تاکتیک نرم صدام برای نفوذ در حوزه‌های علمیه

خبرگزاری تسنیم ـ محمدمهدی فریدونی*؛ احمد الحسن یا احمد اسماعیل بصری (1968 م) که خود را احمد الحسن الیمانی معرفی کرده بود، در سال 2003 م در تناقضی آشکار با مدعیات سابق خود، حیدر مشتت را به‌عنوان یمانی معرفی کرده و خود را فرزند و فرستاده امام عصر معرفی می‌کند و از این طریق توانسته ‌بود پیروانی گرد خود جمع کند. این جریان بیش از آنکه یک فرقه دینی بوده باشد، یک جنبش سیاسی است که با هدف ایجاد اختلاف و فتنه و انحراف در کشورهای اسلامی شیعی تشکیل‌شده است. در همین راستا تلاش می‌کنند جایگاه علما و به‌ویژه مرجعیت و حوزه‌های علمیه را تضعیف کرده و آنها را ناکارآمد معرفی کرده تا بتواند نیابت عامه را تخریب کرده و نیابت خاصه را ترویج کند بلکه مردم را از فقها جدا کرده و به گمان خود، زمینه را برای فروپاشی حوزه‌های علمیه فراهم نماید.

این جریان انحرافی با بهره‌گیری از منابع مالی فراوان، فعالیت‌های تبلیغی خود را با تأسیس شبکه ماهواره‌ای و رادیو، ساخت برنامه‌های تبلیغاتی، چاپ کتاب و جزوات، تبلیغ چهره به چهره و برپایی موکب‌های اربعین پیش می‌برد و برخی از افراد را که از معلومات مهدوی و حدیثی اندکی برخوردار می‌باشند، جذب خود می‌کند.

احمد الحسن برای اثبات مدعاهای خود به دلایلی غیرمنطقی از جمله رؤیا، استخاره و مکاشفه یارانش استناد می‌کند و علاوه بر این، ادعای علم و معجزه نیز می‌کند اما در روخوانی قرآن عاجز بوده و اشتباهات ادبی بسیاری دارد. وی برای رسیدن به اهداف خود از روایات نامعتبر و جعلی استفاده می‌کند، روایات را تقطیع و تحریف می‌کند. برخی ضروریات مذهب مثل تعداد ائمه را زیر سؤال می‌برد، و برای فرار از نقدها علم رجال را نیز بدعت دانسته و آن را ساخته و پرداخته علمای معاصر خوانده ‌است.

اما واقعیت این است که حزب بعث عراق بعد از سرکوب خشن قیام شیعیان، علیه استبداد صدام در اوایل دهه نود میلادی، متوجه این حقیقت شد که برخورد خشن به‌تنهایی کافی نیست بر همین اساس این بار تغییر تاکتیک داده و به جنگ نرم ‌بر ضد اسلام و حوزه و مردم مظلوم شیعه عراق روی آورد. صدام علاوه بر تظاهر به نماز و رفتن به زیارت چند اقدام خطرناک دیگر را نیز انجام داد که یکی از آنها نفوذ دادن جوانان مستعد بعثی در حوزه‌های علمیه و با ظاهر طلاب علوم دینی برای مأموریت‌های ضد دینی بود. نتیجه این نفوذها بعدها و در جریاناتی چون تحرکات مسلحانه و ضدامنیتی گروهک صرخی و... ظاهر شد.

درباره جریان احمد الحسن نیز توجه به عضویت برادر او در حزب بعث عراق و ورود به حوزه علمیه بعد از سرکوب قیام مردمی شیعه، می‌تواند سرنخ‌های بسیار مهمی را در اختیار اهل تحقیق قرار دهد.

پشتوانه مالی و عقیدتی این فرقه، اسرائیل و صهیونیسم است و همکاری تنگاتنگی میان اعضای سازمان منافقین با این فرقه وجود دارد. احمد الحسن، در راستای اهدف همیشگی استعمار در مبارزه با اعتقادات مکتب تشیع و با هدف مخدوش کردن اعتقادات جوانان، عصمت نبی اکرم و ائمه سلام‌الله‌علیهم را تکذیب کرده و خود و نواب خود را معصوم اعلام کرده و ضمن مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران، آن را غیرمشروع دانسته و شرکت در هرگونه انتخابات در نظام جمهوری اسلامی ایران را حرام و کفر می‌داند.

با رصد حرکات و رفتار این جریان می‌توان به‌سادگی تشخیص داد که این جریان انحرافی نه‌تنها استکبارستیز نیست بلکه در راستای اهداف استکبار جهانی حرکت می‌کند و با آنان کاملاً هم‌سو است. این جریان، آموزش نظامی را برای اعضای خود لازم دانسته عناصر خود را در باغ‌های مناطق «العمارة» و «الفاس» و «التیره» عراق با انواع سلاح‌ها آشنا می‌کرد. یکی از آموزش‌های آنها آموزش سر بریدن افراد بوده است.

احمد الحسن با همراهی عبدالزهرة الکرعاوی در سال (2007 م) پادگانی را در منطقه الزرکة (بین نجف و کربلا) تأسیس و قیام مسلحانه‌ای را علیه علمای شیعه آغاز کرد. آنان تصمیم داشتند در روز تاسوعا به نجف اشرف حمله کرده و همه علما را قتل‌عام کنند. این اقدام که به سرکردگی احمد اسماعیل بصری (احمد الحسن) هدایت می‌شد قبل از هر اقدامی با مداخله قوای امنیتی عراق با شکست مواجه شد. پس از شکست در الزرکة و مفقود شدن احمد الحسن، این جریان نیز دچار انشقاق شد.

* عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران 

انتهای پیام/