سهم گردشگری در احیای روستاها

به گزارش خبرگزاری تسنیم، در سال‌های اخیر، گردشگری روستایی به یکی از محورهای اصلی سیاست‌گذاری در حوزه توسعه محلی تبدیل شده است. فشار فزاینده بر کلان‌شهرها، افزایش هزینه‌های زندگی شهری، گسترش دورکاری و تغییر سبک زندگی نسل جدید، نگاه‌ها را دوباره به سوی روستاها معطوف کرده است. بسیاری از روستاهایی که روزگاری با کاهش جمعیت، تعطیلی مدارس و رکود اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند در طول سال میزبان گردشگرانی هستند که برای تجربه زندگی بومی، طبیعت‌گردی و آرامش راهی این مناطق می‌شوند.

بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، تعداد اقامتگاه‌های بوم‌گردی طی یک دهه گذشته رشد قابل‌توجهی داشته و هزاران واحد در روستاهای مختلف کشور به بهره‌برداری رسیده است. این روند نشان می‌دهد که گردشگری روستایی دیگر یک فعالیت حاشیه‌ای نیست، بلکه به بخشی از اقتصاد محلی در بسیاری از استان‌ها تبدیل شده است. ایجاد اشتغال مستقیم در حوزه اقامت، پذیرایی، راهنمایی گردشگران و فروش صنایع‌دستی و نیز اشتغال غیرمستقیم در بخش‌های حمل‌ونقل و تولیدات کشاورزی، از جمله پیامدهای این تحول بوده است.

در نگاه نخست، این تحرک اقتصادی می‌تواند زمینه‌ساز مهاجرت معکوس باشد، یعنی بازگشت بخشی از جمعیت مهاجر به زادگاه خود. برخی جوانان که سال‌ها پیش برای یافتن شغل راهی شهرهای بزرگ شده بودند، اکنون با مشاهده فرصت‌های تازه در حوزه گردشگری، به راه‌اندازی اقامتگاه‌های بوم‌گردی یا کسب‌وکارهای کوچک محلی روی آورده‌اند. همچنین، گروهی از شهرنشینان با سرمایه‌های محدود، به خرید و مرمت خانه‌های روستایی و سکونت دائمی یا نیمه‌دائمی در این مناطق تمایل نشان داده‌اند.

با این حال، بررسی عمیق‌تر نشان می‌دهد که همه نشانه‌ها حاکی از یک روند پایدار نیست. بخشی از رونق گردشگری روستایی در سال‌های اخیر، متاثر از محدودیت‌های سفرهای خارجی، نوسانات ارزی و تغییر الگوی مصرف خانوارها بوده است. در دوره‌هایی که سفرهای برون‌مرزی کاهش یافته، مقاصد داخلی به‌ویژه روستاهای دارای جاذبه طبیعی و فرهنگی با افزایش تقاضا روبه‌رو شده‌اند. 

از سوی دیگر، زیرساخت‌های بسیاری از روستاها هنوز متناسب با رشد گردشگری توسعه نیافته است. مشکلاتی نظیر کمبود منابع آب، ضعف شبکه فاضلاب، نبود مدیریت پسماند و آسیب به بافت‌های تاریخی، در برخی مناطق به چالش‌های جدی تبدیل شده است. اگر گردشگری بدون برنامه‌ریزی و ظرفیت‌سنجی پیش برود، نه‌تنها به مهاجرت معکوس پایدار منجر نخواهد شد، بلکه ممکن است کیفیت زندگی ساکنان بومی را نیز کاهش دهد و نارضایتی اجتماعی ایجاد کند.

تجربه برخی کشورها نشان می‌دهد که گردشگری روستایی زمانی به ابزاری موثر برای توسعه پایدار تبدیل می‌شود که در چارچوب سیاست‌های کلان آمایش سرزمین و با مشارکت واقعی جامعه محلی اجرا شود. در ایران نیز اسناد بالادستی بر تقویت اقتصاد روستا و جلوگیری از خالی‌شدن سکونتگاه‌های کوچک تاکید دارند، اما تحقق این اهداف نیازمند هماهنگی میان دستگاه‌های مختلف از جمله وزارتخانه‌های مرتبط با راه، نیرو، ارتباطات و جهاد کشاورزی است.

نکته مهم دیگر، کیفیت اشتغال ایجادشده در حوزه گردشگری روستایی است. بسیاری از مشاغل این بخش فصلی و وابسته به ایام تعطیلات هستند. درآمد ناپایدار، نبود بیمه و حمایت‌های اجتماعی کافی، و وابستگی به شرایط آب‌وهوایی و امنیت روانی جامعه، از جمله عواملی است که می‌تواند مانع تصمیم‌گیری برای بازگشت دائمی به روستا شود. مهاجرت معکوس زمانی معنا پیدا می‌کند که یک خانوار بتواند با اطمینان از درآمد مستمر، خدمات آموزشی و درمانی مناسب و دسترسی به زیرساخت‌های ارتباطی، زندگی بلندمدت در روستا را انتخاب کند.

همچنین باید به پیامدهای فرهنگی این روند توجه داشت. ورود گردشگران و مهاجران جدید، اگرچه می‌تواند به پویایی اجتماعی کمک کند، اما در صورت نبود مدیریت فرهنگی، ممکن است به تغییرات ناهمگون در سبک زندگی، افزایش قیمت زمین و مسکن و حتی حاشیه‌نشینی بومیان در زادگاه خود منجر شود. برخی گزارش‌ها از افزایش شدید قیمت املاک در روستاهای پرطرفدار حکایت دارد. موضوعی که اگر کنترل نشود، می‌تواند خود به عاملی برای مهاجرت دوباره ساکنان کم‌درآمد تبدیل شود.

اگر گردشگری روستایی به‌عنوان بخشی از یک برنامه جامع توسعه روستایی دیده شود، با حمایت از زنجیره ارزش کشاورزی، صنایع‌دستی، آموزش مهارت‌های نوین و توسعه زیرساخت‌های دیجیتال همراه شود، می‌تواند به تثبیت جمعیت و حتی جذب نیروهای متخصص بینجامد، اما اگر صرفاً به افزایش تعداد اقامتگاه‌ها و جذب گردشگر در کوتاه‌مدت محدود شود، احتمالاً با تغییر شرایط اقتصادی، بخش قابل‌توجهی از این رونق فروکش خواهد کرد.

گردشگری روستایی نه یک معجزه آنی برای حل بحران مهاجرت است و نه پدیده‌ای کم‌اهمیت و گذرا. این حوزه ظرفیتی واقعی برای بازتعریف رابطه شهر و روستا و توزیع متوازن فرصت‌های اقتصادی در کشور دارد. آینده آن اما به تصمیم‌های امروز گره خورده است؛ تصمیم‌هایی که باید میان بهره‌برداری کوتاه‌مدت و توسعه پایدار یکی را برگزینند. اگر روستاها تنها به مقصدی برای تعطیلات آخر هفته بدل شوند، موجی مقطعی شکل خواهد گرفت؛ اما اگر به کانون‌های تولید، خلاقیت و زیست پایدار تبدیل شوند، مهاجرت معکوس می‌تواند از یک شعار به واقعیتی ماندگار بدل شود.

یادداشت از: حمیده عبدالهی

انتهای پیام/