شهر سوخته سیستان؛ رازهای 5200 ساله یک تمدن شهری+ فیلم
- اخبار استانها
- اخبار سیستان و بلوچستان
- 28 بهمن 1404 - 13:13
به گزارش خبرگزاری تسنیم از زاهدان، در میان پهنه خشک و گسترده سیستان، محوطهای قرار دارد که هر فصل کاوش پرسش تازه و پاسخ شگفتی را برای تاریخنگاران و باستانشناسان بههمراه میآورد؛ شهری با قدمت هزارهها که «شهر سوخته» خوانده میشود و روایتگر آغاز شکلگیری زندگی شهری در شرق فلات ایران است.
زندگی در این گستره از حدود هزاره چهارم پیش از میلاد آغاز شد و شهر در طول بیش از هزار سال، چهار دوره را پشت سر گذاشت؛ دورههایی که نشان میدهد این مجموعه نه صرفاً یک سکونتگاه روستایی، بلکه یک مجموعه شهری با تقسیمکار و تخصصهای روشن بوده است.
پژوهشها و کاوشهای مدون چند دهه اخیر نشان میدهد که شهر سوخته مرکز تولید، تجارت و نوآوریهای تکنیکی بوده است؛ یافتههایی که تصویر دستاولی از اقتصاد، هنر و دانش آن روزگار پیش چشممان میگذارد.
ساختار شهری و معماری مدبرانه
محوطه دارای بخشهایی با کاربری مشخص شامل محلات مسکونی، نواحی صنعتی، بخشهای اداری و گورستان است که نشاندهنده برنامهریزی شهری و تفکیک فضاها که برای دوران Bronze Age(عصر برنز) نقشی فراتر از متوسط منطقه ایفا میکند.
دیوارها، شبکه کوچهها و چیدمان خانهها حکایت از آن دارد که ساکنان به قواعدی از نظم شهری و توجه به حریمهای عمومی و خصوصی پایبند بودهاند؛ امری که مطالعات میدانی و نقشهبرداری باستانشناسی به روشنی نشان میدهد.
سازهها از گل و آجر خام ساخته شدهاند؛ اما جزییات فنی و شیوه ساخت و ساز، نظیر استفاده از فضاهای کارگاهی و ذخیرهسازی، معرف یک دانش مهندسی کاربردی است که نیاز به سازماندهی تولید و توزیع را پاسخ میداد.
اقتصاد، صنایع و شبکههای تجاری
یافتههای فلزی، ابزارآلات سنگی، زیورآلات و آثار مربوط به کارگاههای لاجوردکاری نشان میدهد که شهر سوخته شبکهای از صنایع تخصصی داشته و احتمالاً نقش هاب تجاری در مسیرهای شرقی-غربی منطقه ایفا میکرد.
لاجورد، صدف و فلزات نیمهقیمتی که در اینجا دیده شدهاند، دال بر تبادلات دوربرد و ارتباط با نواحی جنوب و شرق فلات است؛ یعنی شهری با اتصال به شبکههای بینمنطقهای تجارت.
همزمان با رشد تولید صنعتی، شواهدی از تقسیم کار و تمرکز مهارتها به چشم میخورد؛ گروههایی که به سفالگری پرداختند، گروههایی که در کار فلزگری و ساختههای سنگی تخصص داشتند و دیگرانی که به تجارت و واسطهگری اشتغال داشتند.
هنر، تکنیک و نشانههای فرهنگی
آثار سفالی منقوش و ابزارهای تزئینی نشاندهنده سلیقههای بصری و سمبولیسم فرهنگی است؛ نقشوارهها و نگارههایی که گاه بازتاب آیینها و باورهای نمادین مردم آن دورهاند.
یکی از زوایای شگفتآور هنر شهر سوخته، ظروفی است که توالی تصاویر روی آنها طوری چیده شده که برخی از محققان آن را بهمثابه نمونههایی از حرکتنگاری اولیه یا به نوعی پیشنمونه انیمیشن میدانند؛ این نکته، باز هم نشاندهنده نوآوری فرهنگی در متن شهری است.
زیباییشناسی محلی در کنار مهارتهای فنی، این امکان را فراهم آورده که آثار کاربردی مانند ظروف و ابزار همزمان حامل پیامهای هویتی و اجتماعی نیز باشند.
گورستان عظیم؛ بانک اطلاعات جمعیتی
در جنوبغربی محوطه، بخش بزرگی به تدفینها اختصاص یافته که تخمینها نشان میدهد شمار قبور این منطقه بسیار فراتر از نمونههای کشفشده در کاوشهای محدود است. مطالعات محلی عددهای متفاوتی دادهاند که بازهای بین 25 تا 40 هزار قبر برای این گورستان مطرح میشود.
تنوع آیین تدفین و همراهداشتن اشیاء گوناگون با اجساد، نمایانگر تفاوتهای طبقاتی، شغلی و اعتقادی در جامعه است و اجازه میدهد محققان به تحلیلهای جامعهشناختی و انسانشناختیِ عمیقتری دست یابند.
دادههای استخوانشناسی و باستانانسانشناسی از جمله اطلاعات مربوط به سلامت، تغذیه و میانگین طول عمر جمعیت در دورههای مختلف، یکی از مهمترین منابع برای بازسازی وضعیت زیستی و اجتماعی ساکنان شهر سوخته است.
پزشکی اولیه و فناوریهای درمانی
یکی از برجستهترین یافتهها در شهر سوخته، پروتز یا «چشم مصنوعی» است که در قبر یک زن کشف شد؛ شیئی ساختهشده از مادهای سبک، پوشیده از ورقه طلایی و دارای شیارهایی برای اتصال با نخ که بهعنوان یکی از قدیمیترین نمونههای چشم مصنوعی شناخته شده است. یافتههای پزشکی- باستانشناسی نشان میدهد که این جامعه دستکم در سطوحی از مداخلههای درمانی و ترمیمی دانشهایی داشته است.
علاوه بر پروتز، شواهدی از مداخلات جراحی ابتدایی، درمان عفونتها و شیوههای بهداشتی در بقایای اسکلتها دیده شده که تصویر درک زیستی پیشرفتهتر از آنچه گمان میرفت را ترسیم میکند.
این یافتهها باعث شده محققان حوزه تاریخ پزشکی و باستانپزشکی، شهر سوخته را بهعنوان یک منبع کلیدی برای مطالعه توسعه دانشهای درمانی در عصرهای دور بررسی کنند.
علل افول؛ تغییر اقلیم و منابع آبی
پژوهشهای جدید حاکی است که انقطاع و تغییر مسیر رودها و افت منابع آبی در منطقه از جمله تغییراتی که به حوزه هیرمند بازمیگردد از عوامل مهم در روند کاهش جمعیت و در نهایت ترک محوطه بوده است.
کاهش دسترسی به دلتا و زمینهای کشاورزی پیرامون، فشار بر معیشت و کارآیی اقتصادی را افزایش داده و در بلندمدت توان ادامه زیست شهری را تضعیف کرده است.
شواهد رسوبشناسی و مطالعات محیطی نشان میدهد که نوسانات اقلیمی منطقه همراه با تغییر مسیرهای آبی، زیربنای اقتصادی و اجتماعی شهر را نشانه رفته و آن را از مدار زنده ماندن یک کلانشهر بیرون رانده است.
کاوشهای علمی و کارکرد بینالمللی
محوطه از اوایل قرن بیستم توجه باستانشناسان را جلب کرد و در دهههای اخیر کاوشهای منظم ایرانی و بینالمللی به کشف لایههای تازهای از اطلاعات انجامیده است؛ رویکردی که سبب شد شهر سوخته در فهرست میراث جهانی قرار گیرد.
در فصلهای مختلف کاوش، گروههای پژوهشی از کشورهای مختلف برای همکاریهای مشترک دعوت شدهاند و روند کاوش و تحلیل دادهها بهصورت ادامه دارد؛ اقدامی که در صورت تداوم بهرهگیری از ظرفیتهای بینالمللی هم دانش محلی را تقویت میکند و هم دیدگاههای مقایسهای را گستردهتر میسازد.
این مشارکتها نه تنها شانس کشف لایههای پنهان را افزایش داده بلکه به انتقال روشهای آزمایشگاهی، رادیوکربنسنجی و تحلیلهای محیطی کمک شایانی کردهاند.
حفاظت، گردشگری و چالشهای مدیریت میراث
ثبت جهانی محوطه ارزش حفاظت از آن را ارتقا داده، اما همزمان فشارهای گردشگری، آلودگی و تنشهای محیطی ریسکهایی جدید برای بقای آثار بهوجود آوردهاند؛ چالشی که نیازمند برنامهریزی محافظتی و سرمایهگذاری پایدار است.
توسعه گردشگری فرهنگی اگر بدون سازوکارهای مدیریت زیستمحیطی و فرهنگی انجام شود، میتواند اثرات منفی بلندمدتی بر بافت شکننده خاک و سازههای گل و خشت برجای بگذارد؛ از این رو طرحهای حفاظت و آموزش محلی جزو اولویتها باید قرار گیرد.
در عین حال، تقویت ظرفیتهای محلیاز جمله آموزش راهنمایان محلی، ایجاد نمایشگاههای علمی-ترویجی و تولید محتوای مستند برای مخاطب عمومی میتواند پیوند بین جامعه میزبان و ارزش اقتصادی پایدار برای میراث را برقرار سازد.
شهر سوخته هنوز انبوهی از پرسشها را پیش روی پژوهشگران گذاشته؛ از شبکههای بازرگانی منطقهای تا ریزساختارهای اجتماعی و فناوریهای تولیدی؛ هر فصل کاوش دانش تازهای میافزاید و بسیاری از گرههای تاریخی را باز میکند. نگهداری، ثبت دادههای دقیق و انتشار نتایج شفاف پژوهشی، شرط لازم برای این است که شهر سوخته نه فقط بهعنوان یک مجموعه باستانی، بلکه بهعنوان منبعی زنده برای بازخوانی تاریخ منطقه بهکار گرفته شود.
بازگشت مکرر پژوهشگران به این خاک، همکاری بینالمللی و حساسیت نسبت به حفاظت محیطی، میتواند اطمینان دهد که «شهر سوخته» همچنان منبعی برای فهم نو از تاریخ بشر در شرق فلات ایران بماند؛ جایی که هر خشت و هر ظرف، داستانی دارد که هنوز کامل نگفته است.
انتهای پیام/