٣٠ کد - کد سوم| دو دعوت و دو سرانجام متفاوت

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، خداوند در سوره بقره آیه 268 به دو نوع دعوت اشاره کرده و می‌فرماید: «الشَّیْطَانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ یَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ شیطان شما را وعده فقر و بی‌چیزی دهد و به کارهای زشت و بخل وادار کند، و خدا به شما وعده آمرزش و احسان دهد، و خدا را رحمت بی‌منتهاست و (به همه امور جهان) داناست.»

حجت‌الاسلام محمدرضا جوان آراسته، کارشناس دینی، طی سخنانی به تشریح این آیه پرداخته است:

به هنگام انفاق و بخشش اموال، لحظه‌ای حساس در درون انسان رقم می‌خورد؛ لحظه‌ای که میان وسوسه‌های شیطانی و ندای فطرت الهی، دست به انتخاب می‌زند. شیطان در این مقطع، با ظرافت تمام به سراغ انسان می‌آید و این‌گونه القا می‌کند که اگر امروز از اموالت ببخشی، فردا خود تهیدست خواهی شد؛ پس بهتر است دارایی‌ات را برای روز مبادا، برای دوران پیری، بیماری و نیازهای احتمالی آینده ذخیره کنی.

این‌ها وعده‌ها و القائات شیطانی است که ریشه در ترس و ناامنی دارد و هدفش بازداشتن انسان از یکی از برجسته‌ترین فضایل اخلاقی و دینی، یعنی انفاق است.

 

 

در مقابل این وعده‌های واهی، وعده الهی قرار دارد؛ وعده‌ای که نه بر پایه ترس، بلکه بر اساس مغفرت و فضل استوار است. حقیقت این است که نیاز ما در فردای قیامت به مغفرت الهی، به مراتب عمیق‌تر و قطعی‌تر از نیازمان در فردای دنیاست. پس شایسته نیست که انسان مغفرت الهی را با خیال رفاه در زندگی مبادله کند. این مبادله، از منظر عقلانی نیز توجیه‌پذیر نیست؛ چرا که:

  1. شاید انسان هرگز به پیری یا نیازمندی نرسد، اما نیاز او در قیامت امری قطعی و انکارناپذیر است.
  2. مالی که امروز برای فردا اندوخته می‌شود، ممکن است بر اثر حوادث روزگار از بین برود، اما انفاق امروز، سرمایه‌ای است که قطعاً برای فردای قیامت باقی می‌ماند.
  3. حتی اگر آن مال باقی بماند، شاید انسان در دوران پیری توانایی بهره‌مندی از آن را نداشته باشد، در حالی که بهره‌مندی از پاداش انفاق در قیامت، تضمین‌شده و قطعی است.
  4. بهره‌مندی از اندوخته دنیوی، موقتی و محدود به چند روز زندگی است، اما بهره‌گیری از ثواب انفاق در قیامت، ابدی و جاودانه خواهد بود.

شیطان نه‌تنها انسان را از انفاق اموال مرغوب بازمی‌دارد، بلکه با وعده فقر، او را به سوی فحشا و زشتی سوق می‌دهد؛ گویی میان ترس از فقر و ارتکاب گناه، رابطه‌ای ناگسستنی وجود دارد. بخل و انفاق نکردن، خود نمونه‌ای از زشتی و فحشا محسوب می‌شود و می‌تواند زمینه‌ساز فساد در جامعه شود، چرا که محرومیت فقرا ناشی از بخل ثروتمندان، گاه آنان را به سمت ناهنجاری‌ها می‌کشاند.

در این میان، انسان آزاد است که راه خدا را برگزیند یا راه شیطان را؛ خداوند وعده مغفرت و فضل می‌دهد و شیطان وعده فقر و فرمان به فحشا. این انتخاب، انتخابی سرنوشت‌ساز است.

نکته ظریف و کاربردی دیگر این است که هر فکر و توهمی که در انسان تنگ‌نظری، ترس و اثر منفی ایجاد کند، ریشه شیطانی دارد، و در مقابل، هر الهام و اندیشه‌ای که عامل حرکت، نشاط و گشایش خاطر شود، از جانب خداست. بنابراین، اطرافیانی که انسان را از انفاق باز می‌دارند و با ترساندن از آینده، او را نسبت به گناهان تشویق می‌کنند، در واقع هم‌سو با جریان شیطانی عمل می‌کنند. راه مقابله با این افکار، یادآوری فضل و لطف الهی و مبارزه آگاهانه با موانع درونی و بیرونی انفاق است.

انفاق نه‌تنها مال را کم نمی‌کند، بلکه باعث برکت و افزایش آن می‌شود و سبب آمرزش گناهان می‌شود. این عمل، هم تطهیرکننده مال است و هم تزکیه‌کننده جان؛ چرا که انسان با بخشیدن از اموال طیبه و مرغوب، هم از دلبستگی‌های مادی رها می‌شود و هم زمینه‌ساز رحمت الهی خواهد شد.

پس شایسته است که انسان در لحظه انفاق، به جای گوش سپردن به وعده‌های دروغین شیطان، به وعده راستین خداوند دل بسپارد و با اطمینان به فضل بی‌پایان او، گام در مسیر بخشش بردارد؛ مسیری که پایان آن، نه فقر، بلکه غنای حقیقی و قرب به پروردگار است.

انتهای پیام/