اخلاق محیط‌زیستی؛ پیش‌شرط توسعه کشاورزی پایدار

به گزارش خبرگزاری تسنیم از ورامین، توسعه کشاورزی در عصر تغییرات اقلیمی دیگر صرفاً یک مسئله تولیدی نیست، بلکه به موضوعی راهبردی در حوزه امنیت غذایی، ثبات اجتماعی و حفظ سرمایه‌های طبیعی تبدیل شده است. افزایش فشار بر منابع آب و خاک، ضرورت بازنگری در رویکردهای مدیریتی این بخش را بیش از گذشته نمایان کرده است.

تغییرات اقلیمی طی سال‌های اخیر با نشانه‌هایی چون افزایش دما، کاهش بارندگی‌های مؤثر و بروز پدیده‌های حدی جوی، الگوهای تولید کشاورزی را دستخوش تحول کرده است. این تحولات، کشاورزان را با عدم قطعیت‌های گسترده‌ای روبه‌رو کرده که بدون رویکردی علمی و اخلاق‌محور قابل مدیریت نیست.

بر اساس گزارش‌های پنل بین‌دولتی تغییرات اقلیم، روند گرمایش جهانی همچنان ادامه دارد و آثار آن بر منابع پایه تولید کاملاً مشهود است. کاهش حاصلخیزی خاک، افت سطح آب‌های زیرزمینی و گسترش بیابان‌زایی، بخشی از پیامدهایی است که بخش کشاورزی را مستقیماً تحت تأثیر قرار داده است.

در چنین شرایطی، توسعه کشاورزی پایدار باید بر سه رکن استوار باشد: بهره‌وری اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفاظت محیط‌زیستی. هرگونه تمرکز یک‌جانبه بر افزایش تولید، بدون توجه به ظرفیت اکولوژیک سرزمین، می‌تواند در بلندمدت به تضعیف بنیان‌های تولید منجر شود.

اخلاق محیط‌زیستی به عنوان چارچوبی ارزشی، رفتار انسان را در قبال طبیعت هدایت می‌کند. در حوزه کشاورزی، این اخلاق به معنای بهره‌برداری مسئولانه از منابع، پرهیز از تخریب خاک و آب و توجه به حقوق نسل‌های آینده است. توسعه‌ای که این اصول را نادیده بگیرد، پایدار نخواهد بود.

تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد کشورهایی که آموزش‌های ترویجی خود را بر مبنای حفاظت از منابع طبیعی طراحی کرده‌اند، تاب‌آوری بیشتری در برابر بحران‌های اقلیمی داشته‌اند. گزارش‌های «سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد» نیز بر نقش آموزش و ارتقای دانش بهره‌برداران در کاهش آسیب‌پذیری تأکید دارد.

در ایران، شرایط اقلیمی خشک و نیمه‌خشک ایجاب می‌کند که مدیریت منابع آب و خاک با حساسیت بیشتری دنبال شود. برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی و مصرف نامتوازن نهاده‌های شیمیایی، نمونه‌هایی از چالش‌هایی است که بدون اصلاح نگرش و تقویت آموزش‌های اخلاق‌محور قابل مهار نیست.

ترویج کشاورزی در این میان نقشی تعیین‌کننده دارد. نظام ترویج می‌تواند با انتقال دانش کاربردی، کشاورزان را به سمت الگوهای کشت سازگار با اقلیم، استفاده بهینه از آب و کاهش مصرف سموم هدایت کند. این فرآیند زمانی اثربخش خواهد بود که بر مشارکت فعال بهره‌برداران استوار باشد.

فناوری‌های نوین نیز در صورتی به پایداری کمک می‌کنند که در چارچوب ملاحظات محیط‌زیستی به کار گرفته شوند. گزارش‌های «برنامه محیط‌زیست سازمان ملل متحد» تأکید دارد که هر نوآوری در بخش کشاورزی باید از منظر آثار زیست‌محیطی و اجتماعی مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد.

یکی از رویکردهای نوین در جهان، حرکت به سمت کشاورزی بازآفرینانه است؛ الگویی که بر احیای خاک، افزایش مواد آلی و کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای تمرکز دارد. این تجربه نشان می‌دهد که می‌توان میان افزایش تولید و بازسازی اکوسیستم‌ها توازن برقرار کرد.

در سطح ملی نیز سیاست‌گذاری‌ها باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که حفاظت از منابع پایه در اولویت قرار گیرد. حمایت از کشت‌های کم‌آب‌بر، توسعه سامانه‌های آبیاری نوین و تشویق تولید محصولات بومی می‌تواند بخشی از این راهبرد باشد.

همچنین توانمندسازی زنان و جوانان روستایی در حوزه آموزش‌های زیست‌محیطی، نقش مهمی در تغییر الگوی بهره‌برداری از منابع دارد. مشارکت اجتماعی گسترده، ضامن موفقیت هر برنامه توسعه‌ای در بخش کشاورزی است.

بدون شفافیت علمی و اعتمادسازی میان پژوهشگران، مروجان و کشاورزان، تحقق توسعه پایدار دشوار خواهد بود. انتشار صادقانه داده‌ها و نتایج تحقیقات، زمینه تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر را فراهم می‌کند و از گسترش رفتارهای پرریسک جلوگیری خواهد کرد.

در نهایت، اخلاق محیط‌زیستی نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه پیش‌شرط عملی توسعه کشاورزی پایدار است. آینده امنیت غذایی کشور در گرو پیوند میان دانش، مسئولیت‌پذیری و مدیریت هوشمند منابع طبیعی است؛ مسیری که اگر امروز با جدیت دنبال شود، فردایی مطمئن‌تر برای کشاورزی ایران رقم خواهد زد.

لطیف محمدزاده _استاد دانشگاه  و محقق

انتهای پیام/