اپستین آینه است، نه استثنا

به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، هر بار که یک پرونده اخلاقی بزرگ در غرب افشا می‌شود، واکنش‌ها الگویی تکراری دارند: شوک رسانه‌ای، تمرکز بر چند نام مشخص، خشم افکار عمومی و در نهایت فروکش‌کردن ماجرا بدون آن‌که تغییری در ساختار قدرت رخ دهد. این چرخه تصادفی نیست؛ نتیجه یک مهندسی دقیق ادراکی است. پرونده جفری اپستین از همین الگو پیروی می‌کند.

 حجم اسناد، تصاویر و روایت‌ها تکان‌دهنده است، اما خطر اصلی درست در همین نقطه پدیدار می‌شود: تقلیل یک پدیده ساختاری به یک فرد. وقتی مسئله به «چه کسی» فروکاسته می‌شود، پرسش مهم‌تر یعنی «چگونه ممکن شد؟» عملاً از دستور کار خارج می‌شود.

اپستین نه یک استثنا، بلکه یک آینه بود. آینه‌ای که سازوکاری عمیق‌تر را بازتاب داد: مصونیت نخبگانی. سیستمی که بلد است هم‌زمان افشا کند و پنهان نگه دارد؛ اطلاعات را منتشر می‌کند، قربانی می‌گیرد، حتی محاکمه برگزار می‌کند، اما خطوط نامرئی قدرت را دست‌نخورده باقی می‌گذارد. افراد می‌افتند تا ساختار بماند.

در این میان، نقش شبکه‌های واسط، از مدیریت لجستیک تا بازتولید اعتبار اجتماعی، نشان می‌دهد که مسئله صرفاً انحراف فردی یا شبکه‌ای محدود نیست، بلکه با یک نظم پایدار مواجهیم؛ نظمی که افشاگری را به‌جای تهدید، به ابزار کنترل تبدیل می‌کند. افشاگری کنترل‌شده، خشم را تخلیه می‌کند بی‌آن‌که تغییری ایجاد کند.

تمرکز وسواس‌گونه بر نام اپستین، اگر به فهم این سازوکار نینجامد، نه‌تنها به عدالت کمک نمی‌کند، بلکه به تداوم همان نظمی یاری می‌رساند که چنین جنایت‌هایی را ممکن ساخته است.

اینجاست که «مکث ادراکی» اهمیت پیدا می‌کند؛ مکثی پیش از هم‌صدایی با موج رسانه‌ای، پیش از فروکاستن مسئله به چند چهره قابل مصرف.

افشاگری‌های امروز آزمون بلوغ ادراکی جوامع‌اند. اگر پرسش‌ها در سطح نام‌ها متوقف بمانند، چرخه تکرار خواهد شد، اما اگر نگاه‌ها از افراد عبور کند و به سازوکارها برسد، آن‌گاه افشاگری می‌تواند از یک شوک مقطعی به آگاهی ماندگار بدل شود.

مسئله اپستین نیست. مسئله این است که چه چیزی او را ممکن کرد، و چرا آن «چیز» هنوز مصون مانده است.

یادداشت از: سارا صمدی، پژوهشگر جنگ‌شناختی 

انتهای پیام/