عقب‌نشینی خاموش واشنگتن از رؤیای تک‌قطبی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر محمد رضا احمدی دانشیار و عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در نخستین هم اندیشی تخصصی نئوامپریالیسم آمریکایی که به همت مدیریت و حکمرانی اسلامی و با همکاری پژوهشگاه فرهنگ اسلامی در تاریخ 29 بهمن ماه 1404 در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد با تبیین تحولات سه دهه اخیر نظام بین‌الملل به ریشه‌های ایده  نظم نوین جهانی اشاره کرد و گفت: پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1990 جورج  بوش در فضای نمادین فرو ریختن دیوار برلین از  نظم نوین جهانی سخن گفت نظمی که بر پایه رهبری بلامنازع آمریکا و تثبیت ساختار تک‌قطبی تعریف می‌شد بنابراین جنگ اول خلیج فارس علیه عراق در واقع نخستین آزمون عملی این نظریه بود آزمونی که نشان داد حتی آمریکا نیز برای اعمال قدرت جهانی ناگزیر از کسب مشروعیت از شورای امنیت و همراهی قدرت‌های دیگر است و تک‌قطبی‌سازی جهان آن‌گونه که در ذهن استراتژیست‌های واشنگتن ترسیم شده بود، به سادگی محقق نمی‌شود.

دکتر احمدی ادامه داد: طی سه دهه گذشته مجموعه‌ای از جنگ‌ها و بحران‌ها در نقاط مختلف جهان را می‌توان در چارچوب تلاش آمریکا برای تحمیل نظم تک ‌قطبی تحلیل کرد اما خروج تحقیرآمیز از افغانستان و پیش از آن خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا نشانه‌های آشکار فرسایش این پروژه بود. ایشان در ادامه افزود: امروز در دوره دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ آمریکا عملاً از ایده رهبری ایدئولوژیک جهان بر پایه لیبرالیسم فاصله گرفته و به پلن بی در نظم بین‌الملل روی آورده است پلنی که سناریوهای متعددی را پیش‌بینی می‌کند.

عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)  با اشاره به سناریوهای جایگزین نظم تک‌قطبی گفت: یکی از ایده‌ها نظم  هیئت‌مدیره‌ای بود طرحی برای گسترش اعضای دائم شورای امنیت و افزودن کشورهایی چون هند، برزیل و آفریقای جنوبی به جمع قدرت‌های دارای حق وتو تا نوعی مدیریت جمعی جهان شکل گیرد اما این سناریو با استقبال عملی مواجه نشد و عملاً به حاشیه رفت اما سناریوی دیگر نظم چند منظومه ای است الگویی که در آن یک قدرت مرکزی منظومه‌ای از دولت‌های همسو را پیرامون خود سامان می‌دهد پس در این چارچوب آمریکا در مرکز و متحدانش در پیرامون تعریف می‌شوند اما با درجه‌ای از آزادی عمل بیشتر نسبت به ساختار تک‌قطبی کلاسیک هستند. بنابراین در نظم چندقطبی نیز چند قدرت بزرگ هر یک در حوزه نفوذ خود تعریف می‌شوند و دیگر خبری از رهبری مطلق یک قدرت بر کل جهان نیست پس به نظر می‌رسد واشنگتن خود را برای چنین وضعیتی آماده می‌کند.

دکتر محمد رضا احمدی با اشاره به مواضع اخیر ترامپ گفت: طرح ادعاهایی درباره گرینلند، کانادا یا کانال پاناما را باید در همین چارچوب تحلیل کرد،  آمریکا دریافته که قادر به سیطره بر کل جهان نیست از این رو بر تثبیت کنترل انحصاری بر نیمکره غربی تمرکز کرده است و نوعی بازخوانی و بازطراحی جیمز مونرو و دکترین او در قالب دکترین ترامپ است بنابراین در این نگاه آمریکا می‌گوید اگر نمی‌توانم کل جهان را مدیریت کنم دست‌کم نقاط استراتژیک و حیاتی را در اختیار می‌گیرم و اجازه نفوذ رقبایی چون چین، روسیه و ایران را در حوزه نفوذ خود نمی‌دهم. ایشان در ادامه با اشاره به تحولات خاورمیانه تصریح کرد در منطقه اسلامی آمریکا می‌کوشد با تقویت موقعیت رژیم صهیونیستی آن را به بازیگر مسلط و پلیس منطقه بدل کند تا هزینه حضور مستقیم واشنگتن کاهش یابد. قابل ذکر است طرح موسوم به توافقات عادی‌سازی روابط که در دوره ترامپ با عنوان صلح ابراهیم پیگیری شد در همین راستا قابل تحلیل است و هدف آن ادغام اسرائیل در بافت ژئوپلیتیک منطقه و مهار قدرت‌های مستقل به‌ویژه ایران است.

دکتر احمدی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به بحران اوکراین گفت: گسترش ناتو به شرق تلاشی برای تثبیت نظم تک‌قطبی بود اما امروز آمریکا برای تمرکز بر مهار چین ناگزیر از مدیریت تنش با روسیه شده است. وی بیان داشت: تصاحب معادن راهبردی اوکراین و تلاش برای تکمیل زنجیره ارزش در داخل آمریکا بخشی از راهبرد کاهش وابستگی به چین در حوزه فلزات کمیاب و منابع استراتژیک است و این همان  امپریالیسم معاملاتی است یعنی  تمرکز بر منافع اقتصادی بدون تظاهر به صدور دموکراسی است.

وی اظهار کرد: روزگاری جورج بوش با الهام از نظریه پایان تاریخ از رسالت الهی برای هدایت ملت‌ها سخن می‌گفت اما امروز  دیگر از آن ادبیات خبری نیست و  آمریکا صریحاً از منافع خود سخن می‌گوید و حتی تهدید به صلح از مسیر زورمی‌کند. بنابراین این تغییر گفتمان نشانه عقب‌نشینی بزرگ از آرمان نظم تک‌قطبی است پس  واشنگتن دیگر نمی‌خواهد جهان را به نسخه آمریکایی لیبرال‌دموکراسی برساند بلکه به دنبال معامله، تعرفه، فشار اقتصادی و عملیات روانی است.

این استاد دانشگاه با تأکید بر جایگاه ایران در این معادله گفت: آمریکا سه رقیب اصلی برای خود تعریف کرده است. روسیه در حوزه نظامی، چین در حوزه اقتصادی و فناوری و ایران در حوزه تمدنی و فرهنگی قرار دارد. وی ادامه داد: ایران صرفاً رقیب ژئوپلیتیکی نیست بلکه با طرح ایده تمدن نوین اسلامی و الگوی پیشرفت مستقل چالشی هویتی برای نظم غربی ایجاد می‌کند از این رو در دکترین جدید آمریکا ایران تهدیدی اصلی تلقی می‌شود و راهبرد واشنگتن در قبال ایران نه اشغال مستقیم و نه جنگ تمام‌عیار بلکه ترکیبی از فشار حداکثری اقتصادی عملیات محدود نظامی تحریک نا آرامی‌های داخلی و تقویت اپوزیسیون خارج‌نشین است.

دکتر احمدی با اشاره به ظرفیت‌های جهان اسلام اظهار کرد: بخش عمده ذخایر انرژی و آبراه‌های استراتژیک جهان در اختیار کشورهای اسلامی است و اگر این کشورها به قرائتی مشترک از اسلام و توسعه برسند و الگویی پیشرفته عرضه کنند می‌توانند به قطب قدرتمند جهانی بدل شوند به همین دلیل است که غرب نمی‌خواهد ایران با الگوی اسلامی  ایرانی پیشرفت به مرزهای توسعه‌یافتگی برسد زیرا در آن صورت هم مشکل رهبری در جهان اسلام حل می‌شود و هم قرائتی مستقل از غرب شکل می‌گیرد.

ایشان در جمع‌بندی تحلیل خود گفت: جهان امروز به‌سمت رقابت‌های امپریالیستی شبیه به شرایط پیش از جنگ جهانی اول سوق داده می‌شود با این تفاوت که آمریکا دیگر در قامت رهبر اخلاقی جهان ظاهر نمی‌شود بلکه قدرتی است که می‌کوشد حوزه نفوذ خود را با هر ابزار ممکن تثبیت کندو اما اگر ایران بتواند با حفظ انسجام داخلی و افزایش هزینه تقابل برای آمریکا اراده خود را تثبیت کند واشنگتن ناگزیر به تجدیدنظر خواهد شد اما اگر احساس کند امکان فروپاشی از درون وجود دارد فشارها را تشدید خواهد کرد. بنابراین گذار آمریکا از لیبرالیسم جهانی به امپریالیسم معاملاتی نشانه افول هژمون است اما آینده نظم بین‌الملل نه در واشنگتن بلکه در نسبت قدرت‌ها اراده ملت‌ها و توان تمدن‌ها برای ارائه الگوی بدیل رقم خواهد خورد.

انتهای‌پیام/