ترجمه موفق قرآن وابسته به چیست؟
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 27 بهمن 1404 - 14:17
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، «واحد ترجمه» میتواند تک واژ، واژه، گروه، جمله واره و جمله و گاه چند جمله و یک بند باشد (مورد اخیر بیشتر در متون ادبی به کار میرود و شاید در ترجمههای قرآن نتوان مصداقی یافت، ولی در ترجمه کاملاً آزاد و ترجمه اقتباسی که میتواند در ترجمه متناسب با سطح کودکان یا گروه خاص مصداق یابد، میتواند واحد ترجمه قرار گیرد)، ولی در یک ترجمه موفق، واحد ترجمه به انگیزه و هدف مترجم از ترجمه و متن مورد ترجمه بازمیگردد.
متن اصلی میتواند ساده، علمی، ادبی، مقدس و ... باشد؛ طبیعی است که مترجم توانا، واحدهای گوناگونی را متناسب با آن و نیز متناسب با مخاطب خویش انتخاب میکند. از سوی دیگر، گاه متن اصلی اختیار را از کف مترجم گرفته او را به دنبال خود میکشد و آن، جایی است که ساختار زبانی زبان مقصد، توان برابری و همراهی با زبان مبدأ را نداشته باشد.
اینجاست که مترجم بهناچار در واحد ترجمه تا آنجا توسعه میدهد که بتواند پیام محتوای زبان مبدأ را به زبان مقصد بهدرستی و به تمامی منتقل کند؛ در نتیجه واحد ترجمه همواره یکسان در نظر گرفته نمیشود و از تک واژ تا جمله و بند متغیر است، ولی مترجم لازم است پایه کار خود را بر یک واحد مشخص قرار دهد و تغییرها را برحسب ضرورت در کار گیرد.
چند مثال:
مترجم متون مقدس، گاه ناگزیر است از واحد کوچکتر به واحد بزرگتر روی آورد و این در صورتی است که معادل در ساختار نحوی زبان مقصد، بر پایه واحد کوچکتر به دست نیاید. شواهد این رخداد کم نیست که به دو نمونه اشاره میشود:
1. «بعض... بعض»: اصطلاحی است در قالب یک گروه یا عبارت. این عبارت در آیات فراوانی آمده و مقصود از آن «همدیگر» یا «یکدیگر» است. اگر مترجم برای ترجمه عبارت «بعض... بعض» از واحدهای کوچکتر از گروه، استفاده کند، ترجمهای دشوار و گاه گنگ به دست میدهد؛ مثال: «لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَینَکمْ کدُعَاء بَعْضِکم بَعْضًا».
_ خطاب کردن پیامبر را در میان خود، مانند خطاب کردن بعضی از خودتان به بعضی [دیگر] قرار مدهید... (فولادوند)؛
_ صدا کردن پیامبر را در میان خود، مانند صدا کردن یکدیگر قرار ندهید... (مکارم شیرازی)؛
_ خواندن پیامبر را در میان خودتان، همانند خواندن همدیگر مشمارید (خرمشاهی)؛
_ ندا دادن پیامبر را در میان [جامعه] خویش بهسان ندا دادن یکدیگر قرار ندهید [که به طور عادی همدیگر را ندا میدهید...] (کرمی)؛
_ دعوت و خواندن پیامبر را [به سوی هر امر دینی و دنیوی] میان خودتان همانند دعوت و خواندن برخی از شما برخی دیگر را قرار مدهید [و آن را بیاهمیت تلقی نکنید...] (مشکینی)؛
_ وقتی که پیامبر را صدا میزنید، این طور خودمانی نباشد که گویی یکی از افراد خودتان را صدا میزنید، بلکه احترام خاصی باید رعایت شود (صفارزاده).
از میان ترجمههای یادشده، ترجمههای آقایان: مکارم شیرازی، خرمشاهی، کرمی و خانم صفارزاده، در ترجمه عبارت «بعض... بعض» موفقتر است.
افزون بر نکته یادشده، لازم است یادآور شویم که برای آیه مورد بحث تفسیرهای گوناگونی از سوی مفسران ارائه شده است که مترجم باید با توجه به تفسیر مورد تأیید خویش، ترجمه را بهروشنی ارائه کند؛ ولی چهار ترجمه اول (فولادوند، مکارم شیرازی، خرمشاهی و کرمی) کژتاب هستند؛ یعنی بهروشنی مشخص نیست که پیامبر(ص) مردم را صدا میزند یا مردم او را؟ یعنی براساس این ترجمه، هر دو تفسیر ممکن است به ذهن خواننده برسد. ترجمه آزاد خانم صفارزاده - در این مورد - روشنترین ترجمه است و ترجمه آیتالله مشکینی با عبارتی توضیحی، از دام کژتابی رهیده است. همچنین یادآور میشویم که عبارت «بعض... بعض» با حروف «مِن»، «ل»، «الی» و «علی» به کار رفته است، به معنای: یکدیگر، با یکدیگر، برای هم یا برای یکدیگر، از یکدیگر، بر یکدیگر و ... .
تذکر
گاهی «یکدیگر» نسبت به «بعضی از شما بعضی دیگر را» و امثاله، دامنه معنا را وسیعتر نشان میدهد (یعنی گویی همه چنیناند که برخی برخی دیگر را ... نه اینکه بعضی از مردم که بسیار کماند، بعضی دیگر را که آنها نیز بسیار کماند ...) که اگر چنین باشد، نمیتوان از «یکدیگر و همدیگر» استفاده کرد. نمونه چنین موردی را میتوان در آیه ذیل دید: قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى کَلِمَةٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران، 64)
ترجمه پیشنهادی: ... و بعضى از ما بعضى دیگر را به پروردگار بودن [و در جایگاه ربوبیّت] نپذیرد، مگر خدا را [که تنها او شایسته ربوبیت است] ...
ترجمه المیزان: ... و یکدیگر را به جاى خداى خود به ربوبیت نگیریم ...
2. «ما ادراک»: عبارت «ما ادراک» و «ما یدریک» بیش از پانزده بار در قرآن به کار رفته است. این عبارت قرآنی را دوگونه میتوان ترجمه کرد؛ لفظ به لفظ یا تحتاللفظی که واحد ترجمه در آن، تکواژ و واژه است و دیگر، ترجمه معنایی که واحد ترجمه به گروه ارتقا مییابد؛ برای مثال، آیه «وَمَا أَدْرَاک مَا لَیلَةُ الْقَدْرِ» را میتوان به شکلهای زیر ترجمه کرد:
_ و چه آگاه کرد تو را چیست شب قدر؟! (لفظبهلفظ)؛
_ و از شب قدر چه آگاهت کرد (تحتاللفظی، فولادوند)؛
_ و تو چه میدانی شب قدر چیست؟! (معنایی، مکارم شیرازی).
در بین ترجمههای یادشده، ترجمه اخیر با واحد گروه مناسب است؛ زیرا «ما ادراک» اصطلاحی است برای بیان عظمت و دوررس بودن از فهم مخاطب و این مطلبی است که لغتشناسان و قرآنپژوهان بدان تصریح کردهاند.
ترجمهپژوهان از گذشتههای دور تاکنون برای ترجمه روشهایی بیان کردهاند که سادهترین و کلیترین آنها تحتاللفظی و معنایی یا مفهوم به مفهوم بوده است. اما امروزه ترجمه را با تفکیک دقیقتری تقسیمبندی میکنند که در مجموع و با توجه به مقتضای ترجمههای موجود میتوان ترجمههای قرآن را در شش دسته یا هفت دسته تقسیمبندی کرد:
یکم) لفظ به لفظ (واحد: تکواژ، در صورت ضرورت: واژه).
دوم) تحتاللفظی (واژه، در صورت امکان: تکواژ).
سوم) وفادار (واژه، در صورت ضرورت: گروه یا جمله).
چهارم) معنایی (جمله، در صورت امکان: گروه یا واژه).
پنجم) آزاد (جمله، در صورت نیاز: چند جمله یا یک بند).
اما ششم را به ترجمه تفسیری اختصاص میدهیم با این توضیح که ترجمه تفسیری با موارد دیگر از یک مقسم نیست و میتواند با هر یک از آنها جمع شود؛ برای مثال، میتوان ترجمهای لفظبهلفظ و تفسیری ارائه کرد، اگر واژه را متأثر از تفسیر ترجمه کنیم، یا مثلاً میتوان ترجمهای آزاد و غیر تفسیری ارائه کرد و میتوان همان را با افزودههای تفسیری یا متأثر از تفسیر ترجمه کرد.
ترجمه معنایی خود بر سه نوع است:
یکم) ترجمهای که واحد آن جمله و در صورت امکان گروه یا واژه است که تغییر ساختاری و حذف و اضافه در آن بیش از وفادار است. مثال: وفادار: آنان کسانیاند که گمراهی را به [بهای از دست دادن] هدایت خریدند...؛(بقره/12) معنایی: آنان گمراهی را به [بهای از دست دادن] هدایت خریدند... («کسانیاند که» حذف شده، هرچند انتقال پیام مخدوش نشده است).
دوم) ترجمهای است که متأثر از تفسیر ارائه میشود بدون اینکه افزودههای تفسیری از متن اصلیِ ترجمه با پرانتز یا قلاب باز شناخته شود. مثال: وفادار: چرا چیزی میگویید که انجام نمیدهید «لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ»؛ معنایی: چرا سخنی میگویید که انجام نمیدهید (ترجمه «ما» به سخن).
سوم) ترجمهای است که تعادل ساختاری با متن مبدأ در آن مخدوش است و برای مثال، «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ» (وفادار: ای کسانی که ایمان آوردهاید) به «ای مؤمنان» ترجمه میشود.
3. ترجمه تفسیری نیز خود بر سهگونه است:
یکم) به معنای تفسیرهای فارسی؛ مانند تفسیر نمونه، تفسیر منهج الصادقین و مانند اینها.
دوم) به معنای یکی از ترجمههای پنجگانه یادشده که لابهلای آنها داخل پرانتز یا قلاب توضیحات تفسیری افزوده شود؛ مانند ترجمه الهی قمشهای و ترجمه مشکینی.
سوم) یکی از ترجمههای پنجگانه یادشده که متأثر از تفسیر باشد، بدون نشانه جداکننده؛ مانند مثال دوم از شماره پانزدهم (چرا سخنی میگویید که انجام نمیدهید).
تذکر: معنایی زمانی است که ظاهر لفظ تحمل معنای ارائهشده در ترجمه را داشته باشد (مانند «سخن» در مثال یادشده)؛ اما اگر لفظْ تحمل افزوده تفسیری را نداشته باشد، جزء ترجمههای آزاد تلقی میشود.
4. معمولاً برای معرفی دقیق ترجمهها لازم است از ترکیب چند اصطلاح استفاده کنیم؛ برای مثال، ترجمه آیتالله مکارم شیرازی معنایی _ تفسیری و ترجمه فولادوند وفادار/ معنایی _ تفسیری است، البته از آنجا که مترجمان چندان توجهی به اعمال یک روش نداشتهاند، ترجمهها معمولاً بین معنایی و وفادار و حتی بین این دو و آزاد در تغییر و تحول است با غلبه وفادار بر معنایی در برخی و غلبه معنایی بر وفادار در برخی دیگر.
5. گونههای ششگانه فوق با شاخصهای: انتقال پیام، تعادل بلاغی و تأثیرگذاری بر مخاطب، تعادل ساختاری با ساختارهای متن مبدأ، انسجام فرآورده و پایبندی به زبان مقصد، واحد ترجمه، زبان ترجمه، میزان حذف و اضافه، مشخص و متمایز میشوند. برخی از این موارد با یکدیگر در اوج گرفتن و تنزل تا حدودی برعکس عمل میکنند؛ مانند: «تعادل ساختاری با ساختارهای متن مبدأ» و «انسجام فرآورده با توجه به مقتضیات زبان مقصد».
6. ترجمه کودک - که به تفاوت سطح واژگانی، ساختار جمله، زبان و واحد ترجمه از دیگر گونهها متمایز میشود - و ترجمه مزجی - که قالبی متمایز دارد - و ترجمه منظوم، در قالب یکی از گونههای ششگانه یادشده جای میگیرند و قسیم آنها نیستند.
7. برخی انواع ترجمه بهویژه آزاد و معنایی و نیز اقتباسی خواه با تفسیر همراه باشند و خواه نباشند، میتوانند افزون بر نثر، در قالبهای آوایی مانند گونههای نثر مسجع و یا انواع نظم ارائه شوند.
یادداشت از: حجتالاسلام سید محمدحسن جواهری، استاد حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/