بازخوانی انقلاب در لرستان؛ از اغتشاش تا قیام 22 بهمن

خبرگزاری تسنیم، لرستان: راهپیمایی 22 بهمن در لرستان، یک تصویر واحد ندارد؛ هر شهر، هر شهرستان، هر بخش، روایت خودش را به این روز می‌آورد.

اما این تکثر، به واگرایی ختم نمی‌شود؛ به هم‌نشینی روایت‌ها می‌رسد. در خرم‌آباد، راهپیمایی بیش از هرجا رنگ نمایندگی دارد. اینجا مرکز استان است.

در خرم‌آباد تریبون‌ها برپا می‌شود، رسانه‌ها متمرکز می‌شوند. اما حتی در این تمرکز رسمی، نشانه‌های زیست محلی محو نمی‌شود. صبح 22 بهمن اینجا  بازتعریف خیابان بود.

خیابان انقلاب خرم‌آباد، میدان 22 بهمن، و مسیرهای منتهی به آن، حال‌وهوایی دوگانه داشتند: از یک‌سو نماد جشن سالگرد انقلاب، و از سوی دیگر میدان بازگشت به هم‌زیستی شهری.

در بروجرد، راهپیمایی حال‌وهوایی متفاوت دارد.  این شهر، هم سابقه صنعتی دارد و هم ریشه مذهبی عمیق. اینجا راهپیمایی بیشتر شبیه ادای دین تاریخی است؛ نه‌فقط به انقلاب، بلکه به نقش شهر در تحولات معاصر.

انقلاب در شهرهای کار و کوه

در دورود، ازنا، الیگودرز، حضور کارگران، کشاورزان و خانواده‌های‌شان پررنگ‌تر است. دست‌ها زمخت‌ترند، چهره‌ها آفتاب‌سوخته‌تر. در شهرهای کار و کوه، شعارها شاید همان شعارهای سراسری باشد، اما وزنشان فرق می‌کند؛ انگار هر جمله، از دل تجربه معیشت عبور کرده‌است.

جنوب لرستان راهپیمایی رنگ دیگری دارد.  اینجا خاطره سیل، ویرانی و بازسازی هنوز زنده است. حضور مردم، گزارش‌گونه است؛ گزارش ایستادن، و ادامه‌دادن.

22 بهمن در لرستان، یک کنش جمعیِ تاریخی است که هر سال، دوباره، روی همان زمین 57 تکرار می‌شود؛ زمینی که حافظه دارد، زخم دارد، و به‌سادگی فراموش نمی‌کند.

در این استان، انقلاب هیچ‌وقت صرفاً یک واقعه سیاسی نبوده؛ بلکه پاسخی بوده به انباشتِ تاریخیِ نادیده‌گرفته‌شدن. به حاشیه‌بودن، به فقر ساختاری در دوران پهلوی، به حذف از مرکز تصمیم.

برای همین است که خیابان در 22 بهمن، در لرستان، به سند تبدیل می‌شود. در زمستان 1357، وقتی موج انقلاب به شهرها رسید، خیابان‌ها به نخستین رسانه مردم بدل شدند.

سند انقلاب در خیابان

صدا باید در خیابان بلند می‌شد. مردمی که سال‌ها تجربه حاشیه‌نشینی در توسعه و قدرت را داشتند، برای نخستین‌بار حس کردند می‌توانند در متن بایستند. آن ایستادن، فقط ایستادن سیاسی نبود؛ ایستادن برای دیده‌شدن بود.

حافظه جمعی مردم لرستان، انقلاب را فرصتی برای بازتعریف جایگاه خود در ساختار کشور ثبت کرد. خیابان، بستر این بازتعریف بود. از همان زمان، خیابان در ذهن جمعی مردم این استان، معنایی دوگانه پیدا کرد: هم میدان اعتراض به بی‌عدالتی، و هم میدان تثبیت یک نظم نو.

حالا آنچه این راهپیمایی را از گذشته جدا می‌کند، تجربه پیشین خیابان بود. خیابان دیگر بی‌طرف نبود. همه می‌دانستند که همین فضا می‌تواند هم محل اعتراض باشد، هم محل اعلام وفاداری. همین دوگانگی، وزن حضور را سنگین‌تر کرده بود.

حافظه جمعی، چیزی انتزاعی نیست؛ در رفتارها، در واکنش‌ها، در حساسیت‌ها بروز پیدا می‌کند. مردم لرستان تجربه کرده‌اند که آشوبِ بی‌جهت، هزینه‌اش بر دوش خودشان می‌افتد.

در دی‌ماه خیابان بار دیگر به صحنه تنش بدل شد. اما میان اعتراض مدنی و اغتشاش، در حافظه مردم تفاوت روشن وجود دارد. اعتراض، مطالبه است؛ اغتشاش، تخریب. اعتراض، مطالبه اصلاح است؛ اغتشاش، گسست از نظم عمومی و آسیب به اموال عمومی و خصوصی.

از اغتشاش تا جنگ رسانه‌ای

حوادث دی‌ماه از فقر و فشار اقتصادی زاده شد، اما به‌سرعت ربوده شد. آنچه در خیابان‌ها شعله‌ور شد، نه‌فقط خشم نان، بلکه پروژه‌ای برای تبدیل نارضایتی به بی‌ثباتی بود.

تورم مردم را به‌ستوه آورده بود، اما اغتشاش‌گران بحران را هدایت کردند. لرستان در این موج، یکی از استان‌هایی بود که به‌دلیل شدت فشار معیشتی و سرعت نفوذ تحریک‌ها زود وارد فاز درگیری شد.

همزمان با درگیری‌های خیابانی، جنگ رسانه‌ای با شدت بی‌سابقه‌ای آغاز شد. در این جنگ تصاویر تقطیع می‌شد، زمان‌ها جابه‌جا می‌شد، کشته‌ها بزرگ‌نمایی می‌شدند.

در دی‌ماه افراد زنده به‌عنوان کشته معرفی می‌شدند، شایعه جای خبر را می‌گرفت، و هر ویدئو ظرف چند دقیقه در هزاران کانال بازنشر می‌شد؛ بدون منبع، بدون راستی‌آزمایی.

هدف تولید خشم بود. هر چه عدد کشته‌ها بیشتر، هر چه تصاویر خشن‌تر، هر چه روایت احساسی‌تر، احتمال پیوستن افراد جدید به خشونت بیشتر می‌شد.

اعتراض اقتصادی در حاشیه

با گذشت چند روز، خشونت آشکارتر شد: پرتاب کوکتل مولوتف در برخی نقاط، حمله به کلانتری‌ها، تخریب دوربین‌های شهری، بستن مسیرهای اصلی، و تهدید کسبه برای تعطیلی بازار.

در این مرحله، اعتراض اقتصادی به حاشیه رفت و جای خود را به تقابل خیابانی داد. اما در روز 22 بهمن خیابان‌ها کارکردی متفاوت از ماه‌های قبل پیدا کردند.

حافظه انقلاب در لرستان، حافظه یک حرکت جمعی برای ساختن است؛ نه سوزاندن. از سال 57 به‌عنوان قیام یاد می‌شود، نه آشوب. تفاوت واژه‌ها، تفاوت معناست. قیام، برخاستن برای تغییر است؛ آشوب، درهم‌ریختن بی‌هدف.

خیابان‌هایی که در انقلاب شاهد فریاد استقلال، آزادی بودند، در سال‌های اخیر هم صداهایی شنیدند. اما مردم، در مقایسه این دو تجربه، تمایز قائل شدند. آنچه در حافظه جمعی مانده، حرکت متکی به بدنه اجتماعی گسترده است.

اغتشاش‌های پراکنده، که با هدایت رسانه‌های بیرونی و تحریک هیجانی شکل گرفت، نتوانست همان پیوند عمیق را با مردم برقرار کند.

بازگرداندن خیابان

در 22 بهمن، وقتی دوباره خیابان‌ها پر می‌شود، این حافظه فعال است. حضور مردم، نوعی بازخوانی تجربه انقلاب است. آن‌ها با آمدن به خیابان، مرز خود را با تخریب مشخص می‌کنند.

حافظه جمعی لرستان، بر پایه رنج‌های مشترک ساخته شده‌است: جنگ، بیکاری، مهاجرت، سیل، خشک‌سالی. در چنین بستری، بی‌ثباتی هزینه‌ای سنگین دارد.

نفی اغتشاش، برای بسیاری از مردم، نه موضعی صرفاً سیاسی، بلکه انتخابی عقلانی و معطوف به بقاست. خیابان در انقلاب، نماد امید بود. خیابان در اغتشاش، نماد اضطراب شد. 22 بهمن، تلاشی است برای بازگرداندن خیابان به‌معنای نخست.

پس از فروکش‌کردن ناآرامی‌ها، خیابان‌های لرستان وارد مرحله‌ای از بازتعریف شدند. مردم با آمدن به خیابان، نشان دادند که می‌خواهند فضا را از انحصار تصویرهای خشن خارج کنند. آن‌ها می‌خواستند روایت غالب از خیابان، روایت امنیت و هم‌زیستی باشد، نه دود و درگیری.

در 22 بهمن مرز میان مطالبه‌گری و تخریب، در ذهن جمعی مردم شفاف‌تر از قبل شده‌است. اغتشاش، نه‌تنها دستاوردی ندارد، بلکه شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کند.

حافظه جمعی لرستان بر پایه سه عنصر شکل گرفته‌است: رنج مشترک، امید مشترک و ترس مشترک از بی‌ثباتی. این سه، رفتار خیابانی مردم را جهت می‌دهند.

انقلاب در این حافظه، نماد قیام است؛ اغتشاش، نماد گسست و خطر. 22 بهمن، هر سال، صحنه‌ای است که این تمایز دوباره یادآوری می‌شود.

انتهای پیام/ 644