چرا مذاکرات هسته‌ای تنها یک «پوشش» برای تقابل بزرگ است؟

به گزارش گروه حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، حجت‌الاسلام دکتر هادی شجاعی، عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی(ره)، در نشستی تخصصی با حضور اساتید و دانش‌پژوهان این مؤسسه، به کالبدشکافی ماهیت مذاکرات جاری میان ایران و آمریکا پرداخت. وی با ارائه یک نقشه راه تحلیلی مبتنی بر سه اصل استراتژیک، تأکید کرد که درک آینده این مناسبات مستلزم عبور از لایه‌های سطحی اخبار و نفوذ به لایه‌های قطعیت در سیاست کلان دو کشور است.

اصل نخست: تغییر پارادایم در نظام تصمیم‌گیری تهران

شجاعی در تشریح اصل نخست، به رویکرد مبنایی جمهوری اسلامی اشاره کرد و گفت: «ایران بر اساس منطق عقلانی، زمان را به نفع خود می‌بیند و تا زمانی که جنگ به مرزهایش تحمیل نشود، داوطلب نبرد نخواهد بود». اما وی بلافاصله به یک تضاد ذاتی اشاره کرد؛ از یک‌سو‌ اسناد امنیت ملی آمریکا صراحتاً بر جلوگیری از شکل‌گیری هرگونه قدرت مستقل در غرب آسیا تأکید دارند و از سوی دیگر، ایران طبق سند چشم‌انداز بیست‌ساله، مسیر تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه را پیموده‌است. این برخورد، امری اجتناب‌ناپذیر بود که رهبران ایران از دیرباز برای آن سرمایه‌گذاری دفاعی کرده‌اند.

عضو هیأت علمی مؤسسه امام‌خمینی(ره) به یک نقطه عطف داخلی نیز اشاره کرد: «تجربه زیسته ناامنی در ماه‌های اخیر و لمس پیامدهای آن در قلب پایتخت، نگاه کارگزاران دیپلماتیک را دگرگون کرده است.» وی معتقد است بدبینی عمیق نسبت به نیات غرب، بازگشت به دوران «امتیازدهی بدون پشتوانه قدرت» را عملاً غیرممکن ساخته‌است؛ چراکه مسئولین اکنون دریافته‌اند اعتماد به غرب، امنیت ملی و معیشت مردم را توأمان به مخاطره می‌اندازد.

اصل دوم: عبور ایران از «آستانه هسته‌ای» و تغییر اولویت واشنگتن

دکتر شجاعی در تبیین اصل دوم، واقعیتی چالش‌برانگیز را مطرح کرد: «پرونده هسته‌ای برای آمریکا دیگر اولویت سابق را ندارد.» وی استدلال کرد زمانی که ایران تنها چند سانتریفیوژ داشت، مهار هسته‌ای هدف بود، اما اکنون که ایران جزو هشت کشور دارنده چرخه کامل سوخت است و از مرزهای فناوری ساخت بمب اتم عبور کرده، هدف غرب به «مهار نقش منطقه‌ای» تغییر یافته‌است.

وی هشدار داد که مذاکرات فعلی ممکن است صرفاً پوششی برای خرید زمان یا بازطراحی سناریوهای جدید علیه ایران باشد. از منظر شجاعی، غرب امروز حل چالش‌های خود با روسیه و چین را نیز در گرو «سرکوب قدرت ایران» می‌بیند و با توجه به روند فروپاشی ساختارهای سیاسی اسرائیل، آمریکا چاره‌ای جز مقابله با نظم جدید منطقه به رهبری ایران نمی‌بیند.

اصل سوم: از «جنگ 12 روزه» تا تله «ضربات مستمر»

عضو هیأت علمی مؤسسه امام‌خمینی(ره) لایه سوم تحلیل خود را بر بستر زمانی وقایع اخیر بنا کرد. وی فاش کرد که تحولات اخیر، از جنگ دوازده روزه تا شبه‌کودتای دی‌ماه، مراحل طراحی شده یک «جنگ مستمر» علیه ایران بوده‌اند. شجاعی با اشاره به اطلاعات موجود، از طرح حمله محدود آمریکا در اواخر دی‌ماه سخن گفت؛ طرحی که در آن واشنگتن به‌دنبال ایجاد یک دوراهی میان «تحمل ضربات مستمر» یا «پذیرش جنگ فراگیر» بود.

وی تصریح‌کرد: «منطق ایران در پاسخ به این راهبرد، بسیار قاطع بوده است؛ تهران هرگونه حمله محدود را معادل آغاز یک جنگ فراگیر منطقه‌ای تعریف کرده تا هزینه محاسباتی واشنگتن را به‌شدت افزایش دهد.» همزمان، دستگاه دیپلماسی با رایزنی‌های منطقه‌ای و اقناع افکار عمومی، در حال آماده‌سازی صحنه برای نشان دادن این واقعیت است که تهران تمامی راه‌های مسالمت‌آمیز را پیموده، اما در برابر تهدید، از گزینه بازدارندگی حداکثری استفاده خواهد کرد.

چشم‌انداز: آماده‌سازی برای سناریوی جایگزین

حجت‌الاسلام شجاعی در جمع‌بندی بیانات خود، نسبت به نتیجه‌بخش بودن مذاکرات ابراز بدبینی کرد و گفت: «هر دو طرف در حال آماده‌سازی برای سناریوی جایگزین (Plan B) هستند.» از یک‌سو‌ ایران با تکیه‌بر تجربه تاریخی، تنها به‌دنبال تضمین‌های واقعی است و از سوی دیگر، ماهیت سردمداران کاخ سفید و نیاز آنها به بازآرایی قدرت در منطقه، عبور از گزینه جنگ را برای آنان دشوار کرده است.

وی در پایان خاطرنشان کرد که جهان در انتظار یک تصمیم بزرگ است: «آیا آمریکا حاضر است هزینه‌های کمرشکن یک جنگ گسترده منطقه‌ای را بپذیرد، یا منطق بازدارندگی ایران که سرنوشت ‌حمله محدود‌ را به ‌انفجار منطقه‌ای‌ گره زده‌است، واشنگتن را به پذیرش قدرت مستقل ایران وادار خواهد کرد؟» این نبرد اراده‌ها، تعیین‌کننده نظم نوین جهانی در سال‌های پیش‌رو خواهد بود.

انتهای پیام‌/