"آدم فضایی‌ها" تنها نقطۀ مشترک گفتمان سیاست‌مداران آمریکا

به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، تعرفه‌هایی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا روز گذشته (شنبه، 2 اسفند 1404) بر تجارت جهانی اعمال کرد، در واقع ابزاری برای مدیریت وضعیت آنتروپی و شلوغی ایالات متحده است. ترامپ سعی می‌کند با ایجاد یک بحران خارجی اذهان را از بحران‌های داخلی منحرف کند؛ اما واقعیت این است که ابعاد این وضعیت بالاخره آشکار شده و می‌شود. 

تنش‌های شدید خیابانی تحت عنوان «No King» و تظاهرات گسترده ضد سیاست‌های مهاجرتی، از کف خیابان‌های آمریکا به کنگره رفته و دردسر‌هایی برای ترامپ ایجاد کرده است. دموکرات‌های سنا با متهم‌کردن دولت به سوءاستفاده از قدرت، تصویب بودجه وزارت امنیت داخلی را به اصلاحات ساختاری در پلیس فدرال منوط کردند. این لجبازی سیاسی، دولت را در 31 ژانویه به مرز تعطیلی کشاند و ترامپ را مجبور کرد برای جلوگیری از سقوط رشد اقتصادی، به یک آتش‌بس دوهفته‌ای با چاک شومر، از رهبران طیف دموکرات رضایت دهد. بااین‌حال خطر تعطیلی همچنان پیش پای دولت فدرال است. 

علاوه بر این، فشار پرونده اپستین نیز بر دوش دولتمردان آمریکا به‌ویژه ترامپ سنگینی می‌کند و برای او مهم است که این فشار‌ها را از طریقی دفع کند. در میان این هیاهو بازی جدیدی برای انحراف افکار عمومی طراحی شد. ترامپ با استفاده از اظهارات عجیب باراک اوباما درباره واقعی بودن اشیای پرنده ناشناس (یوفو)، دستور خارج‌کردن این اسناد از حالت طبقه‌بندی را صادر کرد. 

دادگاه عالی علیه ترامپ

برخی بر این باورند که دونالد ترامپ در کاخ سفید به‌عنوان یک قدرت مطلق عمل می‌کند که هر زمان اراده کند می‌تواند نظم جهانی را به بازی بگیرد، اما مرور ماجرای اخیر تعرفه‌های 10 درصدی نشان می‌دهد که این اقدام بیش از آنکه یک حرکت تهاجمی از موضع قدرت باشد، یک پلن B برای فرار از بن‌بست‌های حقوقی است که سیستم قضایی آمریکا پیش پای او گذاشته و البته فرار از شبح «اپستین». 

ترامپ در حالی فرمان اعمال تعرفه جهانی 10 درصدی بر تمامی کالا‌ها را از دفتر بیضی امضا کرد که پیش از آن، یکی از سنگین‌ترین شکست‌های حقوقی خود را از دیوان عالی کشور دریافت کرده بود. دیوان عالی آمریکا که با اکثریتی محافظه‌کار و با حضور قضاتی که خود ترامپ منصوب کرده بود اداره می‌شود، در حکمی قاطع اعلام کرد رئیس‌جمهور حق ندارد با سوءاستفاده از «قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بین‌المللی»، وظایف قانونی کنگره در وضع مالیات و عوارض را غصب کند. این حکم 6 بر 3، سدی محکم در برابر میل سیری‌ناپذیر ترامپ برای حکمرانی از طریق فرمان‌های اجرایی بود. 

خشم ترامپ از این تصمیم به حدی بود که قضات خود را به بزدلی و تأثیرپذیری از «منافع خارجی» متهم کرد. او که انتظار داشت یاران منصوبش در دیوان عالی، مسیر را برای یکه‌تازی‌های اقتصادی‌اش هموار کنند، ناگهان خود را در محاصره قانونی دید. بنابراین، استناد جدید او به «قانون تجارت سال 1974» برای اعمال تعرفه‌های جدید یک عقب‌نشینی تاکتیکی به قانونی بود که محدودیت‌های شدیدی دارد؛ از جمله سقف 15 درصدی و محدودیت زمانی 150 روزه. این یعنی ترامپ در قفسی از قوانین دست‌وپا می‌زند و مجبور است برای هر حرکت خود، راهی برای دورزدن ساختار قانونی پیدا کند. ترامپ با امضای فرمان‌های جدید تعرفه‌ای، سعی دارد زمان بخرد اما هرج‌ومرج ساختاری آمریکا، نشان می‌دهد که این زمان به‌سرعت روبه‌پایان است. 

آنتروپی شلوغی

برای درک بهتر آنچه در آمریکا می‌گذرد، باید وضعیت سیاسی داخلی آمریکا را زیر ذره‌بین برد. از اعتراضات «No King» علیه سیاست‌های دیکتاتورمآبانه ترامپ گرفته تا سیاست‌های ضدمهاجرتی و اعزام نیرو‌های ارتش به ایالت‌ها برای برخورد با مهاجران و اعتراضات مینیاپولیس و بحران‌های تعطیلی دولت و پرونده اپستین، حکایت از این دارد که ترامپ بذر نوعی بی‌نظمی مزمن را در خاک ایالات متحده کاشته است. از این جهت، بازگشت تعرفه‌ها را نمی‌توان از حوادث خونین مینیاپولیس یا قضیه ایران و بن‌بست بودجه‌ای جدا کرد. این‌ها همگی تکه‌های یک پازل از آمریکای ترامپ‌اند. 

اعتراضات مینیاپولیس، خیابان‌های آمریکا را بار دیگر به صحنه جنگ شهری تبدیل کرد. آمریکا هم‌زمان با فشار به ایران برای مقابله‌نکردن با تروریست‌های مسلح خیابانی، نیرو‌های فدرال خود را به شهر‌های کوچک و بزرگ اعزام کرد تا بگوید دموکراسی و آزادی صرفاً بهانه‌ای برای مداخله در امور داخلی ملت‌هاست. 

ترامپ هنوز هست؟ 

دموکرات‌های سنا با استناد به خشونت‌های شدید خیابانی پلیس فدرال علیه مردم و آنچه «ترور دولتی» خواندند، تصویب بودجه وزارت امنیت داخلی را به گروگان گرفتند. در این میان، ترامپ که مدعی مدیریت مقتدرانه است، مجبور شد با رهبران دموکرات از جمله چاک شومر وارد معامله‌ای شود که برای بسیاری از جمهوری‌خواهان تندرو، بوی خیانت می‌داد. 

حتی در پرونده‌های حساس بین‌المللی مانند ایران و اوکراین، این درگیری‌های داخلی بر توان مانور واشنگتن سایه انداخته است. دولتی که نمی‌تواند بودجه داخلی خود را تأمین کند و در شهر‌هایش با شورش روبه‌روست و رئیس‌جمهورش در تقریباً همه نظرسنجی‌ها کمترین محبوبیت را دارد، چگونه می‌تواند یک استراتژی منسجم و بلندمدت در برابر قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی پیش ببرد؟ روشن است تعرفه‌ها در این فضا بیش از آنکه در خدمت منافع تجاری باشد، برای این است که گفته شود «یک ترامپ هنوز وجود دارد و می‌تواند کاری انجام می‌دهد.»

اثرات جهانی

بازگشت تعرفه‌های جهانی ترامپ، موجی از واکنش‌ها را در پی داشته که مرور آن‌ها از تغییر نگاه جهان آمریکا حکایت دارد. برخلاف دوره اول که شوک تعرفه‌ها جهان را فلج کرده بود، این بار واکنش‌ها آمیخته‌ای از تمسخر، آمادگی و رفتار‌های متقابل است. 

امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه به‌جای ابراز نگرانی صرف، به حکم دیوان عالی آمریکا اشاره کرد و آن را نشانه‌ای از «حاکمیت قانون» و «توازن قوا» در یک دموکراسی دانست. این سخن مکرون، کنایه‌ای مستقیم به ترامپ بود؛ پیامی مبنی بر اینکه ما می‌دانیم تو در کشورت با چه محدودیت‌هایی روبه‌رویی و قدرتت مطلق نیست. فرانسه و اتحادیه اروپا اعلام کرده‌اند به‌جای تسلیم، خود را با شرایط جدید تطبیق می‌دهند و بر اساس اصل «رفتار متقابل» عمل خواهند کرد. ادعایی که به نظر می‌رسد نقطه آغاز دوران عدم ترس از ترامپ برای اروپایی‌ها باشد و جهان یاد گرفته است که با نوسانات سیاست داخلی آمریکا بازی کند. 

در آسیا نیز واکنش‌ها متفاوت بود. ژاپن اعلام کرد با احتیاط در حال بررسی است تا پاسخی «مناسب» ارائه دهد، درحالی‌که تایوان نگران صادرات حیاتی نیمه‌رسانا‌های خود است. اما جالب‌ترین واکنش متعلق به هنگ‌کنگ بود. مقامات این شهر، تعرفه‌های ترامپ را یک «شکست فاحش» برای واشنگتن و فرصتی طلایی برای خود قلمداد کردند. از نظر آن‌ها، بی‌ثباتی در سیاست‌های تجاری آمریکا، سرمایه‌گذاران را به سمت محیط‌های باثبات‌تری سوق می‌دهد که می‌تواند جایگزینی برای بن‌بست‌های تجاری ایالات متحده باشد. 

در این میان، برخورد ترامپ با ویتنام، در نوع خود معنادار بود. او درحالی‌که از یک‌سو تعرفه جهانی اعمال می‌کند، ازسوی‌دیگر با رهبر ویتنام دیدار کرده و قرارداد‌های 30 میلیارد دلاری امضا می‌کند تا این کشور را از محدودیت‌های فناوری معاف کند. موضوعی که نشان می‌دهد تعرفه جهانی برای ترامپ، فقط یک «چماق» در مذاکرات است، تا به‌وسیله آن بتواند امتیازاتی که می‌خواهد را از کشور‌ها بگیرد و منافعش را پیش ببرد. او در واقع از این آشفتگی استفاده می‌کند تا توافقات دوجانبه‌ای را رقم بزند که در کوتاه‌مدت، تصویری از پیروزی تجاری برای هوادارانش ایجاد کند، غافل از اینکه این رفتار پارادوکسی، اعتبار بلندمدت آمریکا را در زنجیره تأمین جهانی نابود می‌کند.

 انزواطلبی آمریکا، جهان را چینی کرد

نخستین پیامد‌های این جنگ تعرفه‌ای در آمار‌های رسمی خود را نشان داد. بر اساس این داده‌ها، واردات از چین با کاهشی 20 درصدی به حدود 25 میلیارد دلار رسید که کمترین میزان از سال 2009 تاکنون است. در مقابل، صادرات آمریکا به چین نیز افت شدید 29 درصدی را تجربه کرد. ازسوی‌دیگر گزارش منتشر شده از یک تحلیل تطبیقی نشان‌دهنده تغییر قابل‌توجه در ائتلاف‌های بین‌المللی طی بازه زمانی 2024 تا 2025 است. در این گزارش، با استناد به سوابق رأی‌گیری کشور‌ها در سازمان ملل، سیاست‌های انزواطلبانه ترامپ، به عاملی تعیین‌کننده در تغییر موازنه قدرت جهانی تبدیل شده و بسیاری از دولت‌ها مواضع خود را از واشنگتن به سمت پکن تغییر داده‌اند. 

منبع: فرهیختگان

انتهای پیام/