واکاوی ابعاد حمایت 400 سرطایفه ‌شیعه و سنی از امام خامنه‌ای

به گزارش خبرگزاری تسنیم، در روزهایی که خبرها از واکنش صریح و بی‌سابقه یا دست‌کم کم‌سابقه 400 نفر از سران طوایف و بزرگان محلی استان سیستان و بلوچستان حکایت دارد، جماعتی که از دل بافت‌های قومیتی و زیست مرزی برخاسته‌اند، بار دیگر نشان دادند که معیارهای مشروعیت سیاسی و تکیه‌گاه‌های اجتماعی در ایران امروز تنها به مراکز رسمی محدود نیست؛ بلکه ریشه در میراث تاریخی، اعتماد متقابل محلی و آگاهی از منافع ملی دارد. خبر اولیه همراه با فهرست اسامی توسط خبرگزاری تسنیم منتشر شد و متن بیانیه نیز حامل زبانی قاطع و عاطفی است که باید در چارچوب فهم محلی و استراتژیک تحلیل شود.

این واکنش جمعی، پیش‌درآمدی تاریخی دارد؛ جایی که مرجعیت محلی ریش‌سفیدان و معتمدین طوایف در مناطق مرزی نقش تعیین‌کننده‌ای در ایجاد ثبات اجتماعی و میانجی‌گری میان مردم و دولت ایفا کرده‌اند. حمایت هم‌زمان شیعه و سنی از رهبری، مخصوصاً آنجا که اعلامیه با اشاره مستقیم به «اهانت و تهدید» نسبت به امام خامنه‌ای واکنش نشان می‌دهد، پیامی فراتر از یک موضع سیاسی ساده و به عبارتی پیام پیوند هویتی میان مرجعیت دینی- سیاسی و مرجعیت سنتی قبایل را ارسال می‌کند.

نکته مهم این است که چنین بیانیه‌ای در متن یک استان مرزی با تاریخ پیچیده سیاسی و امنیتی معنا می‌یابد. سیستان و بلوچستان با ترکیب اقوام، مذاهب و جغرافیای سخت خود، همواره عرصه‌ای بوده که بازیگران امنیتی و غیرامنیتی تلاش کرده‌اند تاثیرگذاری خود را گسترش دهند؛ اما هم‌زمان ظرفیت‌های محلی برای ایجاد وفاق نیز درون همین بافت وجود دارد. واکنش 400 سرطایفه را باید هم به منزله یک پیام بازدارنده تلقی کرد و هم به‌عنوان یک فراخوان برای توجه عملی مسئولان به مطالبات و ظرفیت‌های منطقه.

در کنار این واکنش همبستگی، برگزاری دومین نمایشگاه دستاوردها، توانمندی‌ها و ظرفیت‌های طوایف در زاهدان نشان می‌دهد که طوایف نه تنها در عرصه نمادین و سیاسی فعالند، بلکه در پی نشان دادن چهره‌ای تولیدمحور و مدرن از خود نیز هستند؛ پدیده‌ای که رسانه‌ها آن را بازتاب داده‌اند. این نمایشگاه، محلی برای نمایش ظرفیت‌های فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است و این هم‌افزایی نمادین میان حمایت سیاسی و نمایش توانمندی، ترکیبی قدرتمند برای تقویت پیوند دولت- جامعه فراهم می‌آورد.

خوانش متن بیانیه نشان می‌دهد که لحن به‌کار رفته دو لایه دارد؛ یک لایه احساسی و نمادین(بیعت، جانفشانی، یک تار موی رهبری) و یک لایه استراتژیک- سیاسی(اعلام جنگ نمادین علیه توطئه‌گران، تأکید بر جایگاه ایران به‌عنوان مدافع مظلومان). این دو لایه با هم پیامی هم برای مخاطب داخلی و هم برای بازیگران خارجی دارند؛ اینکه سرزمین‌های مرزی و رهبران سنتی آنها آماده بازیگری فعال در راستای دفاع از منافع ملی هستند و نه محل تزلزل یا اختلاف.

در تحلیل راهبردی، نمی‌توان از نقش بازیگران مسلح و گروه‌های تروریستی فعال در منطقه غفلت کرد. گروهک‌هایی مانند «جیش‌الظلم» در گذشته تلاش کرده‌اند با حملات و اقدامات خشونت‌آمیز، رعب یا تفرقه در میان اقوام را تقویت کنند؛ رویکردی که نهایتاً به تضعیف زیربنای توسعه محلی می‌انجامد. تجربه تاریخ اخیر نشان داده که پیام‌های وحدت‌بخش سران طوایف، سدی مؤثر در برابر این برنامه‌های تداخلی است و می‌تواند مانع بهره‌برداری گروه‌های خشونت‌طلب از شکاف‌های قومی- مذهبی شود.

در وجه داخلی سیاست‌گذاری، پیام طوایف می‌تواند به‌عنوان فرصتی برای بازتعریف سیاست‌های توسعه محلی خوانده شود. زمانی که رهبران محلی از دولت فاصله نمی‌گیرند، اما به دنبال تحقق مطالبات ملموس هستند، برنامه‌ریزان باید بی‌درنگ سراغ بسته‌های توسعه‌ای بروند؛ اشتغال، زیرساخت، آموزش، و حمایت از کسب‌وکارهای خرد محلی -به‌خصوص آن‌چه در نمایشگاه‌ها ظرفیت‌های طوایف عرضه می‌شود- باید از شعار به عمل تبدیل شود. این کار هم به معنای کاهش زمینه‌های جذاب برای گروه‌های خشونت‌طلب است و هم تثبیت پیوندهای ملی.

از منظر خارجی، کلمه‌به‌کلمه بیانیه علیه تهدیدات خارجی، پیامی بازدارنده فرستاده است که اگر بازیگران بیرونی تصور کنند که حمله کلامی یا تهدید رهبری می‌تواند اقشار مرجع محلی را از نظام جدا کند، این بیانیه نشان داد که چنین فرضی خطاست. همبستگی شیعه و سنی در چنین ابعادی برای هر محاسبه‌گر خارجی نشانه‌ای از انسجام ملی است که هزینه محاسبات محتمل برای هر تلاشی علیه منافع ایران را بالا می‌برد.

نکته‌ای که نباید از آن غافل شد، ضرورت پرداختن عملی به مطالبات هویتی و فرهنگی اقوام است. نمایشگاه‌ها و گردهمایی‌ها زمانی تأثیرگذار خواهند بود که همراه با برنامه‌های آموزشی، تقویت رسانه‌های محلی و سیاست‌های ارتقای مشارکت زنان و جوانان باشند. شرایط فعالیت نمایشگاه ظرفیت‌های طوایف سیستان و بلوچستان در زاهدان حاکی از حضور فعال زنان بلوچ و تاکید بر نقش زنان در پیشرفت طایفه‌ای است؛ این نشانه‌ای مهم است که می‌تواند مبنای سیاست‌گذاری‌های فرهنگی و آموزشی قرار گیرد.

در بعد نمادین، اعلان «یک تار موی رهبری را نمی‌دهیم» را نباید صرفاً زبانی حماسی تلقی کرد؛ این گزاره انعکاسی است از حس کرامت و هویت جمعی است که طوایف در مواجهه با فشارها و تهدیدها از خود نشان می‌دهند؛ اما تبدیل این نماد به یک استراتژی باثبات نیازمند گفت‌وگو و پل‌سازی متقابل میان نخبگان محلی، نهادهای دولتی و جامعه مدنی است تا تعهدات نمادین به شکل برنامه‌ریزی‌شده متعهد به نتایج ملموس شوند.

امنیت پایدار در این استان مرزی تنها به نیروی انتظامی و اقدام نظامی محدود نمی‌شود؛ «امنیت توسعه‌ای» که با افزایش فرصت‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری انسانی همراه باشد، راه‌ حل بلندمدت است. وقتی طوایف فرصت اشتغال و رشد فرهنگی ببینند، انگیزه مشارکت در پروژه‌های منطقه‌ای و ملی بالا می‌رود و جذابیت پیوستن به گروه‌های خشونت‌طلب کاهش می‌یابد. این همان چیزی است که نمایشگاه توانمندی‌ها می‌تواند به‌عنوان نقطه آغاز نشان دهد؛ اما باید ادامه یابد.

در مواجهه با اتهامات و تلاش‌های مشهود گروه‌های تروریستی برای ایجاد فاصله میان طوایف و نظام، واکنش امروز سران طوایف پیامی روشن دارد که جامعه‌های محلی خود را نه صرفاً ذیل یک ایدئولوژی که در کنش ملی و هویتی بازتعریف می‌کنند. گروهک‌هایی مانند جیش‌الظلم که در سال‌های اخیر مرتکب حملات متعددی شده‌اند، نمی‌توانند به‌سادگی از همبستگی محلی عبور کنند زیرا پایه‌های اجتماعی این همبستگی محکم‌تر از آن است که صرفاً با خشونت تضعیف شود.

از منظر رسانه‌ای و تبلیغاتی، لازم است رسانه‌های رسمی و محلی تصویر متوازن و دقیق‌تری از شرایط ارائه دهند؛ هم انعکاس صدای معتمدان محلی و هم پیگیری مطالبات معیشتی و توسعه‌ای آنها. همچنین باید با هوشمندی از ظرفیت‌های نمایشگاه‌ها برای معرفی محصولات محلی و ایجاد بازارهای پایدار استفاده کرد تا روایت غالب از استان از خط بحران و تفرقه به خط ظرفیت و سازندگی تغییر یابد.

سیاست‌گذاران مرکزی باید این پیام 400 سران را فرصتی ببینند برای بازگشایی جریان اعتماد؛ فرصت‌هایی که اگر به‌درستی استفاده شود می‌تواند چرخه معیوب بی‌اعتمادی را بشکند و به ایجاد شبکه‌های مشارکتی میان دولت، طوایف و نهادهای مدنی بیانجامد. این شبکه‌ها باید شامل برنامه‌های شفاف، بودجه‌های هدفمند و ارزیابی مستقل پیشرفت باشند تا وعده‌ها رنگ واقعیت بگیرند.

رویکرد امنیتی صرف بدون ترکیب طرح‌های توسعه‌ای و فرهنگی، نه تنها مشکل را حل نمی‌کند بلکه می‌تواند عقب‌نشینی اجتماعی و بی‌اعتمادی را تشدید کند. به همین دلیل لازم است که دستگاه‌های مرتبط از وزارت کشور تا وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و نهادهای محلی با یک استراتژی جامع و مبتنی بر نظارت محلی وارد میدان شوند. حضور ریشه‌ای معتمدان طایفه‌ای در فرآیند طراحی و نظارت برنامه‌ها می‌تواند ضمانت اجرایی این سیاست‌ها را تضمین کند.

در سطح نمادین نیز، صدور چنین بیانیه‌هایی، امکان تقویت پیوندهای بین‌مذهبی را فراهم می‌سازد؛ وقتی شیعه و سنی منطقه دست در دست هم پیام وحدت می‌فرستند، نه تنها برای مخاطب داخلی بلکه برای مخاطب منطقه‌ای هم تصویری متفاوت ایجاد می‌شود؛ تصویری که بر مبنای همزیستی و منافع مشترک ساخته شده و قادر است برخی بازی‌های تفرقه‌افکنانه را خنثی کند.

در پایان این تحلیل کوتاه اما چندوجهی، باید تأکید کرد که پیام 400 سرطایفه هنگامی اثربخش خواهد بود که همراه پیگیری عملی و ملموس باشد؛ وعده‌های توسعه‌ای، حفاظت از حقوق اقوام، سرمایه‌گذاری در آموزش و بهداشت و ایجاد بازارهای پایدار برای محصولات محلی که ظاهراً دولت عزم جدی دارد با تصویب سند جامع توسعه استان این امر را محقق کند. نمایشگاه زاهدان یک آغاز است؛ اما برای تبدیل این آغاز به مسیر تحول پایدار، نیازمند اراده ملی و همکاری همه‌جانبه هستیم.

اگر دستگاه‌های مسئول این پیام قاطع محلی را تنها به‌عنوان یک ژست رسانه‌ای تلقی کنند، خطر اتلاف سرمایه اجتماعی وجود دارد؛ اما اگر آن را به‌عنوان یک قرارداد اجتماعی- سیاسی با طوایف ببینند، می‌توانند از این حسن اعتماد برای پیشبرد پروژه‌های بزرگ توسعه‌ای در استان بهره‌مند شوند. جامعه محلی هم انتظار دارد که بیانیه همبستگی، به همبستگی واقعی در میدان عمل ترجمه شود.

در نگاه نهایی، صدای 400 ریش‌سفید و معتمد طایفه‌ای در سیستان و بلوچستان پیامی روشن برای داخل و خارج فرستاد که این مردم خواهان عزت، امنیت و توسعه‌ هستند؛ آماده پایداری در برابر توطئه‌ها و در عین حال طالب فرصت‌های واقعی برای تحول اقتصادی و اجتماعی. اگر سیاست‌گذاران این پیام را دریابند، ایران در آستانه تبدیل یک ظرفیت نمادین به یک فرصت واقعی برای توسعه منطقه‌ای ایستاده است.

انتهای پیام/