کردند.

ساختمان سفارت اسرائیل در تهران، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، به سازمان آزادیبخش فلسطین تحویل داده شد و این فقط یک جابه‌جایی ساده ساختمان نبود؛ اعلام یک موضع تاریخی بود، پایان رابطه‌ای که در سکوت آغاز شد اما به‌سرعت با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران از بین رفت؛ فضایی که برای صهیونیستها روشن کرد در ایران دیگر جایی برای اسرائیلی‌ها نیست.

انتهای پیام/+