بحران پشتیانی غرب از اوکراین و فرصتی برای فشار سیاسی
- اخبار بین الملل
- اخبار اروپا
- 02 اسفند 1404 - 18:51
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، جنگ روسیه علیه اوکراین اکنون در سال پنجم خود وارد مرحلهای شده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک نزاع نظامی منطقهای دانست. این درگیری همزمان به یک بحران امنیتی – نظامی، اقتصادی و دیپلماتیک تبدیل شده که چارچوبهای امنیتی اروپا، توازن قدرت در مناسبات واشنگتن – مسکو و حتی وضعیت اقتصادی جهانی را تحت تأثیر قرار داده است.
1. بنبست نظامی و پیامدهای آن
تحولات نظامی نشان میدهد که جنگ هرچند وارد سال پنجم شده اما خطوط مقدم و ساختار درگیری به هیچ وجه آرام نشده است. در حالیکه مذاکرات صلح در ژنو با میانجیگری آمریکا برگزار شد، اما در همان دور نخست نیز هیچ پیشرفتی قابل توجه در توقف جنگ حاصل نشده است؛ جلسات مذاکرات پس از چند ساعت کوتاه به پایان رسید و هیچیک از طرفین موفق به دستیابی به توافقی جامع نشدهاند.
این واقعیت نظامی نشان میدهد که وضعیت میدان نبرد در شرایط پایداری قرار گرفته و هیچیک از طرفین نه توان تسریع در پیشروی را دارد و نه تمایل به عقبنشینی قابلتوجه از مواضع خود را نشان میدهد. چنین بنبستی میتواند به فرسایشی شدن جنگ منجر شود که هزینههای آن در ابعاد انسانی و اقتصادی به شکل تصاعدی افزایش خواهد یافت.
در کنار بنبست مذاکره، اقدامات نظامی نیز به راه خود ادامه میدهد. حملات پهپادی، موشکی و توپخانهای به زیرساختهای انرژی و لجستیکی، از جمله نیروگاهها و شبکه برق، در هر دو طرف ادامه یافته و نشان میدهد که هر دو طرف از ابزارهای نظامی برای فشار در مذاکرات استفاده میکنند. این وضعیت باعث میشود نه تنها هزینه انسانی افزایش یابد، بلکه اقتصاد داخلی هر دو کشور نیز بیش از پیش تحت فشار قرار گیرد.
2. بحران اقتصادی: از تضعیف اوکراین تا اثرات جهانی
یکی از پیامدهای مهم جنگ، کاهش حمایت مالی بینالمللی از اوکراین با وجود تشدید بحران انسانی است. فدراسیون بینالمللی صلیبسرخ و هلالاحمر اعلام کرده که کمکهای مالی جهانی کاهش یافتهاند، در حالی که نیازهای انسانی در داخل اوکراین به بالاترین سطح خود رسیده است.
این وضعیت اقتصادی نه تنها توان بازسازی و خدماترسانی را تضعیف میکند، بلکه باعث میشود فشارهای اجتماعی و داخلی نیز افزایش یافته و نارضایتیهای عمومی در برابر ادامه جنگ شکل گیرد.
در سطح حمایتهای خارجی نیز تشتت مشاهده میشود. بهعنوان مثال، مخالفت مجارستان با وام 90 میلیارد یورویی اتحادیه اروپا برای کمک به اوکراین نشان میدهد که حتی درون اتحادیه اروپا نیز اختلافاتی جدی وجود دارد که میتواند بودجههای حمایتی را تهدید کند. چنین رویکردهایی، بخصوص در آستانه بحران مالی ناشی از جنگ، میتواند ثبات مالی اوکراین و برنامههای بازسازی پساجنگ را به خطر بیندازد.
در مقابل، جنگ اوکراین باعث اختلالهایی در زنجیره تأمین، بازار انرژی اروپا و تجارت جهانی شده است. بهعنوان مثال، کاهش فروش خودرو در روسیه و تضعیف بخشهای صنعتی نشان میدهد که اقتصاد روسیه نیز از اثرات جنگ در امان نمانده است. این نکات اقتصادی اهمیت دارد: جنگ دیگر فقط مسئله امنیتی نیست، بلکه یک بحران اقتصادی با پیامدهای منطقهای و جهانی شده است.
3. بحران دیپلماتیک و بنبست مذاکرات
یکی از بارزترین تحولات اخیر این است که دور تازه مذاکرات درباره پایان جنگ در ژنو بدون هیچ نشانهای از پیشرفت سیاسی قابل توجه به پایان رسید. مذاکرات با میانجیگری آمریکا برگزار شد، اما همانند جلسات پیشین در ابوظبی و سایر مکانها، دو طرف هنوز نتوانستهاند بر سر مسائل کلیدی مانند تضمینهای امنیتی، وضعیت مناطق اشغالی و چارچوب سیاسی آینده به توافق برسند.
این موضوع نشان میدهد که با وجود تلاشهای دیپلماتیک گسترده، اختلافات عمیق همچنان پابرجاست، بهویژه در مسئله کنترل مناطق شرقی و ادغام آنها در ساختار سیاسی آینده اوکراین.
اظهارات اخیر برخی مقامهای اروپایی نشان میدهد که حتی در میان متحدان اوکراین نیز تردیدهایی درباره تمایل واقعی روسیه به صلح وجود دارد. وزیر دفاع فرانسه اخیراً تردید خود را درباره اینکه آیا روسیه بهطور واقعی خواهان صلح است، ابراز کرده است. این بیاعتمادی دیپلماتیک میتواند مسیر مذاکرات را بیش از پیش سخت کند و نشان دهد که حتی در بدنه سیاستگذاری کشورهای غربی نیز نگاه مثبتی نسبت به حصول توافق سریع وجود ندارد.
4. چشمانداز آینده و چالشها
از بعد نظامی خطوط مقدم بدون تغییر اساسی باقی مانده و هر بار حملاتی متقابل باعث افزایش تلفات و تخریب میشود. از جنبه اقتصادی:کاهش حمایتهای مالی و اختلافات بودجهای در حمایت از اوکراین، بحران انسانی را تشدید کرده است و از دیدگاه دیپلماتیک مذاکرات بدون دستیابی به راهحل جامع پایانیافته و اختلافات اصلی پابرجاست.
برای خروج از این بحران سهگانه، نهتنها باید در میدان نبرد تحولات راهبردی صورت گیرد، بلکه یک نقشه دیپلماتیک و اقتصادی جامع نیز باید تدوین شود که بتواند حمایت مالی پایدار برای بازسازی اقتصادی فراهم کند، ضمانتهای امنیتی معنادار در توافق نهایی ایجاد کند و در نهایت روند صلح را از حالت بنبست خارج سازد.
جنگ روسیه و اوکراین دیگر محدود به میدان نبرد نیست؛ این جنگ به چالشی ژرف برای نظم نوین جهانی تبدیل شده است که در سه بُعد نظامی، اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک همچنان ادامه دارد و هیچیک از طرفین نیز نشانهای از عقبنشینی یا انعطاف سازنده نشان ندادهاند.پایدار کردن صلح و امید به حل این بحران نیازمند یک رویکرد ترکیبی و جامع فراتر از تاکتیکهای کنونی است رویکردی که در آن منافع امنیتی، اقتصادی و سیاسی بهطور همزمان مورد توجه قرار گیرد.
نویسنده: معصومه محمدی، کارشناس مسائل اورآسیا
انتهای پیام/