براهین اثبات وجود خدا از دیدگاه امام خمینی(ره)
- اخبار استانها
- اخبار قم
- 23 بهمن 1404 - 18:03
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، این مقال بر آن است که دیدگاه امام خمینی(ره) را در باب براهین اثبات وجود خدا مورد پژوهش قرار دهد. در یادداشت قبلی دو مورد از برهانها؛ برهان وجودی یا برهان صدیقین و برهان فطرت مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه سه برهان دیگر؛ برهان امکان، برهان امتن قرآن و برهان حرکت را مورد بررسی قرار دادیم. در ادامه برهان نظم و برهان معجزه مورد بررسی قرار می گیرد.
بخش قبلی یادداشت را اینجا ببینید!
یکی دیگر از براهینی که امام خمینی(قدسسره) بر اثبات وجود خدا مطرح نمودهاند، برهان نظم میباشد. ایشان در عبارتی میفرمایند: «یکی دیگر از درجات تفکر، فکرت، لطایف صنعت و اتقان آن و دقایق خلقت است، به قدری که در طاقت بشر است. نتیجه آن علم به مبدأ کامل صانع حکیم است.» بنابراین برهان نظم را به طور خلاصه میتوان چنین مطرح نمود. عالم منظم است و یا موجودات منظم در عالم وجود دارند، و از آنجایی که هر نظمی بر ناظم حکیم و علیم دلالت دارد، نتیجه آنکه این عالم منظم، نیازمند ناظمی حکیم و علیم است که هیچ شباهتی با دیگر موجودات ندارد که ما آن را خدا مینامیم.
امام خمینی قدسسره به دو صورت برهان نظم را تقریر میکنند: یکی از هماهنگی و نظمی که بین اجزای عالم وجود دارد، نظیر نظمی که میان زمین، ماه و خورشید و یا نظمی که بین انواع مدرکات و قوای متناسب با آنها وجود دارد و دیگری از پدیدههای منظمی که در این عالم قرار دارند مانند بدن انسان. البته ایشان معتقداند که برای انسان ممکن نیست به تمام اسرار نظم حاکم بر این جهان یا پدیدههای منظم آگاهی یابد. بلکه آنچه برای ایشان میسر است، تنها اطلاع از بخش بسیار کوچکی از آنها است که اینک به اجمال به تقریر هر کدام میپردازیم.
الف ـ تقریر اول: ایشان در باب رابطه بین خورشید و زمین و ماه میفرمایند: ای عزیز، نظر کن و تفکر نما در این نسبتی که در بین شمس و زمین است به مسافت معین و حرکت خاص که زمین دارد به دور خود و شمس، که با مدار معینی حرکت میکند که شب و روز و فصول از آن حاصل میشود، چه اتقان صنع و حکمت کامل است که اگر با این ترتیب نبود، یعنی شمس نزدیک بود یا دور بود، در صورت اول از حرارت و در صورت دوم از سرما و برودت، در زمین تکوین معدن و نبات و حیوان نمیشد و اگر چنانچه با همین نسبت ساکن بود زمین، (دیگر) تولید روز و شب و فصول نمیکرد و بیشتر زمین یا تمام آن قابل تکوین نمیشد، اکتفا به این نیز نشده، اوج، یعنی غایت دوری زمین از شمس، در جانب شمال واقع شده که حرارت زیاد نشود و صدمه به مکونات وارد نیاید، و حضیض، یعنی غایت نزدیکی شمس به زمین در جانب جنوب واقع شده که از سرما ضرر به ساکنین زمین وارد نشود. به این نیز اکتفا نشده، ماه را که تأثیر در تربیت موجودات زمین دارد، در سیر با زمین مختلف قرار داده، به طوری که شمس وقتی در شمال زمین است، قمر در منطقه جنوبی؛ و به عکس، وقتی آن یک در منطقه جنوبی است، این یک در منطقه شمالی است، برای انتفاع سکان ارض از آنها، اینها یکی از امور محسوسه ضروریه است؛ لیکن احاطه به دقایق و لطایف آن جز خالق آن، که علمش محیط است، احدی پیدا نکند.
ایشان همچنین به هماهنگی میان قوای ادراکی موجود در آدمی با متعلقاتشان، اشاره مینماید و میفرماید: «اگر کسی در خلقت خود به قدر سعه علم و طاقت خود تفکر نماید: اولا در مدارک ظاهره خود که آنها بر طبق مدرکات و محسوسات ساخته شده ـاز برای هر دسته از مدرکاتی که در این عالم یافت میشود، قوه ادراکی قرار داده شده، با چه وضعیت و ترتیب محیرالعقولی؛ و امور معنویه را که با حواس ظاهره ادراک نتوان کرد، حواس باطنه قرار داده شده که آنها را ادراک نماید.»
ایشان در این تقریر سعی میکنند که به هماهنگی اجزای این عالم با همدیگر اشاره کنند.
ب ـ تقریر دوم: امام خمینی قدسسره در تقریر دوم به پدیدههای منظم این عالم اشاره میکنند و برای مثال به بدن انسان اشاره مینمایند و میگویند: «با اینکه صدها قرن از علم بشر گذشته است، به یک هزارم اسرار بدن و نظم حاکم بر اجزا آن نرسیده است و تمامی عالمان با صراحت، اظهار عجز مینمایند.»
امام خمینی قدسسره بعد از ارائه این دو تقریر میفرمایند: «این همه پدیدههای منظم خودبهخود به وجود نیامدهاند. اگر شما یک تسبیح را ملاحظه نمایید و بگویید که خودبهخود به وجود آمده است، همه بشر به عقل شما میخندند. اگر کسی با مشاهده ساعت، بگوید که آن خودبهخود پدید آمده است، همه مردم او را به جنون متهم میکنند؛ حال اگر کسی بگوید که بدن انسان خود به خود به وجود آمده است، آیا میتوان او را در زمره عقلا حساب کرد؟ هرگز! بنابراین هنگامی که انسان پدیدههای منظم در جهان هستی را ملاحظه میکند، بیدرنگ تصدیق میکند که ناظم عالم و قادر و حکیم وجود دارد که آن را تدبیر کرده است و این معنای برهان نظم است.»
البته شایسته ذکر است که امام خمینی قدسسره بر آن نیست که بگوید؛ از طریق مماثلت و تمثیل با مصنوعات بشری، میتوان حکم کرد که چون ساعت یک سازنده و ناظمی دارد. پس بدن آدمی نیز باید یک ناظم حکیم داشته باشد، بلکه میخواهد از باب قاعده سنخیت بگوید که هر جا نشانه نظم و حکمت و تدبیری بود، حتما ناظم حکیم و باشعوری چنین نظمی را پدید آورده است. بنابراین اشکال فیلسوف تجربی مذهب انگلیسی به تقریر امام خمینی قدسسره پیرامون نظم وارد نیست. هیوم میگوید: برهان نظم از برهان تشبیه و تمثیل بهره جسته است، یعنی انسانها از تجربیات خود و دیگران آموختهاند که مصنوعات بشری نتیجه طرح و تدبیر ناظم میباشد و بر همین اساس نتیجه گرفتهاند که موجودات طبیعی نیز از روی فکر و اندیشه ساخته شدهاند، یعنی احتیاج به طراح و ناظم دارند.
او در ادامه میگوید: ما از تجربه آموختهایم که مصنوعات انسانی نتیجه طرح و تدبیر است ولی ما چنین تجربهای از موجودات طبیعی نداریم که چگونه به وجود آمدهاند، شاید بر اثر تولید مثل بیولوژیکی به وجود آمدهاند. البته همان طور که بیشتر مطرح شد، پشتوانه تشابه، صرف تمثیل نیست بلکه هر دو نتیجه براساس اصل سنخیت بین علت و معلول بنا شدهاند، انسان هر کجا نشانهای از نظم و تدبیر ملاحظه نماید، بیدرنگ بر اساس اصل سنخیت، در ورای آن ناظم حکیم و علیمی را مشاهده مینماید، حالا خواه پدیده منظم، ساعت باشد یا بدن آدمی.
7ـ برهان معجزه
یکی دیگر از براهینی که امام خمینی قدسسره بر اثبات وجود خدا مطرح کردهاند، برهان معجزه است. ایشان در تعبیری میفرمایند: اگر دلیل و برهان توانست از عهده اثبات آن برآید، فهوالمطلوب و الا با دست خطی که در قرآن نوشته شده است، آن را اثبات مینماییم. چنانکه فرموده است: «افی الله شک فاطر السموات و الارض، ابراهیم/10»؛ «الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوة، نور/35» و «هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن، حدید/3»
امام خمینی قدسسره در برهان معجزه از آیات فوق برای اثبات وجود خدا استدلال میکنند و به تعبیری دیگر، ایشان میخواهند از قرآن و محتویات آن، وجود خداوند را اثبات نمایند. اما آیا میتوان از آیات قرآن و یا خود قرآن به وجود خدا پی برد؟ ما در حد توان میکوشیم تا به تبیین این استدلال بپردازیم تا روشن شود که یکی از راههای اثبات وجود خدا، قرآن میباشد.
توضیح برهان: یکی از راههای شناخت و اثبات وجود خدا معجزه است که انسان با مشاهده معجزه، دست توانای خدا را در ورای معجزه مشاهده میکند. به همین جهت است که پیامبران به اذن خدا برای درستی ادعای خود و اتمام حجت، معجزه میآوردند. در قرآن، حوادث معجزهآمیز بسیاری به انبیای گذشته نسبت داده شده است که به اذن خداوند بر ایجاد آنها قدرت پیدا میکردند. اما معجزه چیست که از وجود آن میتوان وجود خدا را نتیجه گرفت؟
تعریف معجزه: معجزه در لغت عرب به معنای به عجز درآوردن است و در اصطلاح، اعجاز به این معنا است که مدعی نبوت و رسالت برای اثبات ادعای خویش دست به کاری میزند که خرق عادت باشد بهگونهای که دیگران از انجام آن ناتوان باشند و نتوانند در مقابل دعوت او به انجام مثل آن، مقابله کنند و آنچه را به عنوان اعجاز میآورد باید همان چیزی باشد که میخواسته به عنوان اعجاز انجام دهد. و میتوان گفت که معجزه باید دارای ویژگیهای ذیل باشد:
1ـ کارهایی اعجاز است که مدعی نبوت، آن را برای اثبات صدق گفتار خویش اقامه کند. یعنی ممکن است اولیای الهی امور خارقالعادهای انجام دهند ولی ملازم با دعوت نبوت نباشد که به آن کرامت میگویند: مانند آماده شدن غذا برای حضرت مریم.
2ـ کاری که از سوی مدعی اعجاز انجام میگیرد، باید مطابق خواسته آورنده معجزه باشد.
3ـ کاری که به عنوان معجزه صورت میگیرد باید مردم از انجام آن ناتوان باشند و راهی برای تعلیم و تعلم آن وجود نداشته باشد و آورنده معجزه نیز باید بدون سابقه هر نوع آموزش، به آن کار اقدام ورزد، چنانچه قرآن میفرماید: «قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی ان یاتوا بمثل هذا القرآن لایأتون بمثله و لو کان بعضهم لبعض ظهیرا، اسرا/88»؛ بگو اگر انس و جن گردهم آیند تا نظیر این قرآن را بیاورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخی از آنها پشتیبان برخی دیگر باشند.
4ـ اعجاز باید همراه تحدی باشد، یعنی مدعی نبوت، باید دیگران را به مقابله دعوت کند. بنابراین ممکن است کسی امور خارقالعاده انجام دهد ولی جرأت تحدی نداشته باشد، زیرا ممکن است کس دیگری آن را بهتر از او انجام دهد چنانچه قرآن میفرماید: «و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علی عبدنا فاتوا بسورة من مثله، بقره/23»؛ اگر در آنچه بر بنده خود نازل کردیم شک دارید، پس اگر راست میگویید، سورهای مانند آن بیاورید.
5ـ معجزه امر خارقالعادهای باشد نه یک امر عادی. هنگامی که ما به قرآن مراجعه میکنیم تمام ویژگیهای اعجاز را در آن میبینیم؛ یعنی پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله قرآن را برای صدق گفتار خویش که همان قرآن است اقامه کرده و مطابق خواست او و همراه با تحدی بوده و دیگران نیز از انجام آن ناتوان بودهاند. بنابراین قرآن معجزه جاویدان پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله است و میتواند دلیل و حجتی بر وجود خداوند باشد؛ یعنی هم خود قرآن و هم آیات آن معجزه است و دیگران نیز از مقابله با آن ناتوان میباشند و بنابراین پدیدآورنده آن، کسی جز خدا نیست.
در قرآن و روایات ائمه معصومین علیهمالسلام قرآن را دلیل و حجتی بر وجود خدا دانستهاند: «افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا، نساء/82»؛ آیا در معانی قرآن نمیاندیشید؟ اگر از جانب غیرخدا بود قطعا در آن اختلاف بسیاری مییافتند. یعنی اگر انسان در قرآن و معانی آن تأمل نماید، به خوبی میتواند آن را دلیل و راهنمای وجود خدا بداند، زیرا اگر از جانب غیرخدا بود قطعا در آن اختلافات زیادی به چشم میخورد، حال که هیچ اختلافی در قرآن وجود ندارد، پس از کسی جز خدا ناشی نشده است.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نیز در ضمن تعابیری قرآن را دلیل و راهنمای وجود خدا و شناخت خدا میداند و میفرماید: «و استدلوه علی ربکم، نهجالبلاغه خطبه/175»؛ قرآن را دلیلی گیرید بر شناخت پروردگارتان. «فالقرآن حجةالله علی خلقه، نهجالبلاغه خطبه/183»؛ قرآن حجت خداست بر آفریدگانش. بنابراین از این روایات به خوبی بر میآید که میتوان از خود قرآن بر وجود خداوند استدلال کرد. حال اگر قرآن واقعیتی است که میتوان از وجود آن، خدا را اثبات کرد. در نتیجه این کتاب از جانب خداست و همچنین سورها و آیههای آن نیز از ویژگیهای اعجاز برخورداراند.
در نتیجه هم خود قرآن و هم سورههای آن و هم تک تک آیات آن دلالت بر وجود خداوند میکنند؛ یعنی اگر قرآن و محتوایات آن از خصیصه اعجاز برخورداراند، بنابراین تمام آیات قرآن نیز از حقانیت برخورداراند و محتویات و معانی آنها نیز میتوانند راهگشای ما باشند و آیات بسیاری در قرآن از خدا ـکه غنی مطلق و خالق آسمانها و زمین استـ سخن به میان آورده است.
در نتیجه براساس آیات قرآنی، خدا خالق آسمانها و زمین و غنی مطلق است و همچنین سایر اوصاف خدا را میتوان از قرآن استنتاج نمود. بنابراین میتوان از قرآن که معجزه جاویدان پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله است، خدا را اثبات نمود و هر کسی که در اعجاز قرآن تردید دارد، مثل و نمونهای مانند قرآن بیاورد که در آن نمونه و مثل هیچ اختلافی وجود نداشته باشد و چون همگان از آوردن چنین نمونه و مثلی ناتوان هستند، در نتیجه قرآن از کسی جز خدا صادره نشده است. همچنین از طریق قرآن تمام صفات ذاتی خداوند نظیر علم و قدرت و حیات، ثابت میگردد، زیرا موجودی که خالق قرآن باشد هم عالم است و هم قادر و موجودی که عالم و قادر باشد حیات نیز دارد.
بنابراین اینکه امام خمینی قدسسره میگویند: «اگر دلیل و برهان نتوانست خدا را ثابت کند ما به قرآن مراجعه میکنیم»، منظور ایشان از دلیل و برهان، دلایل متعارف فلسفی و عقلی بر وجود خداوند است، و گرنه اثبات خدا از راه قرآن، خود یک دلیل و برهان عقلی است. از این رو همانطور که ما میتوانیم از موجودات منظمی به ناظمی الهی ببریم، از طریق قرآن و آیات آن هم میتوانیم خدای عالم و قادر و حی را اثبات نماییم. البته قرآن از جنبههای مختلفی اعجاز دارد که به برخی از این جنبهها اشاره مینماییم:
الف ـ اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت: نخستین وجه اعجاز قرآن شیوایی «فصاحت» و رسایی «بلاغت» آن است، یعنی خدای متعال برای بیان مقاصد خود شیواترین و زیباترین الفاظ و سنجیدهترین و خوشآهنگترین ترکیبات را بکار گرفته و به بهترین و رساترین وجه، معانی مورد نظر را به مخاطبان میفهماند.
ب ـ اعجاز قرآن از نظر معنا و محتوا: یعنی قرآن کریم معانی بلندی را در خود جای داده است، زیرا قرآن کتاب هدایت است.
پ ـ اعجاز قرآن از نظر عدم اختلاف در آن: یعنی قرآن در طول 23 سال در حالات و شرایط مختلف نازل شده است، اما با همه این اوصاف همه سورههای آن دارای اسلوب و روش واحدی هستند، در حالی که اگر این قرآن، محصول شخص پیامبر صلیاللهعلیهوآله بود و پیامبر هم به عنوان یک انسان در معرض دگرگونی دانش و حالات روانی قرار میگرفت، میبایست قرآن از نظر شکل و محتوا، و اسلوب دارای اختلافات فراوانی بود، در صورتی که در قرآن اثری از چنین اختلافات نمیبینیم.
ت ـ اعجاز قرآن از نظر جاذبه: یعنی کلام خدا از چنان جذابیتی برخوردار است و چنان در دل آدمیان اثر میگذارد که کافران مجبور شدند به ناروا آن را سحر قلمداد کنند و همچنین قرآن داروی شفابخش است.
ث ـ اعجاز قرآن در جامعیت علوم: یعنی قرآن، خوان نعمتی است که در آن نعمتهای زیادی وجود دارند که میتوانند هر چیزی را درمان کنند و هر چیزی را تبیین نمایند. بنابراین چون قرآن کریم معجزه است و معجزه نیز از کسی جز خدا صادر نمیشود، پس قرآن و آیات و محتوای آن دلالت بر وجود خداوند میکنند.
فهرست منابع:
قرآن
نهجالبلاغه
کلیات مفاتیح الجنان،
تفسیر و شواهد قرآن در آثار امام خمینی (مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1382ش)،
شرح چهل حدیث، (مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1382ش)،
تقریرات فلسفه امام خمینی (شرح منظومه، ج2، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1382ش)،
تبیین براهین اثبات وجود خدا، (حضرت آیةالله جوادی آملی، نشر اسراء)،
معجزهشناسی (محمدباقر سعیدی روشن، تهران مرکز نشر آثار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)،
معجزه در قلمرو عقل و دین (محمدحسن قراملکی، قم، بوستان کتاب، 1381)،
الاهیات فلسفی، (محمد محمدرضایی، قم، بوستان کتاب، 1383ش).
یادداشت از: دکتر محمد محمدرضایی استاد فلسفه دین دانشگاه تهران
انتهای پیام/