کنفرانس امنیتی مونیخ، شفاف کننده اختلافات روزافزون دوسوی آتلانتیک
- اخبار بین الملل
- اخبار اروپا
- 27 بهمن 1404 - 16:48
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، نشریه فوکوس در مطلبی نوشت: یک چیز به صورت ویژه در کنفرانس امنیتی مونیخ سال جاری آشکار شد و آن این بود که اروپا میخواهد و باید خود را از ایالات متحده آمریکا رها کند. اولین نشانههای اینکه اروپا دیگر همه چیز را تحمل نخواهد کرد، از همین حالا قابل مشاهده است.
شرکتکنندگان و ناظران در کنفرانس امنیتی مونیخ (MSC) 2026 با علاقه خاصی سخنرانی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، را دنبال کردند.
وی اعلام کرد که ایالات متحده مایل است سیاستهای خود را با همکاری اروپا - اما تحت رهبری ایالات متحده - اجرا کند. پیام این سخنرانی این بود که اگر اروپا از این امر پیروی نکند، ایالات متحده سیاستهای خود را مستقلاً دنبال خواهد کرد. بنابراین، کارشناسان این را در درجه اول فرصتی برای اروپا میدانند تا از ایالات متحده مستقلتر شود.
جیمز دیویس، کارشناس سلاحهای هستهای از دانشگاه سنت گالن هم در این باره گفته است: کنفرانس امنیتی مونیخ امسال میتواند به عنوان لحظهای در تاریخ ثبت شود که اروپا از تبعیت واکنشی خود از واشنگتن در سیاست خارجی و امنیتی دست کشید.
به گفته وی صدراعظم آلمان خود را به روابط قوی فراآتلانتیکی متعهد کرد، اما خطوط قرمز روشنی علیه مشارکت در جنگهای فرهنگی دونالد ترامپ ترسیم کرد.
اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا در این نشست بار دیگر بر همکاری با ایالات متحده، از حمایت از اوکراین گرفته تا مسائل استراتژیک فراگیر، تأکید کرد، اما قاطعانه تلاشها برای نفوذ آمریکا بر مقررات دیجیتال اروپا را رد کرد و بر لزوم اجرای واقعی ماده 42 پیمان اتحادیه اروپا و تقویت قابلیتهای دفاعی مستقل اروپا تأکید کرد.
در عین حال، استراتژیستهای هستهای مستقر در اروپا به صراحت اعلام کردند که اروپا دیگر نمیتواند تفکر استراتژیک خود را به واشنگتن برونسپاری کند. پیام واضح این بود که امنیت اروپا نباید به هوسهای سیاست داخلی آمریکا وابسته باشد. در این میان اگر اروپا به سخنان خود عمل کند، واشنگتن احتمالاً هم احساس آسودگی و هم آزردگی خواهد کرد.
به زعم این استراتژیست ها اروپا شریک قویتری در برخورد با چین خواهد بود، اما شریکی که به طور قابل توجهی کمتر تمایل به پیروی کورکورانه از خط و مشی مورد علاقه واشنگتن دارد.
توماس یگر (دانشمند علوم سیاسی و متخصص امور آمریکا در دانشگاه کلن) هم در این باره گفته است: هر کسی که از منظر رقبای آمریکا - یعنی چین و روسیه - به کنفرانس امنیتی مونیخ نگاه کند، خوشحال خواهد شد. این کنفرانس پیامی دوگانه و متناقض ارسال کرد. آمریکا میخواهد اروپاییها را مجبور به پذیرش مسیر سیاسی خود کند و در این صورت، آماده است تا به همکاری با اروپا ادامه دهد. در غیر این صورت، به تنهایی عمل خواهد کرد.
به گفته وی اروپاییها میخواهند خود را رها کنند و مصمم هستند که سرانجام از نظر نظامی قادر به اقدام شوند. یاگر تاکید کرد: نه ایالات متحده میتواند به تنهایی با موفقیت عمل کند و نه اروپاییها میتوانند در آیندهای قابل پیشبینی خود را به اندازه کافی چه از نظر تجهیزات و چه از نظر رهبری سیاسی تجهیز کنند. بنابراین، پکن احتمالاً از این واقعیت که غرب خود را در حصار توهمات مختلف محصور کرده است، استقبال خواهد کرد. در ایالات متحده آمریکا اروپا همچنان به عنوان دشمنی دیده خواهد شد که اکنون سر و صدایی به پا کرده، اما در نهایت قادر به انجام اقدامی نیست.
بنابراین، اگر کسی نمیخواهد تسلیم خواستههای سیاسی واشنگتن شود، پاسخ درست به دولت ترامپ، تقویت قابلیتهای ملی است.
به گفته یاگر عنصر دوم، اتحاد اروپایی است، همانطور که تحولات پیرامون گرینلند نشان داده است.
ایریک فرانکه (کارشناس امنیتی در شورای روابط خارجی اروپا) هم در این باره گفته است: کنفرانس امنیتی مونیخ شفافیت ایجاد کرده است - حتی اگر در برخی زمینهها فقط مشخص شده باشد که اختلاف نظر یا عدم قطعیت وجود دارد.
به گفته وی در مورد قابلیتهای دفاعی اروپا، برخی معتقدند که اروپا بدون ایالات متحده نمیتواند هیچ کاری انجام دهد در حالی که برخی دیگر میگویند، حداقل در میانمدت، اروپا کاملاً قادر به تضمین امنیت خود است.
این کارشناس تاکید کرد: رهبری اروپا همچنان یک چالش است: همانطور که انتظار میرفت، بهترین سخنرانی در مورد اروپا از سوی ماکرون ایراد شد، اما این سخنرانی عمومی هرگز نقطه قوت رئیس جمهور فرانسه نبوده است. اجرا، مانع اصلی است.
صدر اعظم آلمان، نخست وزیر بریتانیا و رئیس کمیسیون اروپا همگی تأثیر خوبی گذاشتند، اما به نظر نمیرسد هیچ یک از آنها واقعاً قادر به رهبری یک اتحاد مجدد در اروپا باشند.
این واقعیت که همه این سیاستمداران به تنهایی و در زمانهای مختلف در مونیخ روی صحنه بودند، به این تصور که اروپا از هم گسیخته است، دامن میزند.
بهر حال کنفرانس امنیتی مونیخ که اخیراً به پایان رسید، مشکلات اروپا با دولت ترامپ را به شدت مورد توجه قرار داد. از نکات مثبت تنها میتوان به نوعی نزدیکی بین دولت ترامپ و اروپاییها در مورد تقسیم کار جدید در ناتو اشاره کرد.
اروپاییها به تدریج مسئولیت دفاع متعارف خود را بر عهده خواهند گرفت، در حالی که ایالات متحده قصد دارد به تضمین بازدارندگی هستهای ادامه دهد. این یک نقشه راه معقول است؛ اینکه آیا اجرا خواهد شد یا خیر، سوال دیگری است.
سخنرانی مارکو روبیو، اگرچه لحنی محترمانه داشت، اما در اصل پیامی ایدئولوژیک به اروپا بود. به گفته دولت ترامپ، جوامع اروپایی در آستانه فروپاشی تمدنی هستند زیرا به اندازه کافی برای مبارزه با مهاجرت غیرقانونی تلاش نمیکنند، زیرا مقررات بیش از حد و پیگیری بیطرفی اقلیمی، رقابت اقتصادی آنها را تهدید میکند و به دلیل اینکه از نظر سیاسی ضعیف هستند.
از نظر تحلیلی، ممکن است ترامپ در اصل درست بگوید، اما فروپاشی تمدن غرب در حال حاضر بیشتر در ایالات متحده آمریکا در حال وقوع است، جایی که دولت ترامپ که از نظر ایدئولوژیکی کوتهبین و ناشی است، در حال نابودی پایههای دموکراسی آمریکایی و دولت فدرال، محدود کردن آزادی بیان و محدود کردن حقوق اساسی شهروندان برای دفاع از خود در برابر دولت است.
از طرفی صنعتیسازی مجدد نیز متوقف شده است. آنچه در دولت ترامپ شاهد آن هستیم، سیاستهای پوپولیستی و ضد دموکراتیک راستگرایانه است که به طور فزایندهای با مقاومت در داخل کشور مواجه میشوند.
به نظر میرسد انرژی مخرب ترامپ غیرقابل توقف است و او در تلاش است تا انتخابات میاندورهای پیش رو را دستکاری کند.
انتهای پیام/