ترنم تیشه بر پیکر چوب؛ میراثی که در قلب سرریگ نفس می‌کشد

به گزارش خبرگزاری تسنیم دفتر جزایر خلیج فارس، وقتی از هیاهوی بازارهای مدرن قشم فاصله می‌گیرید و به عمق بافت روستایی سرریگ نفوذ می‌کنید، صدایی متفاوت به گوش می‌رسد؛ صدای تیشه بر چوب که با ضرب‌آهنگی منظم، گویی ضربان قلب تاریخ جزیره است.

اینجا هوا طعم دیگری دارد؛ ترکیبی از بوی تند چوب ساج و رطوبت شرجی دریا که در هم آمیخته‌اند تا فضایی برای خلق اصالت فراهم کنند. در این گوشه دنج، هنر لنج‌سازی و عودسازی صرفاً یک حرفه برای امرار معاش نیست، بلکه تلاشی جانانه برای زنده نگه داشتن شناسنامه‌ای است که نسل به نسل از دل اقیانوس‌ها و لنج‌های بادبانی به ما رسیده است.

پیوستگی هنر دست با فرهنگ دریانوردی

هنر کار با چوب در این منطقه، ریشه‌ای عمیق در زیست‌بوم خلیج فارس دارد. هر تراشی که بر پیکره یک ماکت لنج می‌خورد، یادآور روزگاری است که دریانوردان قشمی با همین سازه‌های چوبی، پهنه دریاها را تا هند و آفریقا در می‌نوردیدند.

از سوی دیگر، ساخت ساز عود در کنار لنج‌سازی، نشان از پیوند ناگسستنی کار و آرامش در فرهنگ محلی دارد؛ گویی هنرمند می‌خواهد همان چوبی را که روزی در برابر موج‌های سهمگین مقاومت می‌کرد، حالا به زبانی برای بیان لطیف‌ترین موسیقی‌های سنتی جزیره تبدیل کند.

این تداوم هنری، نشان‌دهنده پویایی جامعه‌ای است که با وجود تغییرات دنیای امروز، هنوز هم رگ‌های حیاتی هویت خود را در کارگاه‌های بومی جستجو می‌کند.

کارگاه‌های روستایی؛ سنگر حفظ اصالت

فعالیت در عرصه‌ی صنایع‌دستی دریایی و سازهای سنتی در روستاهایی نظیر سرریگ، فراتر از یک نمایش نمایشگاهی است. این کارگاه‌ها در واقع کلاس‌های درس زنده‌ای هستند که میراث ملموس و ناملموس قشم را از خطر فراموشی محافظت می‌کنند.

هنرمند بومی وقتی از سال‌های دور کار با چوب را آغاز کرده و پس از سال‌ها وقفه دوباره به این حرفه بازمی‌گردد، در حقیقت دارد یک پیام روشن به جامعه مخابره می‌کند: هویت خریدنی نیست، بلکه ساختنی است.

این اصرار بر ماندن در این مسیر، زمینه‌ساز ایجاد اشتغال پایدار و جذب گردشگرانی است که به دنبال کشف روح واقعی جزیره، از مسیرهای تکراری عبور کرده و به کارگاه‌های بومی پناه می‌آورند.

نقشه راهی برای نگهبانی از میراث چوب

برای آنکه شعله‌ی این هنر در روستای سرریگ و سایر نقاط قشم خاموش نشود، باید نگاهی فراتر از حمایت‌های مقطعی داشت. نخستین راهکار، ایجاد «خانه‌های ترویج صنایع‌دستی» در دل همین روستاهاست تا نوجوانان و جوانان بتوانند در کنار استادکاران قدیمی، فوت‌وفن این هنر را به صورت تجربی بیاموزند و زنجیره انتقال دانش قطع نشود.

همچنین، پیوند زدن این آثار با بسته‌بندی‌های مدرن و معرفی آن‌ها در پلتفرم‌های بین‌المللی می‌تواند ارزش افزوده اقتصادی این هنر را چندبرابر کند تا هنرمند جوان انگیزه کافی برای ادامه راه گذشتگان را داشته باشد.

ضرورت پاسداری از هنری اصیل

در نهایت باید پذیرفت که لنج‌سازی و عودسازی، بخشی از معماری فرهنگی ماست و فروریختن هر کارگاه روستایی، به معنای از دست رفتن قطعه‌ای از این پازل بزرگ است.

نتیجه‌گیری منطقی این است که حفظ این هنر تنها با تکیه بر همت هنرمندان ممکن نخواهد بود؛ بلکه نیازمند یک عزم جمعی برای تبدیل این کارگاه‌ها به نقاط هدف گردشگری هنری است.

اگر بتوانیم ارزش معنوی این آثار را در کنار ارزش مادی آن‌ها به درستی تبیین کنیم، اطمینان خواهیم داشت که آیندگان نیز همچنان بوی چوب ساج را در کوچه‌های سرریگ استشمام خواهند کرد و نوای عودهای ساخته شده در این دیار، همچنان روایتگر قصه‌های ناتمام دریا خواهد بود.

انتهای پیام/7558