وقتی «غیرت» چتر امنیت گیلان می‌شود

به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، آسمان امروز گیلان، سر باز ایستادن نداشت، از همان نخستین دقایق صبح دانه‌های درشت باران، سنگفرش خیابان‌ها را شستند تا شهر برای یک قرار عاشقانه مهیا شود، اما دوربین‌ها امروز چیزی فراتر از یک پدیده جوی را ثبت کردند؛ آن‌ها «اراده» را به تصویر کشیدند.

رنگین‌کمانی از جنس پایداری تصور کن؛ خیابان‌هایی که زیر بارش تند باران، به جای خلوت شدن، با چترهای رنگارنگ فرش شده‌اند، هر چتر، پناهگاه یک خانواده بود که سرمای هوا را با گرمای حضورشان شکست داده بودند، در نگاه اول، جمعیت شبیه یک رنگین‌کمان متحرک به نظر می‌رسید که زیر سقف خاکستری آسمان، به سوی میدانی مشترک در حرکت بود.

نسل چهارم؛ ایستاده در باران در میانه شلوغی، چهره‌های کوچکی خودنمایی می‌کردند، دختربچه‌ای با بارانی صورتی که پرچم ایران را محکم در دست گرفته بود و قطرات باران از لبه کلاهش روی گونه‌هایش می‌لغزید، او شاید هنوز تحلیل‌های سیاسی را نداند، اما امروز یاد گرفت که برای آرمان‌های پدرانش، حتی زیر باران هم باید ایستاد، کودکان گیلان امروز درس «وفاداری» را نه در کلاس درس، که در کف خیابان‌های خیس شهر مرور کردند.

پرچم‌هایی که سنگین نشدند باران پرچم‌ها را خیس و سنگین کرده بود، اما بازوان جوانان تالشی و گیلک، قدرتمندتر از آن بود که این سنگینی را حس کند، وزش باد، پرچم‌های بزرگ ایران را که حالا خیس و درخشان شده بودند، به اهتزاز درمی‌آورد، در هر قطره‌ای که از انتهای پرچم فرو می‌چکید، گویی غسلِ دوباره‌ای برای آزادی رقم می‌خورد.

لبخندهایی سدّ نفوذناپذیر عجیب‌ترین بخش این گزارش تصویری، «لبخندها» بود، مردم نه با چهره‌هایی عبوس از سرما، بلکه با لبخندهایی که نشان از رضایت قلبی داشت، با هم حرف می‌زدند، پیرمردی که عصایش را به یک دست و دسته‌چترش را به دست دیگر گرفته بود، با هر قدمی که برمی‌داشت، به دوربین لبخند می‌زد؛ گویی می‌خواست بگوید: «ما را از چه می‌ترسانید؟ ما ملتِ باران و حماسه‌ایم.»

راهپیمایی 22 بهمن امسال در گیلان، فقط یک مراسم ملی نبود؛ یک تابلوی نقاشی زنده بود، تابلویی که نشان داد پیوند این ملت با ریشه‌هایش، به محکمیِ کوه‌های تالش و به زلالیِ باران‌های شمال است، امروز باران آمد، اما نتوانست ردپای حماسه را پاک کند؛ بلکه آن را در ذهن تاریخ، جاویدان کرد.

انتهای پیام/