انقلاب اسلامی؛ آغاز یک روند تمدنی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از نطنز، تحلیل انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان پدیده‌ای چندبعدی در چارچوب نظریه‌های انقلاب معاصر مهم است، زیرا می توان ویژگی‌های ماهوی آن در سطوح فکری، اجتماعی، و تمدنی را تبیین کرد.

انقلاب اسلامی نه صرفاً واکنشی سیاسی، بلکه تحولی در معنا و جهت تاریخ معاصر ایران بوده است؛ تحولی که عقلانیت دینی را در قالب یک گفتمان سیاسی جدید بازتولید کرد.

براساس دیدگاه «تِدا اسکاچپول» انقلاب‌ها در اثر بحران‌های ساختاری در نظام دولت و جامعه پدید می‌آیند و در ایران، بحران مشروعیت نظام پهلوی، وابستگی اقتصادی، و نابرابری طبقاتی بر بستر آگاهی دینی منجر به فروپاشی نظم پیشین شد.

اما انقلاب اسلامی از نظریه ساختاری فراتر می‌رود، زیرا برخلاف انقلاب‌های فرانسه یا روسیه، بر اصالت معنوی و فاعلیت فرهنگی مردم تکیه و نه صرفاً ساختارهای اقتصادی داشت.

بر اساس نظریهٔ وبر، امام خمینی(ره) به‌عنوان رهبر دارای فرّه کاریزماتیک، توانست معنابخشی تازه‌ای به مفاهیم «مبارزه»، «شهادت» و «عدالت» القا کند. این عنصر رهبری، پیشران تحول اجتماعی شد و گفتمان دینی را به عامل بسیج سیاسی بدل ساخت.

تلاش حکومت پهلوی برای مدرن‌سازی بدون بومی‌سازی، موجب گسست فرهنگی میان سنت و مدرنیته گردید. این تزاحم فرهنگی، زمینهٔ شکل‌گیری گفتمان بازگشت به هویت اسلامی را فراهم ساخت.

دانشجویان، روحانیون، بازار سنتی و زنان هر یک نقش منحصر به‌فردی در پویایی انقلاب داشتند. پیوند این اقشار در قالب یک شبکهٔ معنوی - سیاسی، تجلی نوعی همبستگی ارگانیک بود که برخلاف انقلاب‌های طبقات اقتصادی، ریشه در ارزش‌های فرهنگی داشت.

احیای هویت دینی در عصر سکولار از ویژگی‌های فکری و تمدنی انقلاب اسلامی است که به بازآفرینی عقلانیت قدسی در سپهر سیاست برمی‌گردد و نظریهٔ ولایت فقیه به‌عنوان پاسخی جدید به معضل مشروعیت سیاسی در جوامع اسلامی قلمداد می‌شود.

عدالت و استقلال به‌مثابه دو محور گفتمان انقلابی از دیگر ویژگی‌های انقلاب اسلامی است و شعار «نه شرقی، نه غربی» بیانگر تلاش برای ایجاد تمدنی مستقل بر پایه عدالت قدسی است و از سوی دیگر نوآوری گفتمانی در نظریه انقلاب وجود دارد به نحوی که انقلاب اسلامی، قرائت جدیدی از انقلاب را ارائه کرد که مبنایش نه ماتریالیسم تاریخی بلکه جهان‌بینی توحیدی بود.

انقلاب اسلامی مسیر تحولات فکری و سیاسی در جهان اسلام را متأثر ساخت به نحوی که از بیداری اسلامی در خاورمیانه تا بازخوانی نظریهٔ مقاومت در لبنان و فلسطین الهام‌گرفته از انقلاب اسلامی بوده و این انقلاب با بازگرداندن دین به عرصهٔ عقلانیت سیاسی، مدل تازه‌ای از توسعهٔ درون‌زا و مردم‌پایه را مطرح کرد.

این شرایط انقلاب اسلامی را باید نه یک رخداد سیاسی، که آغاز یک روند تمدنی دانست.

یادداشت از: رضا زمانی، دکتری علوم سیلسی 

انتهای پیتم/804