تقویت قدرت رسانه‌ای و نرم ایران لازمه تحقق تمدن نوین اسلامی

به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، دکتر محمدرضا فارسیان، حقوقدان و مدرس دانشگاه در یادداشتی با عنوان «تقویت قدرت رسانه‌ای و نرم ایران لازمه تحقق تمدن نوین اسلامی» نوشت: در منظومه فکری انقلاب اسلامی، که حق تعیین سرنوشت را فراتر از یک انتخاب سیاسی، به حق «زیست تمدنی» تعبیر می‌کند، رسانه تنها یک ابزار نیست، بلکه بستری است که اراده جمعی یک ملت در آن تجلی می‌یابد و هویت تاریخی‌اش در معرض آزمون و آفرینش قرار می‌گیرد. امروز، هنگامی که میدان نبرد تمدن‌ها به فضای امواج و صفرویک‌ها کوچ کرده است، تعامل منطقی و مبتنی بر اعتماد حکومت با مردم در این عرصه، نه یک گزینه سیاست‌گذاری، که یک ضرورت وجودی و ادامه همان جهاد بزرگ در عرصه فرهنگ است،

این تعامل، اما نباید به تقلیدی منفعلانه از الگوهای رسانه‌ای غربی بدل شود، بلکه می‌بایست در قالب یک گشایش خلاق و هوشمندانه، ریشه در خاک اصیل ایمان و خرد ایرانی ـ اسلامی داشته باشد، گشایشی که در آن، حق طبیعی ملت برای دسترسی به محتوای غنی، سالم، جذاب و امیدآفرین، نه به‌مثابه امتیازی حکومتی، که به‌عنوان جلوه‌ای از کرامت انسانی و اعتماد به شعور جمعی به‌رسمیت شناخته شود، در این مسیر، تبدیل ایران به هاب فرهنگی جهان اسلام، تنها یک آرمان اقتصادی ـ سیاسی نیست، بلکه تکمیل‌کننده پروژه تمدنی انقلاب و پاسخی زنده به انزوایی است که دشمنان در پی تحمیل آن هستند.

بنیان این گشایش بر اصولی استوار است که از ژرفای فلسفه سیاسی انقلاب برمی‌خیزد:

اصل نخست، باور راسخ به خرد جمعی و قدرت تشخیص ملتی است که در بزرگ‌ترین آزمایش‌های تاریخی، پایداری و انتخاب آگاهانه خویش را به اثبات رسانده است. جامعه‌ای که توانسته است در قلب طوفان‌های سهمگین، کشتی انقلاب را به ساحل امن پیشرفت‌های چشمگیر علمی و فناورانه برساند، بی‌تردید شایسته اعتمادی بنیادین در انتخاب از میان کالاهای فرهنگی و رسانه‌ای است. وظیفه حکمرانی در این عرصه، توانمندسازی، آگاهی‌بخشی و فراهم آوردن گزینه‌های متعدد، جذاب و رقابت‌پذیر کنار نظارتی حکیمانه و نامحسوس است.

اصل دوم، درک ضرورت تبدیل ایران به کانون نرم‌افزاری و تولید معنایی برای جهان اسلام است. ایران با پشتوانه حکمت چندین‌هزارساله، شور انقلابی و دستاوردهای شگفت‌آور مقاومت و پیشرفت، ظرفیت بی‌همتایی دارد تا به قطبی برای تولید محتوای امیدبخش، عقلانی و معنوی بدل شود؛ محتوایی که بتواند هم دل نسل جوان داخلی را برباید و هم جان‌های تشنه ملل مسلمان را که در محاصره رسانه‌های استعماری غرب و خروجی‌های خشک‌اندیشی متحجرانه قرار دارند، سیراب کند، این، مؤثرترین عملیات روانی در برابر جنگ روایی دشمن است.

اصل سوم، عبور از پارادایم صرفاً سلبی و دفاع ایستا به‌سوی پارادایم ایجابی و تهاجم فرهنگی خلاقانه است. حفاظت از مرزهای هویتی، زمانی پایدار و نفوذناپذیر خواهد بود که با جوشش درونی و آفرینش آثار فاخر و مسحورکننده همراه شود.

در مسیر تحقق این اصول، می‌توان گام‌های عملی و روشنی را ترسیم کرد:

ایجاد «پلت‌فرم مشترک محتوایی جهان اسلام» با محوریت فنی و مدیریتی ایران، که میزبان تولیدات فاخر سینمایی، ادبی، هنری و علمی کشورهای اسلامی باشد، نخستین گام است. این پلت‌فرم می‌تواند با ترجمه و دوبله متقابل آثار، شکاف زبانی را پر کند و بازار جدیدی برای تولیدکنندگان داخلی ایجاد نماید. گشایش نظام‌مند و هوشمند در تبادل رسانه‌ای با کشورهای همسایه و جهان اسلام، از طریق تعریف فهرست‌های باز از رسانه‌های معتبر و ایجاد مجاری قانونی و ارزان دسترسی است.

گام دوم، اعطای «ویزای فرهنگی» به هنرمندان و اندیشمندان جهان اسلام برای همکاری‌های مشترک، می‌تواند خون تازه‌ای در رگ‌های تولید محتوای منطقه جاری سازد. تقویت زیرساخت‌های فنی با توسعه اینترنت پرسرعت و مقرون‌به‌صرفه، همراه با تدوین قوانین شفاف حمایت از مالکیت فکری، بستر فنی و حقوقی لازم را فراهم می‌آورد، در نهایت، تغییر جهت منابع و یارانه‌های فرهنگی از هزینه‌های تبلیغاتی صرف به‌سمت سرمایه‌گذاری کلان روی تولید آثار سطح اول جهانی در ژانرهای پرمخاطب، و حمایت از اکوسیستم استارت‌آپ‌های خلاق حوزه محتوا، موتور محرکه این تحول خواهد بود.

در پایان، این گشایش فرهنگی و رسانه‌ای، تجلی عینی مردم‌سالاری دینی و اعتماد به سرمایه اجتماعی انقلاب است. تبدیل ایران به هاب فرهنگی، یک استراتژی دفاعی عمیق و فعال است؛ دفاع از هویت با سلاح آفرینش و جذابیت، نه‌فقط با سپر ممنوعیت و انکار، این مسیر اگر با عقلانیت مدیریتی، شجاعت اخلاقی و برنامه‌ریزی دقیق پیموده شود، نه‌تنها رضایت و اقناع نسل داخلی را به‌ارمغان می‌آورد، بلکه قلب‌های صدها میلیون هم‌کیش و هم‌زبان در گستره گیتی را ـ که در تقلای یافتن آلترناتیوی برای یأس حاکم بر روایت غربی و بنیادگرایانه هستند ـ به‌سوی کانونی از نور، حکمت و امید جذب خواهد کرد،

این همان «تمدن نوین اسلامی» است که نه در کتاب‌های نظری، که بر پرده سینماها، در قاب سریال‌ها، در سطرهای کتاب‌های پرفروش و در تعاملات زنده مجازی متولد می‌شود و رشد می‌کند، این، نهایی‌ترین و باشکوه‌ترین پیروزی در جنگ تمدنی عصر حاضر خواهد بود؛ پیروزی که نه با انفعال، که با جوشش درونی و تعامل جسورانه با جهان به دست می‌آید.

انتهای پیام/+