سالمندی جمعیت؛ ایران در آستانه یک تغییر بزرگ

به گزارش خبرگزاری تسنیم، کم‌کم و بی‌صدا، چیزی در حال تغییر است. تغییر نه در یک شهر خاص، نه در یک گروه خاص، بلکه در کل کشور. اگر خوب به اطراف نگاه کنیم، شاید متوجه شویم که تصویر جامعه در حال عوض شدن است؛ مدرسه‌ها، خانواده‌ها و حتی خیابان‌ها.

سال‌ها پیش، ایران سرزمین جوان‌ها بود. خانواده‌ها پرجمعیت‌تر بودند، صدای کودکان بیشتر در کوچه‌ها می‌پیچید و آینده بیشتر با حضور نسل جوان معنا می‌شد. اما امروز، بسیاری از خانواده‌ها تصمیم گرفته‌اند تعداد فرزندان کمتری داشته باشند. زندگی شهری سخت‌تر شده، هزینه‌ها بالا رفته و بسیاری از زوج‌ها ترجیح می‌دهند دیرتر ازدواج کنند یا فرزند کمتری داشته باشند.

این تغییرات باعث شده آرام‌آرام جمعیت کشور به سمت سالمندی حرکت کند. در حال حاضر بخش قابل توجهی از مردم ایران در سنین میانسالی و سالمندی قرار دارند. اگر این روند ادامه پیدا کند، در چند دهه آینده ممکن است از هر سه نفر، یک نفر سالمند باشد، یعنی جامعه‌ای که زمانی بیشتر جوان بود، شکل دیگری به خود خواهد گرفت.

افزایش سن جمعیت فقط یک عدد روی کاغذ نیست. وقتی تعداد افراد مسن بیشتر می‌شود، نیاز به خدمات درمانی و مراقبتی هم بیشتر می‌شود. خیلی از خانواده‌ها ممکن است بیشتر وقت خود را صرف مراقبت از والدین سالمندشان کنند. از طرف دیگر، اگر تعداد جوانان کمتر شود، نیروی کار جامعه هم کاهش پیدا می‌کند و ممکن است فشار بیشتری به بازار کار وارد شود.

البته طولانی‌تر شدن عمر انسان‌ها اتفاق بدی نیست. پیشرفت پزشکی باعث شده مردم بتوانند سال‌های بیشتری زندگی کنند و کنار خانواده‌هایشان باشند. مسئله اصلی این است که جامعه چقدر برای این تغییر آماده است. جامعه‌ای که جمعیت جوان کمتری داشته باشد، باید فکر تازه‌ای برای اقتصاد، خدمات اجتماعی و حتی سبک زندگی مردم داشته باشد.

نکته مهم این است که این تغییر یک‌شبه اتفاق نیفتاده و یک‌شبه هم حل نمی‌شود. سال‌ها طول کشیده تا ساختار جمعیت کشور به این نقطه برسد و برای مدیریت آن هم برنامه‌ریزی بلندمدت لازم است. حمایت از خانواده‌ها، بهبود شرایط زندگی جوانان و فراهم کردن امکانات مناسب برای فرزندآوری می‌تواند در کند شدن این روند مؤثر باشد.

در کنار این موضوع، باید به زندگی سالمندان هم بیشتر توجه شود. سالمندی فقط به معنی افزایش سن نیست؛ یعنی نیاز به آرامش بیشتر، مراقبت بهتر و حضور اجتماعی فعال‌تر. اگر جامعه بتواند از تجربه و دانایی سالمندان استفاده کند، این تغییر جمعیتی می‌تواند به فرصت تبدیل شود، نه تهدید.

اما شاید مهم‌ترین سؤال این باشد: آینده چه شکلی خواهد بود؟ آیا شهرهای ما برای روزهایی آماده هستند که صداهای جوان کمتر و قدم‌های آهسته‌تر بیشتر شود؟ آیا خانواده‌ها می‌توانند در کنار دغدغه‌های اقتصادی، به فکر نسل آینده هم باشند؟

سالمندی جمعیت فقط یک بحث آماری نیست. این داستان، داستان زندگی ماست؛ داستان خانه‌هایی که شاید در آینده آرام‌تر شوند، خیابان‌هایی که شاید خلوت‌تر شوند و نسلی که باید بین تجربه گذشته و نیاز آینده تعادل برقرار کند. امروز هنوز فرصت هست. فرصت برای فکر کردن، برای برنامه‌ریزی و برای ساختن آینده‌ای که در آن هم جوان‌ها امید داشته باشند و هم سالمندان آرامش.

یادداشت از: زهرا سلیمی، فعال رسانه‌ای و خبرنگار