کالبدشکافی کودتای ترکیبی ناکام؛ روایت رهبری از فتنه دی‌ماه

به گزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، مائده مهدوی، کارشناس علوم سیاسی که به عنوان خبرنگار تسنیم در دیدار اقشار مختلف مردم تبریز و آذربایجان شرقی با رهبر انقلاب به مناسبت سالگرد قیام 29 بهمن مردم تبریز حضور داشت، در یادداشتی نوشت:

بیانات رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در دیدار مردم آذربایجان شرقی در 29 بهمن‌ماه، لایه‌های پنهان یک پروژه امنیتی پیچیده را که با طراحی دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی به اجرا درآمد، رمزگشایی کردند. این تحلیل، که ریشه در مشاهدات دقیق میدانی و اطلاعاتی دارد، از منظر آکادمیک در چارچوب مفاهیم «کودتای ترکیبی» (Hybrid Coup) و «استراتژی رعب» (Strategy of Terror) قابل تبیین است و نشان می‌دهد آنچه رخ داد، فراتر از یک اعتراض اجتماعی ساده، یک پروژه براندازی شبکه‌ای و چندلایه بود.

تفکیک معترض از آشوبگر؛ هسته‌های آموزش‌دیده در پوشش جمعیت

در ادبیات کلاسیک، کودتا با یورش نظامیان برای تصرف مراکز قدرت شناخته می‌شود. اما در دکترین نوین امنیتی، «کودتای ترکیبی» به عملیات‌هایی اطلاق می‌شود که با شبکه‌سازی، نفوذ در لایه‌های اجتماعی، آموزش هسته‌های عملیاتی و پشتیبانی اطلاعاتی و مالی، به دنبال بی‌ثبات‌سازی نظام از درون و بدون اشغال فیزیکی نهادهای رسمی است.

بر اساس آنچه رهبر معظم انقلاب تبیین فرمودند، حوادث دی‌ماه صحنه تفکیک دقیقی میان جمعیت معترض و هسته‌های سازمان‌دهی‌شده بود. در این مدل، توده‌های ناآگاه به عنوان «پوشش اجتماعی» و سپر انسانی به میدان آورده شدند، اما مدیریت و هدایت صحنه بر عهده حلقه‌های مرکزی آموزش‌دیده و مجهزی بود که سوابق شرارت داشتند. این الگو که در نظریه‌های نوین تروریسم با عنوان «سلول‌های هدایتگر در میان جمعیت بی‌سر» (Led Cells within Leaderless Crowd) صورت‌بندی می‌شود، آشکار می‌سازد که هدف اصلی، نه پیگیری مطالبات مردمی، بلکه اجرای یک سناریوی امنیتی برای فروپاشی نظام بود.

استراتژی رعب؛ بازتولید الگوی داعش در سوریه و عراق

یکی از کلیدی‌ترین محورهایی که رهبر معظم انقلاب در بیاناتشان به آن اشاره فرمودند، خشونت‌های بی‌سابقه و دهشتناک، از جمله به آتش کشیدن انسان‌ها، کشتار و تخریب سازمان‌یافته اموال عمومی بود. این سطح از خشونت در علوم امنیتی، ذیل عنوان «استراتژی رعب» یا «تروریسم نمایشی» طبقه‌بندی می‌شود. هدف از این اقدامات، صرفاً حذف فیزیکی مخالفان نیست، بلکه ایجاد یک شوک روانی و وحشت فراگیر برای فلج‌سازی اراده مقاومت در میان مردم و نیروهای حافظ امنیت است.

تجربه گروه‌های تکفیری همچون داعش در سوریه و عراق، کاربست موفق این استراتژی را نشان داد. آن‌ها با توسل به خشونت عریان (سربریدن، آتش زدن، تخریب اماکن مقدس) سه هدف عمده را دنبال می‌کردند:

1. درهم شکستن روحیه نیروهای نظامی و مردمی.

2. وادار ساختن جمعیت غیرنظامی به تسلیم یا فرار.

3. ایجاد خلأ قدرت برای تصرف سریع قلمرو.

در حوادث دی‌ماه ایران نیز الگوی مشابهی به کار گرفته شد. تخریب هدفمند اموال عمومی، آتش‌افروزی و ایجاد رعب و وحشت گسترده، نشان از پیروی هسته‌های آشوبگر از همان منطق «شوک روانی» برای بی‌دفاع‌سازی جامعه داشت.

دلایل ناکامی پروژه براندازی در ایران

اگرچه طراحی عملیات شباهت‌های بسیاری به الگوهای موفق داعش در منطقه داشت، اما تفاوت‌های بنیادین ساختاری و اجتماعی ایران، این پروژه را به شکستی قاطع کشاند:

1. انسجام و اقتدار نهادی: برخلاف کشورهایی چون سوریه و عراق که در مقاطعی با تزلزل یا فروپاشی نهادهای حاکمیتی مواجه شدند، جمهوری اسلامی ایران از یک ساختار امنیتی و دفاعی یکپارچه و قدرتمند برخوردار است که توانست به سرعت ابتکار عمل را در دست گیرد.

2. حضور تعیین‌کننده مردم: پیوند عمیق میان مردم و حافظان امنیت، در قالب بسیج مردمی و حضور آگاهانه نیروهای انتظامی و امنیتی، مانع از آن شد که هسته‌های تروریستی بتوانند کنترل خیابان‌ها را به دست گرفته و خلأ قدرت ایجاد کنند.

3. فقدان پایگاه اجتماعی: گروه‌های تروریستی در منطقه با سوءاستفاده از شکاف‌های قومی و مذهبی و نارضایتی‌های انباشته، توانستند پایگاه‌هایی برای خود دست‌وپا کنند. اما هسته‌های خشونت‌گرای دی‌ماه در ایران، فاقد هرگونه پشتوانه اجتماعی بودند و صرفاً به عنوان مزدوران آموزش‌دیده سرویس‌های بیگانه عمل می‌کردند.

بازخوانی بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم آذربایجان شرقی در چارچوب مفاهیم علمی، نشان می‌دهد که حوادث دی‌ماه نه یک «اعتراض خیابانی»، بلکه یک پروژه امنیتی–سیاسی جامع با مؤلفه‌هایی چون طراحی اطلاعاتی خارجی، تشکیل هسته‌های عملیاتی، سوءاستفاده از معترضان به عنوان پوشش و کاربرد استراتژی رعب با تاکتیک‌های داعشی بود.

شکست این پروژه بار دیگر اثبات کرد که الگوهای کودتای ترکیبی و جنگ روانی، حتی با پشتیبانی گسترده اطلاعاتی و مالی، در برابر جامعه‌ای که از «انسجام نهادی» و «مشروعیت اجتماعی» برخوردار است، محکوم به شکست است. تجربه دی‌ماه، بار دیگر بر این حقیقت صحه گذاشت که امنیت پایدار، محصول تلفیق این دو مؤلفه حیاتی است؛ امری که وجه تمایز اصلی ایران از کشورهای درگیر بحران در منطقه بوده و هست.

انتهای پیام/