یوم الله 22 بهمن، حماسه تماشایی ملت ایران
- اخبار استانها
- اخبار خوزستان
- 22 بهمن 1404 - 16:10
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اهواز، مردم غیور اهواز هرچه نفرت و انزجار از بیگانه دارند در گلو میریزند و مرگ بر آمریکا میگویند. مداح، سلحشورانه از حنجره مایه میگذارد. مردم هم دم میگیرند و از اعماق وجود شعار سر میدهند: بهمن، بهمن، یومالله. هذا الیوم، یومالله. لا اله الا الله. حالا دیگر همه شمارش معکوسها صفر شدهاند. همان اعدادی که گوشه سمت چپ صفحه جادویی، خوش نشسته بودند که نشان بدهند تا تماشاییتر شدنمان چقدر مانده. مرغ خیالم پر میکشد.
درست، سه روز پیش بود که پای تقویمِ چسبیدهبهسینهدیوار ایستادم تا ببینم کجای تاریخ ایستادهام؟ انگشت اشاره دست راستم، رد نگاهم را گرفت و رسید به خانه کوچک آبیرنگ 22 بهمنماه. تاریخ قمری تولدم، 7 روز بعد از میلاد باسعادت حضرت بقیةاللهالاعظم روحی لتراب مقدمه الفداست. از نیمهشعبان، هفت روز که بگذرد، میرسیم به 22 شعبانالمعظمی که 22 بهمنماه هم هست. چه تقارن دلچسبی! حلاوتش به کامم مزه کرد.
فکرش هم لذتبخش بود. سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، معجزه خمینی کبیر رحمتالله علیه باشد و سالروز قمری زمینی شدنم. شور شیرینیبود. 22 بهمنماه امسال عیدیست برای خودش. باید به فکر شکرانه میبودم. از پای دیوار کنار رفتم و پای کتاب نشستم. کمی بعد، صفحه خاموش تلفن همراهم با اعلان پیامی روشن شد. دست بردم و برش داشتم. پیام، سخنی بود از مرحوم آیتالله فاطمی نیا رضوانالله علیه:
"این ایام باقی مانده از ماه شعبان را خیلی غنیمت بشمارید. این روزها بسیار حساس است و باید قدر بدانیم. سعی کنیم با آمادگی کامل وارد ماه رمضان، ماه مهمانی خدا شویم." میدانستم که زمستان، بهار مومن است. روزهایش کوتاه و شبهایش، باب عبادت. چند روزی روزه قضا بر گردنم سنگینی میکرد. فرصت مناسبی بود که حسابم را صاف کنم. شب قبل نیت کردم، امروز را روزه باشم. به شکرانه این روز فرخنده صدقه میدهم. با آبی طاهر، وضویی طیب میسازم و به میدان میزنم.
باشد که قبول افتد. میعادگاه، میدان مولوی است. پیش از 9 صبح میرسم. تا شروع رسمی مراسم، دقایقی باقیست اما سیل جمعیت که هر لحظه خروشانتر میشود، چیز دیگری میگوید. مراسم خیلی وقت است که شروع شده. اهریمنان دیوصفت و ضحاکان ماربهدوش همه کار کردند. جمیع عِدّه و عُدّهشان را به میدان آوردند.
صدِ خودشان را وسط گذاشتند. شیاطین انس و جن را به خط کردند. هرچه در چَنْتِه داشتند رو کردند. سیل نقشه بود که در اتاق عملیاتشان یکی پس از دیگری روی میز میرفت اما همه نقش بر آب شد. فکر همه چیز را کرده بودند الا وحدت ملت. همین هم توی دهانشان زد. تو دهانی که هیچ، گُرْدِهشان را به خاک مالید. تیغ و تبر شیطان بزرگ و نوچههای ریزهخوار سفرهاش، هر چقدر هم که تیز باشد، نمیبُرَد.
فقط زخمه میزند بر تنه تنومندِ سروِ تناورِ جمهوری اسلامی ایران که با خون سرداران رشید و جوانان غیور آبیاری شده. خرسندم. جشن تولد قمریام به جشن حضور تا ظهور گره خورده. نفربهنفرِ شهروندانِ غیورِ اهوازی در قاب نگاهم جای میگیرند. هیچ سنی از قلم نیفتاده. از نوزاد خوابی که در آغوش مادرش در قنداقه است تا پیر سالخوردهای که گَرْدِ روزگار بر چهرهاش نشسته. الف قامتش، دال شده. دستان چروک و لرزانش عصا میزند اما گامهایش در راه اعتقاداتش راستین است. هوا نه سرد است، نه گرم. خوب است و دلپذیر. باد میوزد.
پرچمهای سهرنگ ایران در آغوش باد دلبری میکنند. هرازچندگاهی سبز و زرد پرچم حزبالله لبنان به چشم میآید. کمتر دستی خالی است. دستها همه مشغولند. یکی مشتِ گرهکرده به آسمان میفرستد و شعار میدهد. یکی دودستی علم میکشد و دیگری با یک دست، کودک خردسالش را که پشت گردنش نشانده، نگه داشته و با دست دیگر پرچم ایران را در هوا تکان میدهد. امروز، روز عملیات دستهاست. حتی دستان کودکان هم پر است. دختر و پسر فرقی ندارد. دستان کوچک کودکان، مشغولند.
به اهتزاز درآوردن پرچم ایران عزیزمان، تکان دادن بادکنکهای رنگی و نگه داشتن تصاویر رهبران و شهدا، مشق شیرین امروز کودکان است. کودکانی که صورتهایشان را به رنگ و قلمو سپردند تا سه رنگ پرچم کشورمان بر گونه لطیفشان زیبایی بیافریند. سیل صدای شعار است که به آسمان میرود و گوشها را پر میکند.
مردم غیور اهواز هرچه نفرت و انزجار از بیگانه دارند در گلو میریزند و مرگ بر آمریکا میگویند. مداح، سلحشورانه از حنجره مایه میگذارد. مردم هم دم میگیرند و از اعماق وجود شعار سر میدهند: بهمن، بهمن، یومالله. هذا الیوم، یومالله. لا اله الا الله. ابتدا و انتها، معنا ندارد. تا چشم کار میکند، جمعیت در جوشوخروش است.
پل شهید علمالهدی مملو از جمعیتی است که غیرت و همتشان بر تهدیدهای پوچ و بیمایه دشمنان کوردل چربیده و خود را به راهپیمایی 22 بهمنماه سال 1404 هجری شمسی رساندهاند تا پیام ایستادگی و آزادگی ملت ایران را به جهان مخابره کنند. تا به عالَم و آدم نشان دهند که حتی برای لحظهای سنگر دفاع از جمهوری اسلامی ایران را خالی نمیگذارند و با اعتقاد راستین و از اعماق وجود فریاد برآورند: تا خون در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست.
گزارش از یاسمن باعثی خبرنگار تسنیم
انتهای پیام/