اعتباریات علامه طباطبایی؛ نظریه‌ای عقلانی برای پاسخ به انسان مدرن

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، نظریه اعتباریات از قدرتمندترین نظریه‌ها در اندیشۀ اسلامی است که توسعۀ فراوانی یافته و توسط بزرگانی چون محقق اصفهانی، محقق عراقی و علامه طباطبایی بسط داده شده است.

علامه طباطبایی در رسالۀ اعتباریات تأکید دارد که رویکرد او متفاوت از پیشینیان است و در اکثر آثار خود از این نظریه بهره برده است. ایشان این مباحث را اشبه به علم النفس می‌داند.

نقد قرائت رایج: انحصار نظریه در حوزۀ اخلاق

با وجود تأکید علامه طباطبایی بر ارتباط اعتباریات با میل و نیاز انسان، اغلب محققان پس از ایشان، تمرکز را بر مسائل اخلاقی قرار داده‌اند.

این رویکرد ناشی از ذهنیت مساله محور محققان است، در حالی که با مراجعه به متون علامه روشن می‌شود که ایشان در صدد حل مسائل اخلاقی صرف نبوده است.

پیشینیان نیز از این نظریه بیشتر در علم اصول بهره می‌بردند، نه در علم اخلاق.

سه خاستگاه نظریه اعتباریات

برای فهم دقیق این نظریه، باید به سه ریشه توجه کرد:

الف) سنت عقلی جهان اسلام

در تاریخ فلسفۀ اسلامی، عقل عملی از دورهای به بعد (به ویژه پس از شارحان ابن سینا مانند خواجه نصیر و قطب الدین شیرازی) تضعیف شد و کارکرد شناختی آن کاهش یافت.

در مقابل، علامه طباطبایی و برخی دیگر (مانند ملاصدرا و حاجی سبزواری) به احیای آن همت گماشتند.

آیت الله عابدی شاهرودی در مقاله «عقل عملی از منظر ابن سینا» در تفسیر نظریه بوعلی دو کارکرد برای عقل عملی قائل شد:

1. عقل تدبیری: مدیریت امور زندگی و افعال.

 2. عقل اخلاقی: تشخیص احکام و ارزش‌های اخلاقی.

ب) سنت اجتهادی

نظریه اعتباریات در حوزۀ اصول فقه نیز کاربرد گسترده‌ای داشته و توسط فقهای پیش از علامه به کار گرفته شده است.

ج) وضعیت انسان در جهان مدرن

مدرنیته سوژۀ مدرن را ایجاد کرد که با عقل ابزاری و بریدگی از جهان سنتی مواجه است.

علامه با نظریه اعتباریات درصدد پاسخ به نیازهای انسان جدید و علم جدید است.

فلسفه‌های مدرن (مانند اندیشه‌های دکارت، هایدگر و هوسرل) عمدتاً در پاسخ به بحران‌های عصر مدرن شکل گرفته‌اند.

هدف علامه ارائه چارچوبی روش‌شناختی برای مواجهه با علوم انسانی مدرن، مبتنی بر عقل تدبیری اسلامی بوده است.

نظریه اعتباریات به مثابه مقولات عقل عملی

علامه تأکید دارد که بحث اعتباریات مربوط به عقل عملی است، نه عقل نظری. با تایید استاد حشمت پور، می توان مفاهیم اعتباری که در مقاله ششم از اصول فلسفه برشمرده است را «مقولات عقل عملی» نامید. این مقولات، اصالتا تدبیری هستند تا اخلاقی.

اما ایشان مفاهیم اخلاقی را نیز اعتباری می‌دانند و این مانعی از این نیست که امور اخلاقی حقیقتی ورای اعتبار داشته باشد. چنانکه علامه حتی مفهوم وجود را اعتباری می‌داند، اما در عین حال قائل به اصالت وجود است. همین رویکرد در اخلاق نیز قابل تعمیم است: او نسبی‌گرا نیست، در مقابل ایشان احکام تدبیری عقل عملی را به عنوان امور اعتباری در بستر نیازهای انسان می‌فهمد و اینها با اخلاق جهانشمول متفاوت است.

یادداشت از: دکتر سیدهادی موسوی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه

انتهای پیام/