فقه محیط زیست؛ کاوش در نسبت انسان با هستی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، فهم و طبقه‌بندی موضوعات در هر فقه مضاف، الفبای تأسیس و شالوده‌گذاری آن است؛ همان گام نخستینی که بی‌آن، بنای فقهى توان بالیدن ندارد. در این میدان، هر اندازه از تخصص دور شویم، به همان اندازه از حقیقت آن فقه و نتایجش فاصله می‌گیریم؛ زیرا فقه بی‌موضوع‌شناسی، چون قضاوت بی‌داده‌های عینی است: حکمی بی‌محکوم‌علیه و بی محکوم له.

در فقه محیط زیست، این ضرورت صورتی مضاعف می‌یابد؛ زیرا از یک‌سو با حساسیت و پیچیدگی نظام طبیعت روبه‌روایم، و از سوی دیگر با رابطه‌ی برهم‌کنشی انسان—با همه تنش‌ها، نیازها و مناسبات لایه‌لایه‌اش—در برابر آن. 

فهمِ موضوعات زمانی ممکن می‌شود که چشم از سطح برگیرد و به ژرفای حرکت‌ها، زمان‌ها، چرخه‌ها و ریتم پنهان هستی بنگرد. باید در تار و پود این بافت درهم‌تنیده—که نه خطّی است و نه ساده—دقت کنیم؛ که طبیعت در این قلمرو، همچون یک ارگانیسم زنده است: نفس می‌کشد، دگرگون می‌شود، و به اقتضای خویش بر دوش انسان رفتار، مسئولیت و تکلیف می‌نهد.

از همین‌جاست که طبقه‌بندی موضوعات فقه محیط زیست نمی‌تواند در سطح یک فهرست توصیفی بماند؛ بلکه باید به یک دستگاه مفهومی چندلایه تبدیل شود: سامانه‌ای که حرکت را بفهمد، زمان را دریابد، و پیوندها را به تصویر آورد؛ سامانه‌ای که از ایستایی بگریزد و با سیّالیتِ خود طبیعت همنوا شود.

در چنین چشم‌اندازی، ما با پنج طبقه‌ی موضوع روبه‌روییم؛ پنج افق که همچون طبقات زمین، هر یک معنا، حکم و بارِ فقهی ویژه خود را دارند. این طبقات، لایه‌هایی‌اند نشسته بر لایه‌هایی دیگر، و تنها در آمیختگی و تعامل‌شان است که «فقه محیط زیست» چونان یک دانش منسجم و تمام‌قد رخ می‌نماید.

آنجا که فقه، در پی فهم رابطه‌ی انسان با جهان است؛ آنجا که می‌کوشد میان حق نسل کنونی و حق نسل‌های آتی وفاق پدید آورد؛ و آنجا که باید میان بهره‌مندی، بقا، سلامت زیستی و عدالت بین‌نسلی توازن برقرار کند، ضرورت این طبقه‌بندی بیش از پیش رخ می‌نماید.

فقه محیط زیست، تنها پرسش از حکم آب و خاک و هوا نیست؛ بلکه کاوش در نسبت انسان با هستی است، کاوش در این پرسش دیرین که: انسان در برابر جهانی که او را زاده و پرورده است، چه اندازه مسئول است؟ و چه وظائفی بر دوش دارد؟ پاسخ به این پرسش، با شناخت موضوعات آغاز می‌شود؛ و بدون آن، هیچ حکم شرعی، اخلاقی یا حقوقی، پای بر زمین واقعیت نمی‌گذارد.

در فقه محیط زیست با پنج موضوع روبرو هستیم:

1. موضوعات تک‌ساحتی:

تعریف: پدیده‌هایی منفرد، که مستقل نگریسته می‌شوند، محدود و کاملاً مشخص؛ مسائلی که دانش تخصصی آنها را توصیف می‌کند.

نمونه‌ها: بیابان زدایی، آلودگی یک منبع آب، خطر نابودی یک گونهٔ جانوری.

ویژگی‌ها: روشن، قابل اندازه‌گیری، و وابسته به داده‌های علمی.

کاربرد فقهی: صدور حکم مستقیم: مانند حرمت قطع درختان یک منطقهٔ حفاظت‌شده یا لزوم پاک‌سازی یک منبع آلوده.

2. موضوعات فرآیندی

تعریف: تحولاتی که در زمان می‌رویند؛ آرام‌آرام ولی به سرحد انفجار و رخ دادن وضعیتی ناگهانی می رسند. پدیدارهایی که خطّ سیر دارند: نقطهٔ آغاز، مسیر، و سرانجام.

نمونه‌ها: فرسایش خاک، گسترش تدریجی شوری زمین، افزایش گام‌به‌گام نابودی پوشش گیاهی و منتهی شدن به سیلی ویرانگر.

ویژگی‌ها: زمانی، تراکمی و رسیدن به نقطه وضعیت جهشی.

کاربرد فقهی: در این سطح، فقه باید از «فقه واکنش» به «فقه پیشگیری» گذر کند؛ یعنی نه منتظر وقوع فاجعه، بلکه پاسدار آینده باشد. این همان فقه ریسک است: دفع ضرر پیش از آن‌که دامن بگسترد.

3. موضوعات چرخه‌ای 

تعریف: فرآیندهایی که در دایره‌ای طبیعی می‌گردند و دوباره به نقطه‌ای هم‌ارز بازمی‌گردند.

نمونه‌ها: چرخهٔ آب، چرخهٔ کربن، چرخهٔ تجزیهٔ مواد در خاک.

ویژگی‌ها: خودتنظیم، همراه با بازخورد، و حافظ توازن.

کاربرد فقهی: هر دخالت در یک حلقه، توازن کل چرخه را از جا می‌برد. حکم فقهی باید چرخه‌مدار باشد، نه جزءمحور؛ پاسدارِ هارمونیِ طبیعت، نه مجوزدهندهٔ مداخله‌های کور.

4. موضوعات منظومه‌ای (سیستمی)

تعریف: مجموعه‌ای از عناصر که در پیوندی پیچیده، یک کل منسجم را می‌سازند.

نمونه‌ها: نظام یک تالاب، منظومهٔ آبی یک حوضهٔ رودخانه، جنگل به‌مثابه یک کلّ زنده.

ویژگی‌ها: ساختارمند، دارای روابط درونی ظریف، و مولّد کارکردهایی فراتر از جزءها.

کاربرد فقهی: فقیه در این سطح دیگر تنها «مُفتیِ احکام جزئی» نیست؛ او در مقام «معمارِ سیاست‌های کلان محیط‌زیستی» می‌نشیند.

5. موضوعات شبکه‌ای (شَبَکی)

تعریف: شبکه‌های چندسویه و پیچیده از روابط میان انسان، طبیعت، صنعت، بازار و جهان.

نمونه‌ها: شبکهٔ جهانی تغییرات اقلیمی، تعاملات میان مصرف، تولید، منابع و اکوسیستم‌ها.

ویژگی‌ها: چندمرکزی، غیرخطی، درهم‌تنیده.

کاربرد فقهی: این سطح، فقیه را به قلمرو «حکمرانی پیچیده» می‌برد: مسئولیت‌های فراتر از مرزها و فراتر از نسل‌ها. حکمی که امروز در یک روستا صادر می‌شود، ممکن است فردا بر اقلیمِ جهان سایه اندازد.

نتیجه

این پنج‌گانه، مسیر بلوغ فقه محیط زیست را ترسیم می‌کند:

فقیهی که تنها موضوع تک‌ساحتی را می‌بیند، حکم جزئی صادر می‌کند.

فقیهی که فرآیند را می‌بیند، حکم پیشگیرانه و آینده‌نگر می‌دهد.

فقیهی که چرخه را درمی‌یابد، به احکام معطوف به توازن طبیعی فتوا می‌دهد.

فقیهی که منظومه را می‌شناسد، فتواهای مربوط به سیاست‌های کلان زیست محیطی صادر می‌کند.

و فقیهی که شبکهٔ جهانی را می‌فهمد، به افق حکمرانی میان‌نسلی قدم می‌گذارد.

در این نگاه، فقه محیط زیست، فقهی است که رابطهٔ ما با زمین، با زمان، و با فرزندان‌مان را بازتاب می‌دهد.

یادداشت از: آیت‌الله احمد مبلغی، استاد حوزه و دانشگاه

انتهای پیام/