راز موفقیت اقتصادی یک روستای شمال؛ کسبوکار زنان میارکلایی چیست؟
- اخبار استانها
- اخبار مازندران
- 03 اسفند 1404 - 09:01
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بابل، در دل جغرافیای روستایی ایران، جایی که گاهی فاصله از مراکز شهری با محدودیتهای زیرساختی و اقتصادی همراه میشود، داستانهایی از امید و اراده شکل میگیرد که میتواند الگوی توسعه پایدار اجتماعی باشد. میارکلا یکی از همین نقاط است؛ روستایی که امروز دیگر تنها یک واحد جغرافیایی نیست، بلکه به کارگاه کوچکی از تولید، مهارتآموزی و توانمندسازی اجتماعی تبدیل شده است. در این روستا، توسعه نه در قالب پروژههای بزرگ صنعتی، بلکه از دل خانهها، باغچههای کوچک، گلخانههای خانگی و دستان زنان روستا جوانه زده است.
در سالهای اخیر، مسئله اشتغال روستایی و جلوگیری از مهاجرت نیروی کار به شهرها به یکی از مهمترین چالشهای توسعه منطقهای در کشور تبدیل شده است. بسیاری از کارشناسان معتقدند که آینده توسعه روستایی در گرو تقویت مشاغل خرد، آموزش مهارتهای کاربردی و ایجاد زنجیرههای ارزش محلی است. در همین چارچوب، تجربه میارکلا نمونهای از یک الگوی توسعه اجتماعی ـ اقتصادی مبتنی بر مشارکت مردمی محسوب میشود؛ الگویی که نشان میدهد چگونه میتوان با استفاده از ظرفیتهای بومی، محدودیتهای اقتصادی را به فرصتهای تولیدی تبدیل کرد.
در این میان، نقش زنان روستایی به عنوان یکی از مهمترین عناصر توسعه پایدار بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. زنانی که علاوه بر مدیریت امور خانوار، میتوانند نقش مؤثری در اقتصاد محلی نیز ایفا کنند. در میارکلا، این نگاه با ابتکار عمل یک فعال اجتماعی محلی شکل عملیاتی به خود گرفت؛ حرکتی که از گفتوگوهای ساده با بانوان روستا آغاز شد و به تشکیل شبکهای از تولیدکنندگان خرد و کارآفرینان خانگی انجامید.
داستان تحول اقتصادی میارکلا از زمانی جدیتر شد که فضاهای بلااستفاده روستا به محیطهای تولیدی کوچک تبدیل شد. خانههای روستایی که پیشتر تنها محل سکونت بودند، به کارگاههای تولیدی کوچک برای پرورش گل و گیاه، تولید محصولات کشاورزی خانگی و صنایع دستی تبدیل شدند. این تغییر کارکرد، علاوه بر ایجاد درآمد، نوعی هویت اقتصادی جدید برای خانوادههای روستایی ایجاد کرد؛ هویتی که بر پایه کار جمعی، مهارتآموزی و خوداتکایی اقتصادی شکل گرفت.
از سوی دیگر، آموزش مهارتهای نوین نقش کلیدی در موفقیت این تجربه داشته است. برگزاری دورههای آموزشی متعدد با همکاری نهادهای آموزشی و کشاورزی، زمینه ورود بانوان روستا به حوزههای جدید تولیدی را فراهم کرد. آموزشهایی که تنها به انتقال دانش محدود نبود، بلکه به ایجاد اعتماد به نفس اجتماعی و اقتصادی در میان بانوان روستا نیز کمک کرد. در این مسیر، تعامل با نهادهایی مانند جهاد کشاورزی و سازمانهای آموزشی فنی و حرفهای، به افزایش کیفیت آموزشها و استانداردسازی فعالیتهای تولیدی کمک شایانی کرد.
با این حال، مسیر توسعه همواره بدون چالش نبوده است. مشکلاتی همچون افزایش قیمت تجهیزات تولیدی، محدودیت دسترسی به زمینهای مناسب، نوسانات اقتصادی، محدودیتهای ناشی از شیوع بیماری کرونا و دشواری در بازاریابی محصولات، از جمله موانعی بوده که فعالان این حوزه با آن مواجه شدهاند. با وجود این چالشها، استمرار فعالیت تولیدی بانوان روستا نشان میدهد که سرمایه اجتماعی و روحیه مشارکتمحور میتواند بر بسیاری از موانع اقتصادی غلبه کند.
امروز میارکلا تنها یک روستای کشاورزی نیست؛ بلکه به نمونهای از توسعه اجتماعی مبتنی بر کارآفرینی خرد تبدیل شده است. تجربه این روستا میتواند الگویی برای بسیاری از مناطق مشابه باشد؛ الگویی که نشان میدهد توسعه واقعی زمانی رخ میدهد که آموزش، اشتغال، مشارکت اجتماعی و حمایت نهادی در کنار یکدیگر قرار گیرند.
در ادامه این گفتوگو، سمانه نخودی یکی از این از جزئیات بیشتری درباره چگونگی شکلگیری این تجربه، دستاوردها، موانع و چشماندازهای آینده اشتغال زنان روستایی در میارکلا سخن میگوید.
میارکلا کجاست و چه ویژگی جمعیتی دارد؟ آیا گلخانههای کوچک مقیاس تحول ایجاد کردهاند؟
روستای میارکلا با حدود 700 خانوار و جمعیتی نزدیک به 1600 نفر یکی از روستاهای فعال در حوزه تولیدات کشاورزی و گلخانهای محسوب میشود. نکته قابل توجه این است که جمعیت بانوان در این روستا بیشتر از مردان است و همین مسئله باعث شد تمرکز فعالیتهای ما به سمت توانمندسازی اقتصادی زنان برود.
ایجاد گلخانههای کوچک مقیاس و تبدیل فضاهای بلااستفاده خانههای روستایی به محیط تولید، نقش مهمی در تغییر معیشت خانوارها داشته است. این اقدام تنها ایجاد شغل نبود، بلکه نوعی تحول اجتماعی به شمار میرود؛ چرا که هر خانواده به یک واحد تولیدی کوچک تبدیل شد و این موضوع به تحرک اقتصادی روستا کمک کرد.
شروع فعالیت شما از کجا بود؟
من ابتدا در حوزه آرایشگری فعالیت میکردم، اما همزمان به فعالیتهای اجتماعی نیز علاقهمند بودم. در همین مسیر با بسیاری از بانوان روستا گفتوگو میکردم و از نزدیک با مشکلات معیشتی و دغدغههای اقتصادی آنها آشنا شدم.
از سال 1398 و همزمان با همکاری با صندوق اعتباری خرد زنان روستایی و عشایری، تصمیم گرفتم زمینه اشتغال بانوان دیگر روستا را فراهم کنم. نخستین گام ما آموزش مهارتهای خانگی بود؛ از جمله آموزش قالبافی که میتوانست به عنوان یک مهارت بومی و درآمدزا مورد استفاده قرار گیرد.
آیا جذب بانوان برای آموزش دشوار بود؟
در ابتدای کار، 91 بانوی روستا را تحت آموزش قرار دادیم که از این تعداد 60 نفر به صورت کامل دورهها را گذراندند و وارد مسیر تولید شدند.
برای تقویت دانش فنی، با سازمان جهاد کشاورزی استان مازندران ارتباط برقرار کردیم و در سمینارها و وبینارهای آموزشی مختلف شرکت کردیم تا دانش تولیدی و مهارتی خود را ارتقا دهیم.
نقش روحیه جهادی و بسیجی در این مسیر چه بود؟
یکی از ظرفیتهای مهم روستا، پایگاه بسیج حضرت رقیه (س) بود. ما از این ظرفیت اجتماعی برای گردهم آوردن بانوان استفاده کردیم. با همکاری مروجین جهاد کشاورزی، تشکل بانوان روستا شکل گرفت و صندوق اعتباری خرد زنان روستایی میارکلا نیز به ثبت رسید.این مدل کار جمعی نشان داد که توسعه اقتصادی بدون سرمایه اجتماعی پایدار نخواهد بود.
برای توسعه مهارتها چه آموزشهایی برگزار شد؟
ما آموزشهای متنوعی را در قالب کلاسهای 15 جلسهای برگزار کردیم. این آموزشها شامل پرورش صیفیجات، کشت قارچ، پرورش زالو، صنایع دستی، پرورش گلهای آپارتمانی و زینتی بوده است که بیشترین استقبال از کلاسهای گل و گیاه بود، زیرا بسیاری از بانوان روستا در خانهباغها زندگی میکنند و زمینهای کوچک خانگی ظرفیت خوبی برای تولید گل و سبزی دارند.
همچنین با سازمان فنی و حرفهای تفاهمنامه آموزشی منعقد کردیم تا مهارتآموزی به صورت رسمی و استاندارد انجام شود.
برای دریافت مجوز و تسهیلات چه اقداماتی انجام شد؟
ما با الگوی «یک روستا یک محصول» آشنا شدیم و با همکاری دهیاری، بانک کارآفرینان امید و تأییدیه جهاد کشاورزی موفق به دریافت مجوز شدیم.البته روند دریافت مجوز بسیار سخت بود و تنها 15 نفر توانستند این مسیر را طی کنند، اما هدف ما این بود که حتی کسانی که مجوز نگرفتند نیز بتوانند در مقیاس خانگی تولید کنند.
چه موانعی در مسیر کار وجود داشت؟
مهمترین چالشها شامل محدودیت زمینهای مناسب تولید در بافت روستا، افزایش قیمت تجهیزات و مواد اولیه به دلیل تورم، شیوع کرونا و محدودیتهای بازاریابی و مشکلات فروش در بازارهای رقابتی بوده که این عوامل باعث شد روند توسعه کار با کندی پیش برود.
مشکل دریافت تسهیلات چگونه بود؟
در یکی از مراحل توسعه، بانک اعلام کرد تسهیلات باید به حساب پیمانکار سولهساز واریز شود، اما پیمانکار به تعهدات خود عمل نکرد و همین موضوع مشکلات زیادی ایجاد کرد. با وجود این موانع، تولید هرگز متوقف نشد.
محصولات چگونه به بازار عرضه میشوند؟
در سالهای ابتدایی، فروش محصولات بسیار مطلوب بود. بانوان محصولات خود را در بازارهای محلی مانند جمعهبازار جویبار عرضه میکردند. همچنین فروش اینترنتی نیز به تدریج به مسیر بازاریابی اضافه شد.
برای توسعه بازار چه اقداماتی انجام دادید؟
شرکت در نمایشگاههای ملی یکی از مهمترین راهبردهای توسعه بازار بود. به عنوان مثال، حضور در نمایشگاههای برگزارشده در مصلای تهران باعث شد با واسطههای تجاری و گلخانهداران سراسر کشور ارتباط بگیریم.
این فعالیتها چه تأثیری بر معیشت بانوان داشته است؟
نتایج اجتماعی و اقتصادی این طرح بسیار قابل توجه بود. بسیاری از بانوان توانستند خودرو خریداری کنند، هزینه تحصیل فرزندان خود را تأمین کنند، در تأمین هزینههای زندگی خانواده مشارکت داشته باشند و حتی برخی از آنها با درآمد همین فعالیتها برای فرزندانشان مراسم ازدواج برگزار کردند
مهمترین چالش امروز برای حفظ اشتغال پایدار چیست؟
نخستین چالش، تداوم حمایت پس از شروع کار است. ما معتقدیم مسئولان نباید پس از تولید محصول، تولیدکننده را رها کنند و تولیدکنندگان خرد نیازمند آموزشهای مستمر، آسیبشناسی دورهای و بهروزرسانی دانش فنی هستند
چالش مهم دیگر، وابستگی تولید به زیرساختهاست؛ قطع آب، برق یا گاز میتواند به سرعت تولید گلخانهای را مختل کند. بنابراین حمایت زیرساختی دولت برای تولیدکنندگان خرد ضروری است.
چشمانداز آینده چیست؟
هدف ما توسعه بیشتر اشتغال خانگی، گسترش بازار فروش، افزایش سطح دانش علمی بانوان و تبدیل میارکلا به یک الگوی موفق از توسعه روستایی مبتنی بر مشارکت اجتماعی است.
انتهای پیام/