نشانه‌‌ای بارز از بحران اخلاق در ساختار قدرت مدرن

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر معصومه‌ ظهیری دبیر ستاد راهبری زن‌ و خانواده حوزه‌های علمیه کشور در گفتگوی اختصاصی اظهار داشت: پرونده رسوایی مربوط به شبکه سوءاستفاده جنسی سازمان‌یافته که در دنیا به نام "جفری اپستین" شناخته شده، از سطح یک جرم فردی فراتر رفته و به نمادی از بحران در پیوند میان قدرت، سرمایه و اخلاق در جهان مدرن تبدیل شده است.

وی افزود: اهمیت و حساسیت این پرونده نه تنها در بحث وقوع یک جنایت اخلاقی، بلکه در پیوند آن با شبکه‌ای از ثروت، سیاست و نفوذ رسانه‌ای است که سال‌ها توانست از نظارت عمومی و پاسخگویی حقوقی بگریزد، با این حال این رخداد، یک سؤال مهم و مبنایی را پیش‌روی تحلیلگران قرار داده و آن هم این که آیا می‌توان این ماجرا را صرفاً انحراف چند فرد شیطان صفت تلقی کرد یا باید آن‌را نشانه‌ای از یک آسیب ساختاری در نظام لیبرال‌سرمایه‌داری دانست؟

وی همچنین با تأکید بر لزوم تبیین مبانی مرتبط با کرامت‌انسانی از منظر قرآن و آموزه‌های شریعت مقدس اسلام گفت: در اندیشه اسلامی، اصل بنیادین، «کرامت ذاتی انسان» است، کما این که قرآن کریم در سوره اسراء می‌فرماید: «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ».این کرامت البته وابسته به جنسیت، طبقه اجتماعی یا قدرت اقتصادی نیست، بلکه عطیه‌ای الهی و همگانی است، به همین خاطر هرگونه بهره‌کشی جنسی از زنان و کودکان، تعرض مستقیم به اصل کرامت انسانی به‌شمار می‌رود.

استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: همچنین در آیه 32 سوره مبارکه اسراء می‌خوانیم:«وَلَا تَقْرَبُوا الزِّنَى. إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِیلًا».این آیه تنها نهی از یک فعل فردی نیست؛ بلکه هشدار نسبت به نظامی است که بسترها و زمینه‌های فحشا و فساد سازمان‌یافته را مهیا می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: اگر دقت کنیم متوجه می‌شویم که در ماجرای اپستین، صحبت از یک انحراف شخصی نیست، بلکه با شبکه‌ای مواجه هستیم که با بهره‌گیری از قدرت و سرمایه، بستر سوءاستفاده از دختران نوجوان را فراهم کرده‌است و حال آن که از نگاه اسلام و برپایه روایات، تکریم کودک، نه صرفاً توصیه اخلاقی، بلکه وظیفه اجتماعی و حاکمیتی است، کما این که امیرالمؤمنین(ع) در نامه 47 نهج‌البلاغه می فرمایند: «اتَّقُوا اللَّهَ فِی الضُّعَفَاءِ».ضعیفان، از جمله کودکان و زنان آسیب‌پذیرند. هر ساختار اجتماعی که نتواند از آنان حمایت کند، از منظر دینی فاقد عدالت است.

وی با بیان این‌که در ساختار نظام لیبرال‌سرمایه‌داری، آزادی اقتصادی و اصالت سود، گاه آن‌چنان اولویت پیدا می‌کند که نظارت اخلاقی و اجتماعی به‌شدت افول می‌یابد، گفت: طبعاً در چنین ساختاری،ثروت، قدرت نفوذ سیاسی می‌آورد و از سوی دیگر، قدرت سیاسی، امکان تأثیرگذاری بر فرآیندهای قضایی را فراهم می‌کند و در چنین بستری، رسانه‌های وابسته به قطب سرمایه، می‌توانند افکار عمومی را مدیریت کرده و به آن جهت ببخشند.ماجرای اپستین دقیقاً در همین نقطه قابل‌تحلیل است، به این معنا که سرمایه و قدرت، برای سال‌ها توانستند سپری حفاظتی در برابر افشاگری و عدالت پدید بیاورند.

دبیر ستاد راهبری زن‌ و خانواده حوزه‌های علمیه در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این‌که یکی از چالش‌های جدی تمدن مدرن غرب، «کالایی‌سازی بدن» در صنعت تبلیغات، سرگرمی و پورنوگرافی است، ابراز داشت: طبعاً وقتی بدن انسان به ابزار فروش و مصرف تبدیل شود، مرز میان آزادی و بهره‌کشی مخدوش می‌شود و حال آن‌که در فرهنگ توحیدی اسلام، زن «موضوع مصرف» نیست؛ بلکه محور تربیت، خانواده و تعالی انسانی است.

وی افزود: از سوی دیگر برپایه کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد (1989)، دولت‌ها موظف‌اند از کودکان در برابر هرگونه سوءاستفاده جنسی حمایت کنند. ماده 34 این کنوانسیون صراحتاً دولت‌ها را به پیشگیری و مقابله با بهره‌کشی جنسی ملزم می‌کند و اگر شبکه‌ای از افراد بانفوذ بتوانند سال‌ها به چنین جرایمی دست بزنند، این نشان‌دهنده ضعف مفرط در اجرای تعهدات بین‌المللی و وجود استانداردهای دوگانه در نظام حقوق بشر جهانی است.

ظهیری در پایان با تأکید بر این که اگر آزادی از اخلاق جدا شود، کرامت انسان در معرض تهدید جدی قرار می‌گیرد، گفت: به هر صورت هر چند که پرونده اپستین را نباید به همه مردم غرب تعمیم داد اما باید آن‌را فراتر از انحراف فردی، نشانه جدی از بحران اخلاق در پیوند سرمایه و قدرت برشمرد و انحطاط تمدنی را نظاره‌کرد که مدعی دفاع از آزادی و حقوق انسان است اما نمی‌تواند عدالت را درباره همه شهروندانش به خصوص قربانیان این قبیل جنایت‌ها برقرار سازد.

انتهای پیام/