عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی در لجن‌زار سیستماتیک

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، پرونده جفری اپستین و افشای فهرست مشتریان تراز اول او، لرزه‌ای بر پیکره مدعیان تمدن غربی انداخته است که ابعاد آن فراتر از یک پرونده جنایی ساده است. بسیاری این فاجعه را صرفاً انحراف اخلاقی یک میلیاردر می‌دانند، اما دکتر وحید نکونام، عضو هیئت علمی دانشگاه حضرت معصومه (س)، در گفتگو با تسنیم معتقد است «اپستینیسم» خروجیِ محتومِ منطق قدرت در غرب و ابزاری در دست «دولت سایه» برای کنترل نخبگان است. او در این گفتگو به تبیین این موضوع می‌پردازد که چگونه تکنوکراسی مدرن، با ایجاد مصونیت قانونی برای الیت، «برده‌داری نوین» را به بخشی از معماری قدرت تبدیل کرده است.

تسنیم: جناب دکتر نکونام، بسیاری تلاش می‌کنند پرونده جفری اپستین را به انحرافات شخصی یک مولتی‌میلیارد تقلیل دهند. اما پرسش مبنایی این است که آیا «جزیره اپستین» صرفاً یک مختصات جغرافیایی برای وقوع جرم بود یا استعاره‌ای از یک «حیات‌خلوتِ ساختاری» که در آن قانون برای الیت غربی متوقف می‌شود؟

دکتر نکونام: بسم‌الله الرحمن الرحیم. ببینید، جزیره اپستین در ظاهر یک نقطه در جغرافیای جزایر ویرجین ایالات متحده است، اما در واقعیت سیاسی، این جزیره تجسمِ عینیِ فضایی است که در آن «قانون» به نفع «طبقه برتر» متوقف می‌شود. آنچه این مکان را به یک «حیات‌خلوت استراتژیک» تبدیل کرد، صرفاً وقوع فجیع‌ترین جنایات جنسی نبود؛ بلکه مسئله اصلی، «مصونیت مطلق» طبقه‌ای است که خود را مالک جهان می‌داند. ما با پارادوکسی مواجهیم؛ سیستمی که دهه‌ها با ادعای «حاکمیت قانون»، دیگر کشورها را به بردگی مدرن سوق داده، در درون خود فضایی ایجاد کرده که در آن رؤسای جمهور، نخست‌وزیران و غول‌های ثروت، بدون هراس از تعقیب قضایی، وقیح‌ترین لذات حیوانی را مرتکب شوند. لذا «جزیره» نه یک مکان، بلکه فریادِ بلندِ «بی‌قانونی نخبگان» (Elite Lawlessness) در قلب تمدن مدعی قانون‌گرایی است.

تسنیم: چطور ممکن است تمدنی که مدعی «شفافیت» و «نظم» است، دهه‌ها چشمان خود را بر یک کارخانه تولید بردگی جنسی ببندد؟ آیا این یک خطای نظارتی بود یا یک سکوت سازمان‌یافته؟

دکتر نکونام: این سکوت هرگز ناشی از «ناتوانی در کشف جرم» نبود، بلکه حاصل یک «تصمیم عالی» از سوی الیت‌های قدرت برای صیانت از کل سیستم بود. بسیاری از کسانی که نامشان در فهرست مشتریان اپستین است، با شعار «نظم و قانون» به قدرت رسیده‌اند. این پرونده پرده از یک «ریاکاری سیستماتیک» برمی‌دارد. در واقع، نهادهای اطلاعاتی، دادگاه‌ها و رسانه‌ها آگاهانه سکوت کردند تا از شبکه قدرتی که اپستین نماینده آن بود، محافظت کنند. در نگاه سرمایه‌داریِ رادیکال، انسان‌ها - به‌ویژه زنان و کودکان - صرفاً کالاهایی هستند که یا دلار تولید می‌کنند یا ابزار جلب قدرت می‌شوند. این برده‌داری نوین، بخشی از «معماری قدرت» برای کنترل نخبگان از طریق «باج‌گیری» (Blackmail) است. «دولت سایه» به این جریانات نیاز دارد تا از طریق آلوده کردن نخبگان، آن‌ها را به مهره‌هایی مطیع و تحت سلطه تبدیل کند.

تسنیم: نسبت «تکنوکراسی مدرن» با این حجم از فساد سازمان‌یافته چیست؟ آیا سیستم برای بقا به چنین «باج‌کده‌هایی» نیاز دارد؟

دکتر نکونام: تکنوکراسی مدرن مدعی است که «فارغ از ارزش» (Value-free) عمل می‌کند و تنها به «کارآمدی» می‌اندیشد. اما دقیقاً همین نگاه است که فضا را برای رشد موجوداتی مانند اپستین فراهم می‌کند. اپستین چیزی تولید نکرد؛ او فقط از «حفره‌های سیستم» و میل سیری‌ناپذیر نخبگان به لذت استفاده کرد تا خود را به یک مرکز «ژئوپلیتیک فساد» تبدیل کند. نکته هولناک اینجاست که سیستم از فناوری‌های پیشرفته - از امنیت سایبری برای حفظ اسرار گرفته تا تکنیک‌های رسانه‌ای برای «عادی‌سازی» - استفاده کرد تا دامنه وحشت افکار عمومی را مدیریت کند. بسیاری از چهره‌های قدرتمند جهان که نامشان در این فهرست است، در واقع «عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی» هستند. فساد اخلاقی، «قلاده‌ای» است که دولت سایه بر گردن این نخبگان انداخته تا وفاداری و وابستگی آن‌ها را تضمین کند.

تسنیم: و در نهایت، حذف فیزیکی اپستین در زندانی با تدابیر شدید امنیتی؛ این اتفاق چه حقیقتی را درباره لایه‌های پنهان «دولت سایه» (Deep State) افشا کرد؟

دکتر نکونام: حذف اپستین، «حیاتی‌ترین گزینه» برای بقای شبکه فساد بود. وقتی سیستمی می‌تواند شخصی را در قرنطینه‌ترین لایه‌های امنیتی حذف کند، نشان‌دهنده نفوذ مطلق «دولت سایه» در نهادهای مجری قانون است. در اینجا دستگاه قضا نه مجری عدالت، بلکه ابزار «پاک‌سازی» و «تصفیه‌حساب» می‌شود. رفتار وزارت دادگستری آمریکا، از انتشار کنترل‌شده اسناد تا انکار فهرست اصلی مشتریان، گواه این فساد ساختاری است. حتی می‌توان فراتر رفت و تحلیل کرد که شاید انتشار قطره‌چکانی و جنجالی این اسناد، خود یک پروژه برای «قبح‌شکنی» باشد؛ یعنی با تکرار و عادی‌سازی این جنایات در رسانه، حساسیت افکار عمومی را نسبت به کثیف‌ترین رفتارهای حیوانی بسنجند و به مرور آن را به بخشی از واقعیت گریزناپذیر جهان مدرن تبدیل کنند.

انتهای پیام/