روایت روزهای خون و ایمان در بیرجند؛ شهری که با 7 شهید انقلاب شد+فیلم

به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، صدای «مرگ بر شاه» در خیابان‌های بیرجند، از مسجد شروع شد؛ از شب‌های رمضان، از منبرهای ساده و اعلامیه‌هایی که پنهانی دست‌به‌دست می‌شد. شهری که به ظاهر آرام بود، آرام‌آرام به خروش آمد؛ با دانش‌آموزانی که هنوز دفتر مشقشان بسته نشده بود و بانوانی که بی‌هیاهو، ستون‌های اصلی تظاهرات شدند. بیرجند، پیش از آن‌که انقلاب را جشن بگیرد، هزینه‌اش را با خون جوانانش پرداخت؛ روایتی که سیدحسن اصغری، از مبارزان آن روزها، هنوز با جزئیاتش زندگی می‌کند.

آغاز یک خیزش آرام در شهر کویری

انقلاب اسلامی ایران، گرچه از شهرهای بزرگی چون قم، تبریز، اصفهان و تهران آغاز شد، اما به‌تدریج دامنه خود را به شهرهای کوچک‌تر نیز گسترش داد؛ شهرهایی که شاید در نقشه سیاسی کشور کمتر دیده می‌شدند، اما در عمل، ستون‌های استوار نهضت مردمی بودند. بیرجند، شهری آرام در شرق کشور، از جمله همین نقاط تأثیرگذار بود. سیدحسن اصغری، از مبارزان انقلابی این شهر، معتقد است جرقه‌های نخست انقلاب در بیرجند، پیش از آنکه خیابانی شود، در مساجد و دل جوانان زده شد.

رمضان 57؛ مسجد، کانون بیداری

به گفته اصغری، ماه مبارک رمضان سال 1357 نقطه شروع جدی فعالیت‌های انقلابی در بیرجند بود. مسجد آیت‌الله آیتی، به‌عنوان پایگاه اصلی، میزبان سخنرانی روحانیونی بود که به‌صورت هوشمندانه مفاهیم دینی را با مسائل روز پیوند می‌زدند. در همین جلسات بود که برای نخستین بار اعلامیه‌ها و پیام‌های امام خمینی(ره) به‌صورت مخفیانه میان مردم توزیع شد؛ اقدامی که خطر دستگیری و شکنجه را به همراه داشت، اما عطش آگاهی جوانان را فرو نمی‌نشاند.

عید فطر؛ نخستین نمایش قدرت جمعی

نماز عید فطر سال 57، به امامت مرحوم آیت‌الله ربانی در مسجد امام حسین(ع)، نخستین حضور گسترده مردم در فضای عمومی بود. پس از نماز، جمعیت در خیابان‌های اطراف به حرکت درآمد. هرچند این راهپیمایی‌ها هنوز انسجام ماه‌های بعد را نداشت، اما نشان داد که ترس در حال فرو ریختن است.

17 شهریور؛ خون تهران، خروش بیرجند

با وقوع فاجعه 17 شهریور در میدان ژاله تهران، موجی از خشم و اندوه سراسر کشور را فرا گرفت. بیرجند نیز از این قاعده مستثنی نبود. هرچند رژیم پهلوی با سانسور شدید رسانه‌ای سعی در پنهان‌کاری داشت، اما خبر کشتار مردم به‌سرعت میان شهروندان پیچید. در واکنش، راهپیمایی‌های اعتراضی و مجالس یادبود شهدای 17 شهریور در بیرجند برگزار شد و فضای شهر رنگی کاملاً انقلابی به خود گرفت.

ورود دانش‌آموزان به صحنه

با بازگشایی مدارس در مهرماه، دانش‌آموزان به یکی از فعال‌ترین گروه‌های انقلابی تبدیل شدند. نخستین راهپیمایی‌های دانش‌آموزی از مقابل دبیرستان‌ها شکل گرفت و به‌سرعت به خیابان‌های اصلی شهر کشیده شد. اصغری تأکید می‌کند که بسیاری از این نوجوانان، با وجود سن کم، شجاعتی مثال‌زدنی داشتند و بعدها برخی از آنان در شمار شهدای انقلاب قرار گرفتند.

مناسبت‌های مذهبی؛ فرصت یا تهدید؟

عید غدیر، تاسوعا و عاشورای حسینی، در سال 57 معنایی فراتر از یک مراسم مذهبی یافت. این مناسبت‌ها به فرصتی برای تجمع گسترده مردم و بیان علنی شعارهای ضد رژیم تبدیل شد.در این میان، شعارهایی چون «مرگ بر شاه» که پیش‌تر به‌صورت پنهانی گفته می‌شد، آشکارا در خیابان‌ها طنین‌انداز شد؛ نشانه‌ای روشن از تغییر موازنه قدرت میان مردم و حکومت.

بانوان؛ ستون‌های پنهان انقلاب بیرجند

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های انقلاب در بیرجند، حضور پررنگ بانوان بود. تحصن بانوان در 17 دی‌ماه، هم‌زمان با سالروز کشف حجاب رضاشاهی، نقطه عطفی در تاریخ مبارزات این شهر به شمار می‌رود. دانش‌آموزان دختر و زنان خانه‌دار، دوشادوش روحانیون، با شجاعت در برابر نیروهای انتظامی ایستادند و نقش تعیین‌کننده‌ای در تداوم اعتراضات داشتند.

نخستین شهدا؛ بهای بیداری

در 28 آبان‌ماه، جریان مبارزه وارد مرحله‌ای خونین شد. شهید محمدعلی راستگو مقدم پس از دستگیری و تحمل ضرب‌وشتم شدید در شهربانی بیرجند، به شهادت رسید و به نخستین شهید انقلاب این شهر تبدیل شد. این حادثه، نه‌تنها موجب عقب‌نشینی مردم نشد، بلکه عزم آنان را برای ادامه راه راسخ‌تر کرد.

دی‌ماه؛ تشدید سرکوب و افزایش فداکاری

در دی‌ماه، در جریان درگیری‌ها، شهید محمدتقی خاکشور، دانش‌آموز متولد 1339، بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی جان باخت. هم‌زمان، خبر شهادت سیدهاشم کوشه ای در مشهد، که از ورزشکاران بیرجندی بود، اندوه مضاعفی بر مردم تحمیل کرد.

پنجم بهمن؛ ورود چماق‌به‌دستان

پنجم بهمن‌ماه 57، روزی سرنوشت‌ساز در تاریخ بیرجند است. رژیم پهلوی که از مهار اعتراضات ناتوان شده بود، نیروهای چماق‌به‌دست را به شهر گسیل کرد. در جریان این یورش، مغازه‌های حامی انقلاب تخریب شد و مردم مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتند. در همین حوادث، پرویز حسینی بر اثر ضربه چماق به شهادت رسید و محمود میری نیز که به‌شدت مجروح شده بود، سال‌ها بعد بر اثر همان جراحات به شهادت رسید.

هفتم بهمن؛ بزرگ‌ترین راهپیمایی بیرجند

اوج خیزش مردمی بیرجند در هفتم بهمن رقم خورد. هزاران نفر از اقشار مختلف، با تصاویر امام خمینی(ره)، از مسجد جامع به راه افتادند.

در مسیر، نیروهای نظامی با تیراندازی مستقیم و هوایی، راهپیمایی را به خشونت کشاندند. در این روز، علی سندروس و محمود سورگی به شهادت رسیدند و تعدادی دیگر نیز مجروح شدند.

روزهای انتظار؛ ورود امام

با انتشار خبر بازگشت امام خمینی(ره)، اضطراب و امید هم‌زمان بر شهر سایه انداخت. مردم با کمترین امکانات، از طریق تلویزیون‌های سیاه‌وسفید، لحظه ورود امام را تماشا کردند؛ لحظه‌ای که به گفته اصغری، «قابل توصیف نیست».

22 بهمن؛ پایان یک راه، آغاز یک تاریخ

در 22 بهمن 1357، هم‌زمان با سقوط رژیم پهلوی، مردم بیرجند مراکز نظامی و شهربانی را به تصرف درآوردند. اسلحه‌خانه‌ها تحت کنترل نیروهای مردمی قرار گرفت و شهر عملاً به دست انقلابیون اداره شد. به این ترتیب، بیرجند با تقدیم هفت شهید—بیشترشان جوان و دانش‌آموز—سهم خود را در پیروزی انقلاب اسلامی ادا کرد.

جمع‌بندی

روایت سیدحسن اصغری، تنها یک خاطره شخصی نیست؛ بلکه سندی زنده از نقش مردمی شهری است که بی‌ادعا، اما استوار، در مسیر انقلاب ایستاد. بیرجند نشان داد که انقلاب، محصول تصمیم پایتخت‌نشینان نبود، بلکه نتیجه خون، ایمان و ایستادگی مردمی در سراسر ایران بود.

انتهای پیام/258/